کد خبر: 1069658
تاریخ انتشار: ۳۰ آبان ۱۴۰۰ - ۱۵:۳۸

امیرحسن اوصالی در صفحه اینستاگرامی خود نوشت: پویایی اثر فرهنگی سرپا اصولاً در گرو داشتن زیربنایی ایدئولوژیک می‌باشد که بتواند حیات اجتماعی خود را در فرهنگ پیدا و تنفس کند. گاهی در این مقام باید قاضی بود و به قضاوت نشست و گاهی نیز باید راوی بود و قضاوت را به مخاطب واگذار کرد. البته گزینه سومی نیز باقی می‌ماند که انسان از تماشای این روایت لذت ببرد و گزاره‌هایی را دریافت کند و بعد‌ها در روند تکمیل این گزاره‌ها صدق و کذب را در جهان زندگی خود بررسی بکند.
کاری که برادران ارک در پوست کرده اند دقیقاً تکیه بر همین زیربنای فکری اصیل است که به سینمای محصور شده در ژانر «نکبت» ثابت کردند هنوز قصه‌های زیادی وجود دارد تا فیلمساز را از زندان کلیشه‌های جامعه و سینمای آپارتمانی نجات بدهد تا حداقل برای یک‌بار هم که شده در سینما روایت یک قصه با زیربنای فکری اصیل را مشاهده کنیم، نه تکه‌پرانی‌های سیاسی مزخرف و جناح‌بازی‌های کثیف و کهنه. این اصالت فکری که ریشه در افسانه‌ها و اسطوره‌های محلی و قومی مردم میهن ما دارد هیچ‌وقت کهنه و دلزده نمی‌شوند و اگر «عاشیق» خوب از عهده‌اش بربیاید هنوز طرفدار‌های پروپاقرص خودشان را دارند.
در فیلم پوست همین اصالت باعث می‌شود تا تمام فیلم به زبان شیرین آذری باشد و دست‌بالایی باشد برای فیلمساز که اندکی مخاطب را نیز به دقت بیشتر وادار کند که قرار است همراه تصویر زیرنویس را نیز بخواند.
در پوست همه‌چیز جای خود قرار دارد. وسواس در میزانسن طوری انسان را مجذوب می‌کند که می‌توانی دوربین به‌دست سینما را قدم بزنی و مدام قاب‌هایی زیبا از فیلم به یادگار نگهداری. فیلم با روایت مثلث عاشقانه (سید، آراز و مارال) شروع می‌شود و با حذف سید در ابتدا، فیلمساز به خوبی با گره زدن روایت به ترس‌و‌طلسم و محبت‌مادری به یک عشق ممنوعه مخاطب را پای روایت خود نگه می‌دارد. مادری که قرار است خود شر این قصه باشد که با جادو و جمبل‌هایش آتش شرّ را روشن کرده است. او در ظاهر معتقد است آراز نباید عاشق دختر مسیحی بشود، اما در باطن این حسادت است که نمی‌تواند قبول کند قلب آراز در گرو زنی دیگر باشد و حفره کاراکتر در تنهایی او می‌باشد و عشق مادر پسری.
برادران ارک همه‌چیز را در خدمت فرم درآورده‌اند، از موسیقی بی‌نظیر گرفته تا میزانسن زیبا و از بازیگران ناآشنای کاربلد گرفته تا فضای مه‌آلود و روستای دورافتاده.
«پوست» دارد نان وسواس در کارگردانی خود را می‌خورد که چگونه با فضاسازی درست عشق را در ژانری وحشت‌گونه به مخاطب هدیه می‌دهد که مثالش را در سینمای ایران بسیار کم دیده‌ایم. استفاده درست از نور و تاریکی و به‌خدمت گرفتن موسیقی سرپا در متن فضا وحشت را به‌خوبی به مخاطب القا می‌کند.
اما «پوست» با تمام محاسنش یک جای کار می‌لنگد و آن فیلمنامه اثر است. کاش وسواس در کارگردانی به فیلمنامه هم می‌رسید و مقداری به ماجرای عشق کهنه آراز به مارال بیشتر پرداخت می‌شد و ما عشق را بیشتر مشاهده می‌کردیم. متأسفانه به شخصیت‌ها نیز فضای کافی برای پرداخت به خود و داستان داده نمی‌شود که اگر اینچنین می‌شد پوست به یک شاهکار در سینمای ایران تبدیل می‌شد.
خلاصه بگویم پوست یک اثر خوب و دیدنی با یک کارگردانی سرپا و دوربینی قصه‌گو است که اندکی در فیلمنامه می‌لنگد و در پرداخت مثل عشق و نفرت اندکی ضعف دارد.
پ. ن: پوست را باد چندین بار دید و از روایت «عاشیق» لذت برد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار