کانال تلگرامی حکمت زندگی مقالهای از «کایرا ام. نیومن» را با ترجمه «آگاه سیف» به اشتراک گذاشت. در این مقاله شش باور درباره موفقیت نقد شده است. خلاصه مطالب آمده در این مقاله مرور شده است:
۱) همیشه مدرک تحصیلی کسب کنید
در دبیرستان، بیشتر ما این پیام را دریافت میکنیم که اگر طبق قوانین پیش برویم، میتوانیم وارد دانشگاه خوبی شویم، شغل پیدا کنیم و راهمان را با بالا رفتن از نردبان موفقیت ادامه دهیم. این مسئله تا حدی هم حقیقت دارد، ولی یک راه دیگر هم وجود دارد و آن «راه اصلاح نشده» است. کسانی مثل استیو جابز یا آبراهام لینکلن از تمامی این مراحل بدون انجام دادن آنها عبور میکنند و راه خودشان را میسازند. «آنها کارهای غیرمنتظره انجام میدهند، پیشینههای مختلفی دارند و غالباً غیرقابلپیشبینیاند؛ با این حال دگرگونی به دنبال خود آورده و تفاوت ایجاد میکنند.»
۲) آدمهای خوب دیرتر از دیگران موفق میشوند
آیا داشتن قلبی مهربان در این دنیای پر رقابت کسب وکار مایه دردسر است؟ براساس تحقیق آدام گرنت باید گفت «خیر». این استاد مدرسه وارتون به این نتیجه دست یافت که آدمهایی که معمولاً در محل کار افرادی بخشنده و اهل داد و دَهِشاند- کسانی که بیشتر کمکرسانی میکنند تا آنکه از دیگران کمک بگیرند- موفقتر از افراد «اهل مسابقه» و افراد گیرندهاند.
۳) برندهها هیچوقت تسلیم نمیشوند و بازندهها هیچوقت برنده نمیشوند
به عبارت دیگر، ما نمیتوانیم همه کار انجام دهیم - و تنها راهی که میتوانیم متوجه شویم که چهکاری را باید انجام داد آن است که چند کار را انجام دهیم و هرچه را که مؤثر واقع نمیشود متوقف کنیم. بهطور مثال، مردمی که در آغاز مسیر حرفهای خود کارهای مختلفی را امتحان میکنند با سپریشدن زمان معمولاً درآمد بیشتری حاصل میکنند و رتبه بالاتری میگیرند. دستکشیدن از اهدافی که هیچوقت به آنها نمیرسیم ما را خوشحالتر و استرسمان را کمتر میکند. دلیل آنکه کودکستانیها در چالش مارشملو خیلی موفق بودند این است که آنها بهجای آنکه بر یک استراتژی بازنده پافشاری کنند دائم استراتژیهای متفاوتی را امتحان میکردند.
۴) در راه ارتقای خود شبکهسازی کنید
اگر شبکهسازی برای موفقیت حیاتی باشد افراد برونگرا باید مزیتی واضح داشته باشند و در واقع آنها، بر اساس برخی معانی موفقیت، واقعاً چنین مزیتی را دارند: افراد برونگرا، معمولاً درآمد بالاتر و رضایت شغلی بیشتری دارند و بیشتر ترفیع کاری میگیرند، درحالیکه درونگرایان بیشتر محتمل است که مدرک فارغالتحصیلی بگیرند و در زمینه کاری خود خبره شوند.
خوشبختانه، در مورد اکثریت ما واقعاً نیازی نیست که دست به انتخاب بزنیم، چون دو سوم اشخاص میانگرا هستند و در جایی بین درونگرایی و برونگرایی قرار میگیرند و این بدان معناست که ما میتوانیم از نقاط قوت هر دو تیپ شخصیتی استفاده کنیم: در تنهایی خود چمباتمه بزنیم تا مقام استادی را اخذ کنیم و بعد ارتباطات اجتماعیمان را در محل کارمان گسترش دهیم.
بهتر است بهجای شبکهسازی، روابط دوستانه بسازیم. درحالیکه تمرکز شبکهسازی روی آن چیزی است که میتوانید از دیگران بگیرید، روابط دوستانه روی آنچه میتوانید به دیگران بدهید تمرکز میکند. همینکه شغل پیدا کردید اگر در محل کارتان از توسعهدادن روابط دوستانه استقبال کنید، بیشتر محتمل است که ترفیع کاری بگیرید.
۵) همیشه به خود ایمان داشته باشید
اگرچه اعتمادبهنفس قطعاً با درآمد بالاتر، عملکرد مثبت در محل کار و مورد احترام دیگران بودن ارتباط دارد، جنبههای منفیای هم دارد. اعتماد به نفس بالا بعضی اوقات به این معناست که بیشتر محتمل است که ما بهجای آنکه اشتباه خود را بپذیریم بقیه را مقصر بدانیم. بارکر توضیح میدهد از سوی دیگر، فروتنی میتواند ما را به سمت خودسازی سوق دهد و در نهایت از ما رهبری محبوبتر بسازد.
۶) هرچقدر توان دارید کار کنید
با اینکه ما نمیخواهیم تا سر حد مرگ کار کنیم، خیلی از ما در نهایت خود را مدام در حال کار کردن و دچار خواب ناکافی و با این همه، همچنان عقبتر از برنامه کاریمان مییابیم. در عین حال، ما میدانیم کار بیش از حد زیان آور است؛ افرادی که بیش از اندازه کار میکنند معمولاً کمتر ورزش میکنند، بیشتر سیگار میکشند و بیشتر به مطب دکتر مراجعه میکنند. برای آنکه با میل به کار بیش از اندازه انجام دادن بجنگیم بارکر پیشنهاد میدهد ما مدل موفقیتی که به دنبالش هستیم را در درجه اول مشخص کنیم. او پیشنهاد میکند ما معنی شخصیمان را از موفقیت با متعادل ساختن این چهار شاخص بسازیم: «شادکامی: احساس خوبی داشتن»، «دستیابی: رسیدن به اهدافمان»، «اهمیت و معنا: تأثیری مثبت روی دیگران داشتن» و «یادگار: تثبیت کردن دستاوردها یا ارزشهایی که در آینده برای بقیه سودآور است.»