کار کردن و نان حلال سر سفره بردن از طریق دستفروشی عیب و عار نیست، اما این میزان از بیتوجهی و نادیده گرفتن استعدادها از سوی مسئولان جای تأسف دارد. ورزشکارانی که عمر و جوانی خود را در اردوها سپری میکنند و تمرینات سخت را به عشق مدالآوری برای وطن و اعتلای پرچم ایران پشت سر میگذارند عملاً امیدی به آینده خود ندارند. همه آنها میدانند عمر قهرمانی کوتاه است و «پهلوان زنده را عشق است» را به عینه دیدهاند. به همین خاطر است به هر دری میزنند تا برای خود شغلی دست و پا کنند، اما چیزی جز یأس و ناامیدی نصیبشان نمیشود. تنها عدهای معدود که به سیستم اجرایی ورزش راه پیدا میکنند یا از پشتوانه خوب مالی خانواده برخوردار هستند، دغدغه معیشت، مسکن و آینده ندارند. سایرین که اکثریت جامعه ورزش را تشکیل میدهند برای محقق شدن وعده مسئولان لحظهشماری میکنند، چه آنها که مدالآور بازیهای المپیک هستند، چه آسیایی، چه پارالمپیک و جهانی، در شهرها و استانهای خود به هر دری میزنند تا شاید سازمان و نهادی با استخدامشان موافقت کند. خوردن به در بسته و لمس بیتفاوتی مسئولان امر نسبت به اهمیت افتخارآفرینی جوانان، راهی باقی نمیگذارد جز روی آوردن به مشاغل کاذب. همه اینها را گفتیم تا از وزارت ورزش، کمیته ملی المپیک و ادارات کل ورزش استانها بخواهیم بیش از پیش هوای سرمایههای ورزش را داشته باشند. همانهایی که روی سکوی قهرمانی با افتخار سرود میهنمان را زمزمه میکنند از مقایسه شرایط خود با ورزشکاران دیگر کشورها دلسرد میشوند و بعضاً عطای ورزش را به لقایش میبخشند. انتشار اخبار دستفروشی ورزشکاران علاوه بر بازتابهای منفی در رسانههای خارجی، جامعه جوان کشور را نیز دلسرد میکند. تغییر این شرایط یکی از مسئولیتهای بزرگ وزارت ورزش است و انتظار میرود حمید سجادی با پیگیری بحث اشتغال ورزشکاران، حس امید را به جامعه ورزش کشور تزریق کند.