یکی از نیازهای اساسی کشور برای تضمین سلامت جسمی و روانی افراد بیهیچ شک و تردیدی فراگیر شدن ورزش همگانی میان مردم است. نیازی که، اما گامی در راستای مهیا شدنش برداشته نمیشود.
تناقضهای آشکار تیشه بر ریشه ورزش زده است، چه در بخش قهرمانی و چه در ورزش همگانی. تنها چیزی که در هر دو حوزه دیده و شنیده میشود شعارهای رنگارنگ است و وعدههای جالب توجه و سمینارها و جلساتی که بهخصوص در پی رهنمونها و سفارشات رهبری به لزوم توجه به ورزش همگانی برگزار میشود. جلسات و سمینارهای پرطمطراقی که نه فقط ثمره و بازدهی مطلوبی ندارد که آنچه را به چشم میبینیم با الگوهایی که ارائه میشود، تفاوتهایی فاحش دارد. درست مانند تفاوت آنچه در خصوص طرح ۱۸ مادهای مجلس برای برداشتن مشکلات از سد راه ورزش همگانی گفته میشود، واقعیتی ۶ هزار تومانی که شجیع، نایبرئیس فدراسیون ورزشهای همگانی از آن پرده برمیدارد!
یک روز، تنها یک روز بعد از آنکه یکی از اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس مدعی میشود در این کمیسیون طرحی تدوین شده که در صورت تبدیل شدن آن به قانون بسیاری از موانع پیشروی ورزش همگانی برداشته میشود. نایبرئیس فدراسیون ورزشهای همگانی خبر از سهم ۶ هزار تومانی هر ایرانی از بودجه مصوب مجلس برای حوزه ورزش همگانی در یک سال میدهد! رقمی که یک صفر از برآوردهای فدراسیون ورزشهای همگانی که با زدن سروته حساب و کتابهای خود به عدد ۶۰ هزار تومان در سال رسیده بوده کم دارد! صفری که گویا در مسیر مجلس گم شده که بعد از وعده برای برداشتن موانع از سد راه ورزش همگانی، سهم سالانه ورزش هر ایرانی را تا این اندازه کوچک میکند.
حال آنکه مجلسیها خود تأکید دارند باید به ورزش همگانی پیش از آنکه به عنوان یک ورزش نگاه کرد، به عنوان یکی از ابزارهای ایجاد سلامت در جامعه به آن نگاه کرد.
واقعیت امر نیز همین است. ورزش کردن نه فقط سلامت جسم که سلامت روح و روان انسان را نیز تضمین میکند و این مسئله اگر در قالب ورزشهای همگانی پیگیری شود، بیشک سلامت عموم جامعه را به دنبال دارد که از جمله فواید آن میتوان به کاهش بیماریها اشاره کرد که کاهش هزینههای اجتماع و خانواده را به دنبال دارد و میتواند حتی پیشرفت کشور را نیز تسریع کند. با وجود این تصمیمگیرندهها در تخصیص بودجه ورزشهای همگانی سعی دارند با مطرح کردن اینکه فرهنگسازی لازم در این زمینه انجام نشده، توپ را به زمین خانوادهها بیندازند. حال آنکه در نظر گرفتن تنها ۶ هزار تومان بودجه برای یک سال هر ایرانی در زمینه ورزشهای همگانی خود به خود بساط فرهنگ عمومی شدن ورزش را از جامعه برمیچیند، چراکه تمام مسئولیت بر دوش خانوادهها نیست و زمانی که شرایط و امکانات برای عمومی شدن ورزش مهیا نباشد، نمیتوان انتظار داشت که سرانه ورزش همگانی در کشور بالا برود و خانوادهها فرزندان خود را به سمت ورزش سوق دهند. ورزشی که لازمه استقبال از آن مهیا کردن شرایط و امکاناتی است که به واسطه در نظر گرفتن بودجههای اندک نمیتوان به فراهم شدن آن امید داشت یا حتی دل بست. حال آنکه بهرهمندی عادلانه آحاد مردم از امکانات ورزش همگانی تأکید همیشگی رهبری است.
نگاه راهبردی رهبری مبنی بر استفاده عموم مردم از امکانات ورزش همگانی تضمینکننده سلامتی توأم با شادابی و تندرستی است، اما ضرورت دارد برای تحقق فرمایشات ایشان در توسعه ورزش همگانی، فضا و امکانات لازم ورزشی در دسترس عموم مردم در شهرها و به خصوص مناطق روستایی قرار بگیرد و گامهای مؤثری در این راستا برداشته شود، اما با در نظر گرفتن تنها ۶ هزار تومان بودجه برای ورزش کردن سالانه هر ایرانی، آیا میتوان در راستای تحقق این فرمایشات گامی برداشت و مردم را به سمت همگانی شدن ورزش سوق داد؟