کد خبر: 106510
تاریخ انتشار: ۰۸ آبان ۱۳۸۸ - ۱۶:۳۵
پای صحبت‌های عقاب‌آسیا
8 آذر 76 خیلی‌ها اصلاً همه، كسی باورش نمی‌شد ایران از پس استرالیا در ملبورن برآید. ولی وقتی در همان ابتدای بازی كرنر ارسالی را در آن جهنم عقاب آسیا با یك دست گرفت می‌شد كورسوی امید را در انتهای چشم میلیون‌ها ایرانی مشتاق دید كه با خود می‌گفتند «احمدرضا» هست، شاید ببریم. نیمه دوم آن اتفاق بد و عكس‌العمل منحصر به فرد عقاب و دست آخر صعود تیم ملی به جام جهانی.عابدزاده كم افتخار آفرین نبوده، این تنها نمونه‌ای از كسب افتخار اوست، خیلی‌ها می‌گویند خط دفاعی كه مثل «عابدزاده» را پشت خود دارد باید خاطرش آسوده باشد كه اگر توپی لو رفت مهاجم حریف باز هم كار آسانی نخواهد داشت. عابدزاده جزو معدود بازیكنانی است كه محبوب بوده، محبوب مانده و محبوب خواهد ماند. وقتی از اصفهان راهی تهران شد كسی علیه او موضع نگرفت، مهم‌تر اینكه وقتی از استقلال به پرسپولیس آمد هم هیچ طرفدار آبی او را مورد عتاب قرار نداد.وقتی در بیمارستان بستری شد همه رفتند، رفتند تا عقاب احساس تنهایی نكند و امروز وقتی نامش جزو كاندیداهای بازیكنان محبوب قرار گرفت می‌شد به راحتی تصور كرد كه اسمی جز «احمد‌رضا عابدزاده» در نهایت اعلام نخواهد شد.مشهور شدن كار چندان سختی نیست اما محبوب شدن و محبوب ماندن بین مردم... سعادتی است كه نصیب هر كسی نمی‌شود. سال‌ها پیش پسر جنگ زده آبادانی كه همراه خانواده‌اش به اصفهان نقل مكان كرده بود، ساعت‌ها كنار زمین می‌نشست و با حسرت زانو به بغل می‌گرفت تا فرصتی هر چند اندك نصیبش شود و خودی نشان دهد. پسرك كه قد و هیكلش سن و سالش را چند سالی بیشتر از آنچه كه بود نشان می‌داد، روزها را كنار زمین سپری می‌كرد تا مربی نیم نگاهی به او انداخته و اجازه تمرین كردن به او بدهد. پسرك هر كاری می‌كرد تا فرصتی اندك نصیبش شود؛ از گفتن ذكر و دعا و معامله‌كردن با خدا تا واكس زدن كفش‌های كربكندی، دروازه‌بان محبوب اصفهانی‌ها. خیلی دلش می‌خواست او هم روزی مثل یك بازیكن بزرگ درون قفس توری دروازه جست‌ و خیز كند... تا اینكه سرانجام بعد از مدت‌ها، مربی به او اجازه تمرین كردن داد و همین اجازه كافی بود تا او هر آنچه را در چنته داشت رو كند و...17 سالش بود كه جامعه فوتبال او را شناخت. احمدرضا عابدزاده دروازه‌بانی خوش قد و قامت، با انگیزه، پرتلاش، با روحیه و اعتماد به نفسی بالا. زحمت زیادی كشید تا پله‌های ترقی را طی كرد. «برای رسیدن به آن بالا باید پله‌ها را یك یكی طی كنی. اگر بخواهی با زرنگ‌بازی دو تا یكی كنی یا سر می‌خوری یا پاهایت می‌شكنند» و چون این طرز تفكر را داشت، با تلاش یكی یكی پله‌ها را طی كرد تا به قله رسید. حالا دیگر او احمدرضا، پسرك نوجوان آبادانی نبود. او دروازه‌بانی كاركشته شده بود كه عقاب می‌خواندنش. عقاب دل‌ها؛ عقابی كه بال‌هایش آسیا را پوشانده بود اما برای رسیدن به قله فقط تمرین نكرد، با عشق تمرین كرد. مردم داری كرد، محبت كرد تا توانست به دل‌های مردم راه پیدا كند و تا امروز گزندی به خانه‌اش در دل مردم وارد نشده. احمدرضا را تنها پرش‌های افسانه‌ای‌اش نبود كه عقاب كرد. احمدرضا را فقط ملبورن و گذاشتن داغ جام‌جهانی بر دل استرالیایی‌ها نبود كه احمدرضا كرد، احمدرضا را تنها مهار پنالتی‌های تیم ملی برابر چین و كره‌شمالی در سال‌های 67 و 69 و رده‌بندی كاپ 88 آسیا و فینال بازی‌های آسیایی 90 محبوب نكرد. احمدرضا آن زمانی جای خود را در دل مردم باز كرد كه با اعتماد به نفس بالایش خنده را مهمان لب‌های آنها كرد. احمدرضا آن زمان كه با پرچم سه رنگ و پرافتخار كشور بر فراز ملبورن دور افتخار می‌زد جای خود را در دل مردم تثبیت كرد و آن زمان كه برای در آغوش كشیدن كودكان یتیم و پاك كردن اشك مادران داغدیده بی سر و صدا و با بلیزر پرآذوقه تك و تنها به جاده زد تا با بم همدردی كند خود را در دل‌ها ماندگار كرد. پسرك آفتاب سوخته آبادانی كه بعدها واكس زدن كفش‌های كربكندی را یكی از افتخاراتش نامید، با از خود گذشتگی‌هایش زمانی كه سرش به تیرك دروازه می‌خورد و دنیا مقابل چشمانش تیره و تار می‌شد اما نمی‌گذاشت توپ از خط دروازه‌اش بگذرد و زمانی كه با زانوی مصدوم و دردی كشنده با جان و دل خود را چون سدی محكم مقابل توپ‌های خشمگین می‌گذاشت توانست به آرزویش برسد. او كه روزی دلش می‌خواست فقط اجازه تمرین كردن به او بدهند، آنقدر از جان مایه گذاشت، تا به چیزی فراتر از آرزویش رسید و شد دروازه‌بان اسطوره‌ای ایران و شد احمدرضا عابدزاده، عقاب آسیا و محبوب قلب‌ها.به نظر می‌رسد نتیجه مسابقه برنامه نود بهانه خوبی بود تا بار دیگر صفحه اول روزنامه‌ها را قرق كنی!اینها همه لطف و محبت مردم است كه نمی‌دانم باید به چه شكلی پاسخ آن را داده و جبرانش كنم. فقط می‌توانم بگویم بابت این همه محبت متشكرم و دست همه‌شان را می‌بوسم.چه احساسی داشتی وقتی فهمیدی با فاصله‌ای قابل توجه نسبت به بزرگان فوتبال صدر جدول محبوب‌ترین بازیكن سه دهه اخیر را به خودت اختصاص دادی.راستش از اینكه یك بار دیگر محبت مردم را اینطور از نزدیك لمس و حس می‌كردم خوشحال بودم. اما من كوچك‌تر از آن هستم كه بخواهم در زمینه محبوبیت مقابل بزرگ مردان فوتبال كشورمان و امثال پروین و حجازی قد علم كنم. فوتبالیست‌ها و ورزشكاران زیادی هستند كه جایشان در این نظرسنجی خالی بود. نفراتی چون عزیزی، پیوس، پنجعلی، كربكندی، چرخابی، وطن‌خواه، مایلی كهن، پورحیدری، پرویز مظلومی و خیلی‌های دیگر كه همه برای این آب و خاك زحمت زیادی كشیدند.با توجه به شرایط خاصی كه پست دروازه‌بانی دارد، معمولاً بازیكنان این پست چندان محبوب نیستند. فكر می‌كنی چه چیز باعث شد در این پست تا این اندازه محبوب شوی؟این قبول كه شرایط خاص دروازه‌بانی از درصد محبوبیت دروازه‌بان‌ها می‌كاهد اما مردم ما فوتبال را می‌فهمند. اگر با جان و دل برایشان بازی كنی و از تمام وجودت مایه بگذاری قدر كارت را می‌دانند حتی اگر دروازه‌بان تیم بازنده باشی. اما اگر با تمام وجود برایشان كار نكردی و به فكر بر هم نخوردن ژست و سر و قیافه‌ات باشی، آن وقت است كه برخوردشان عوض می‌شود.با اینكه سال‌ها از فوتبال دور بودی اما هنوز محبوبیتت را حفظ كرده‌ای و این اولین باری نیست كه مردم علاقه‌شان را به تو ثابت می‌كنند.درست است. آنها همیشه مرا شرمنده خودشان می‌كنند. روزها و شب‌های بیمارستان كسری را هرگز از یاد نمی‌برم كه مردم چطور با حضورشان و دعاهایشان حیات را به من بازگرداندند. شاید محبت آنها به من به این دلیل باشد كه می‌دانند همیشه برایشان از جان مایه گذاشته‌ام و هرگز كم فروشی نكرده‌ام. بارها با درد شدید زانو درون دروازه می‌ایستادم. بارها سرم با تیرك دروازه برخورد می‌كرد اما نمی‌گذاشتم توپ از خط بگذرد. مردم اینها را می‌بینند. بازی با استرالیا را یادتان می‌آید، بازی با الجزایر، تایلند یا ژاپن. من باتمام وجود به عشق مردم كار كردم و حالا باز هم این عشق آنهاست كه یاری‌ام می‌كند.این همه افتخار و محبوبیت را از چه داری؟از مربیان بزرگی كه داشتم. از امثال چرخابی‌ها و كربكندی‌ها، از علی پروین و دهداری. همیشه سعی كردم با عمل كردن به آنچه آنها به من یاد داده‌اند هم نام آنها را زنده نگه دارم و هم خودم موفق باشم. من هرچه كه دارم بعد از خدا از مرحوم دهداری دارم و دعای خیر مادرم و مردم.وقتی درون دروازه می‌ایستادی خیال همه از دروازه راحت بود. اما بعد تو هیچ دروازه‌بان دیگری نتوانست این اطمینان را به وجود آورد.نباید اینطور فكر كنیم. همه چیز بستگی به انتخاب‌هایمان دارد. دهداری زمان خودش یكسری انتخاب كرد و تعدادی را به تیم ملی دعوت كرد. انتخاب‌هایی كه خوب بودند. خیلی خوب. الان هم ما می‌توانیم با بهترین انتخاب‌هایمان تیمی مشابه تیم او بسازیم فقط باید بهترین‌ها را انتخاب كنیم.اما هنوز جانشینی برای عقاب پیدا نشده!ان شاء‌الله پیدا می‌شود. جانشینی خوب كه هم دل مردم را به دست آورد و هم اطمینان آنها را. اما این را باید بدانید كه به دست آوردن دل مردم كار آسانی نیست. اگر با آنها صادق بودی و از جان و دل مایه گذاشتی می‌توانی به دل‌هایشان راه پیدا كنی وگرنه...فكر می‌كنی امیر بتواند خاطرات تو را زنده كرده و جانشین خوبی برایت باشد؟امیدوارم. او به شدت تلاش می‌كند. هم در درس و هم در تمرین.صرف اینكه امیر پسر عابدزاده است كافی است برای جانشینی‌ات؟نه، به او گفته‌ام این تلاش خودش است كه می‌تواند او را به درجات بالای موفقیت برساند. نه تكیه بر نام خانوادگی‌اش. امیر در لندن زندگی می‌كند. اما در جریان جزء به جزء كارهایش هستم. او هرگز دیرتر از ساعت 10 نمی‌خوابد. بیشتر از این بیدار ماندن یعنی حاشیه و در جا زدن و دور شدن از مسیر موفقیت. متأسفانه برخی از بازیكنان، تازه از ساعت 10 ،12شب به بعد مهمانی‌هایشان شروع می‌شود و این بیشتر از هر چیز به ضرر خود آنهاست.خیلی‌ها معتقد هستند عابدزاده اگرهمین امروز با این شرایط سنی هم درون دروازه بایستد، از دروازه‌بان‌های لیگ بهتر كار خواهد كرد.این نظر لطف شما و همه آنهایی است كه اینطور فكر می‌كنند. نمی‌دانم امیدوارم اینطور باشد و ناامیدتان نكنم.منظورم آمادگی بالای بدنی است كه داری. گاهی حركاتی می‌كنی كه آماده‌ترین گلر‌های لیگ هم از انجام آن عاجز هستند.من كار خارق‌العاده‌ای نمی‌‌كنم. همه این چیزهایی كه شما از آن حرف می‌زنید نتیجه تمرینات من است. من جدا از تمرینی كه با گلر‌های پرسپولیس انجام می‌دهم، خودم هم جداگانه روزی 3،2 ساعت تمرین می‌كنم و همین تمرین‌های مداوم و سخت باعث شده بدنم در شرایط خوبی قرار بگیرد.با توجه به توانایی‌های بالایی كه داری از كنار یك بازیكن رد ‌شوی باید دروازه‌بان شود. حال آنكه دروازه‌بان‌های پرسپولیس 20 درصد عابدزاده هم نیستند.آنها تلاش خودشان را می‌كنند. من هم همین‌طور. من تمام داشته‌هایم را در اختیار آنها می‌گذارم اما بقیه دست خودشان است كه از توانایی‌هایشان چطور در زمین بازی استفاده كنند.چرا ما هنوز یك دروازه‌بان شش دانگ نداریم؟خب برای اینكه یك دروازه‌بان خوب و عالی بشوی باید دل به كار بدهی، كار تكنیكی و تاكتیكی سخت. دروازه‌بانی پست حساس و سختی است. دروازه‌بان‌های ما هنوز كامل نشده‌اند. اكثر آنها مشكل جاگیری دارند كه این مشكل روی بازی آنها تأثیر می‌گذارد.بگذریم. از دروازه‌بان‌های پرسپولیس بگو. به نظر می‌رسد رابطه خوبی با یكدیگر ندارند و سعی در پنهان كردن این مسأله هم نمی‌كنند.نه، این طور نیست. آنها مشكلی با یكدیگر ندارند. بعضی مسائل كه می‌خوانید شیطنت‌های یكسری از دوستان است. من خودم بالای سر آنها هستم و اگر مشكلی در این زمینه باشد، مثل یك معلم دلسوز گوش آنها را خواهم گرفت.شرایط پرسپولیس را چطور می‌بینی؟ فكر می‌كنی كاشانی بتواند پرونده درخشان دهه قبل را تكرار كند؟ان‌شاء‌الله. شرایط پرسپولیس خوب است و خدا را شكر دو بازی را هم با پیروزی پشت سر گذاشته‌ایم كه اگر این روند را حفظ كنیم، می‌توانیم هم امتیازهای از دست رفته را جبران كنیم و هم پرسپولیس را به جایگاهی كه استحقاقش را دارد برسانیم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار