اکتبر 2009 در حالی سپری شد که صدها نفر در کشورهای عراق، افغاستان و پاکستان قربانی اقدامات تروریستی شدند. کشته شدن بیش از 150 نفر در اقدام تروریستی بغداد و همینطور بیش از 100 کشته در انفجار تروریستی پیشاور پاکستان در کنار اقدامات تروریستی در کابل، همگی نمونههایی خونین از تحرکات تروریستها در این سه کشور همسایه ایران است. اگر قربانیان اقدام تروریستی گروهک ریگی در سیستان و بلوچستان را نیز به این فهرست اضافه کنیم در آن صورت ملاحظه می شود که تروریسم به خطری جدی برای امنیت کشورهای منطقه بدل شده است. اوجگیری اقدامات تروریستی طالبان پاکستان و افغانستان و همینطور القاعده در عراق در حالی است که کانون اصلی نشوونمای جریانهای رادیکال و تروریستی یعنی طالبان و القاعده ابتدا در افغانستان متمرکز بود. حمله 2001 ارتش آمریکا به افغانستان ظاهراً برای خشکاندن ریشههای تروریسم در افغانستان صورت پذیرفت اما در پی حمله ارتش آمریکا به عراق در سال 2003 در مدت کوتاهی تروریسم در عراق نیز ریشه دوانید و اکنون پس از گذشت 8 سال از حمله آمریکا به افغانستان نه تنها کابل و بغداد که بسیاری از مناطق کشور 170 میلیونی پاکستان نیز به جولانگاه تروریستها بدل شده است. همزمان با تشدید اقدامات تروریستی در این کشورها، 58 نظامی آمریکایی نیز در افغانستان در اکتبر کشته شدند که این تلفات سنگین ارتش آمریکا از ابتدای حمله این کشور به افغانستان بیسابقه بوده، به طوری که برخی منابع آمریکایی از آن به عنوان مرگبارترین ماه برای سربازان آمریکایی در افغانستان یاد کردهاند.
با توجه به این واقعیات که اکتبر 2009 را به اکتبری خونین بدل ساخته است به نظر میرسد پیامها و پیامدهای این ماه خونین را میتوان چنین برشمرد:
1- پس از گذشت هشت سال از اجرای دکترین آمریکایی مبارزه با تروریسم نه تنها این پدیده مهار نشده است که اکنون حالتی اپیدمیک پیدا کرده و به تهدیدی بر ضد کشورهای منطقه بدل شده است.
2- قربانیان تروریستها نه تنها نظامیان که غیرنظامیان را نیز شامل می شود پس همگان به یک اندازه در معرض خطر اقدامات تروریستی در عراق، افغانستان و پاکستان قرار دارند.
3- در جدال بین ارتش آمریکا و طالبان و القاعده غیرنظامیان به قربانیان اصلی بدل شدهاند.
4- اوجگیری اقدامات تروریستی سبب افزایش مخالفتها در آمریکا با سیاستهای اوباما شده است به طوی که برخی جمهوریخواهان نظیر دیک چنی صراحتاً لب به اعتراض گشودهاند.
5- اکتبر خونین سبب شده است تا هیلاری کلینتون با سفر به پاکستان به مقامات اسلامآباد قول همکاری جدیتر بدهد. البته بیشتر دربعد مالی اما آیا این رویکرد چارهساز است؟
6- تصمیم برای اعزام حدود 40 هزار نفر نظامی تازه نفس به افغانستان از سوی آمریکا در حالی است که اوباما با امضای بودجه 680 میلیارد دلاری نظامی آمریکا در سال 2010 که 130 میلیارد دلار آن برای عراق و افغانستان تخصیص داده شده است، امیدوار است بتواند از وخامت بیشتر اوضاع امنیتی در این دو کشور جلوگیری کند، با وجود این خیل عظیم قربانیان در اکتبر خونین شاید اوباما را نگران ساخته و ذهن او را به این مهم مشغول ساخته است که با رشد تصاعدی تروریسم چه باید کرد؟
آیا زمان آن فرا نرسیده است که به جای تمرکز بر برخورد نظامی صرف راهکارهای دیگر آن هم با مشارکت جامعه جهانی نیز مد نظر قرار گیرد؟