از منظر علمی کسی که بالای ۶۰ سال سن داشته باشد، سالمند نامیده میشود، البته این تعریف برای کشورهای در حال توسعه مناسب است و در کشورهای توسعه یافته هر فرد بالای ۶۵ سال سالمند نامیده میشود از منظر علمی کسی که بالای ۶۰ سال سن داشته باشد، سالمند نامیده میشود، البته این تعریف برای کشورهای در حال توسعه مناسب است و در کشورهای توسعه یافته هر فرد بالای ۶۵ سال سالمند نامیده میشود. البته این یک تعریف براساس سن تقویمی سالمندان است، در حالی که ما سنهای اجتماعی، روانی و بیولوژیکال داریم و از آنجا که برای این نوع سنها نمیتوانیم عدد مشخصی بیان کنیم، تقسیمبندی گروههای سنی را براساس همان سن تقویمی انجام میدهیم.
از نظر ما و سایر متخصصین حوزه سالمند، حتی متخصصین امور فرهنگی حال سالمند ایرانی چندان خوب نیست. وضعیت درمانی و حضور اجتماعی سالمند ایرانی خوب نیست و همین باعث میشود حال سالمند ما خوب نباشد. از هر نظر که به حوزه سالمندی نگاه کنیم، از توجه و مراقبت خانوادهها گرفته تا کمبودها در حوزه مراقبتها و حمایتهای اجتماعی سالمند اوضاع شایسته سالمند ایرانی نیست. ما حتی در حوزه درمان سالمندان که از حوزههای بسیار مهم هر کشور است مشکلات بسیار زیادی داریم و کمترین مشکل تعداد بسیار کم متخصصین طب سالمندی است.
نمیشود گفت اغلب یا همیشه بیماریهای سالمندان ریشه در افکار و روان آنها دارد؛ مشخصاً بعضی از بیماریهای سالمندان مانند آلزایمر، افسردگی و اضطراب با افکار و روح آنها و حتی با استرسهایی که در دوران کودکی تجربه کردهاند، ارتباط مستقیم دارد، اما در بقیه بیماریهای سالمندان مانند فشارخون، دیابت و چربی، استرس تنها میتواند تشدیدکننده بیماری باشد و عامل ایجادکننده بیماری به شمار نمیرود.
من به عنوان یک متخصصص طب سالمندی قاطعانه اعلام میکنم، اکثریت بیماریهای سالمندان ریشه در سبک زندگی غلط دارد. متأسفانه باور غلطی در جامعه وجود دارد که فرد به محض عبور از سن ۶۰ سالگی پیر و فرتوت شده و نباید کاری انجام دهد، چون کاری از او برنمیآید. متأسفانه با این نوع فکر فرد باید تمام رفتارهایی را که میتواند به سلامت جسم و فکر او کمک کند را کنار بگذارد. ورزش نمیکند، چون فکر میکند توان ندارد، غذای کم میخورد، چون تصور میکند وارد دوران سالمندی شده است و همه این رفتارها زمینه بروز بیماریهای سالمندی را افزایش میدهد.
ورود از دوره میانسالی به دوره سالمندی زندگی هر فردی نیازمند تغییر در سبک زندگی فرد است، اما متأسفانه ما کمتر میبینیم که سالمندان این تغییر را بپذیرند و زندگیشان را مطابق با سبک زندگی ضروری و مناسب با سالمندی تغییر بدهند. یکی از مهمترین و ضروریترین تغییرات ارتباط با دنیای علم و فناوری است. ما در ایام کرونا تمام تلاشمان بر این بود که بتوانیم با استفاده از گوشیهای هوشمند جدید کار ویزیت و درمان سالمندان را انجام دهیم، اما با سالمندانی مواجه شدیم که متأسفانه حتی سواد خواندن و نوشتن را هم ندارند و نمیتوانند از گوشیهای ساده استفاده کنند چه برسد به گوشیهای هوشمند.
خانوادهها یکی از مهمترین همراهان دوران سالمندی هستند. وقتی سالمندی وارد درمانگاه مخصوص سالمندان میشود، اولین سؤال ما این است که چه کسی همیشه همراه اوست، مراقبتها و درمان این سالمند بر عهده چه کسی است. بخش مهمی از نگرانی ما متخصصین طب سالمندی در خصوص مراقب و همراه فرد سالمند است، چون برای درمان، پیگیریها و حتی روح و روان فرد سالمند حضور یک فرد همراه بسیار اهمیت دارد. اینکه ما در تشخیص بیماری درست عمل کنیم، داروی مناسب تجویز کنیم، پیداکردن عوامل تشدیدکننده بیماری و توضیحدادن همه این عوامل به سالمند و مراقب او، تنها بخش کوچکی از روند مراقبت از فرد سالمند است. بخش مهم و نهایی مراقبتهایی است که فرد همراه باید از سالمند انجام دهد.
معمولاً فرزندان و بقیه اعضای خانواده به دلیل مشغلههایی که دارند، نمیتوانند خودشان همراه فرد سالمند باشند و فرد دیگری همراه سالمند هست. این افراد، چون آموزش ندیدهاند که با فرد سالمند چطور باید رفتار کنند و حتی در بعضی موارد از سر خیرخواهی ممکن است حتی به فرد سالمند آسیب برسانند. ما متأسفانه شاهد هستیم مراقبین آموزش ندیده گاهی اوقات برای اینکه سالمند را بیشتر بخوابانند داروهایی به او میدهند که در اکثر موارد به مسمومیت فرد سالمند و آسیبدیدن او منجر میشود، چرا؟ چون مراقب آموزش ندیده، فکر میکند فرد سالمند باید گوشه منزل بماند، بخوابد و غذا بخورد تا به مرگ برسد و فعالیت دیگری نداشته باشد.
حمایتهای اجتماعی جزو مهمترین راههای ایجاد حس امید و نشاط در میان سالمندان است. ما عبارتی به اسم «انزوای اجتماعی» داریم که متأسفانه در میان سالمندان ما بسیار دیده میشود. فرد بازنشسته در دوران سالمندی متأسفانه تنها جایی که میتواند راحت باشد، منزل است. در سطح جامعه جایی با امکان تفریح مناسب سن او پیدا نمیشود که بتواند با خیال راحت حضور اجتماعیاش را ادامه بدهد.
ما متأسفانه در جامعه با توجه به بیماریها و دردهای مزمنی که سالمندان تجربه میکنند، نتوانستهایم فضا و تفریحاتی مناسب با شرایط آنها ایجاد کنیم، به همین دلیل سالمند ترجیح میدهد در منزل بماند تا اینکه با مشکلات و خطرات زیاد در جامعه حضور داشته باشد. یک نگاه به پیادهروهای شهرمان کردهاید؟ برای سالمندی که حرکت کردن برایش سخت است، عصا به دست یا با ویلچر تردد میکند، واقعاً چنین وضعیتی مناسب است؟ فراموش نکنیم موانع باعث میشود سالمندان سالهای سال در خانه بمانند و به مرور افسرده شوند. تنها راه بازگرداندن نشاط به جامعه سالمندان خارج کردن آنها از خانه و حضور در جامعه است.
نکته مهم بعدی در نشاط و امید سالمند روند درمان و مهیابودن نیازهای درمانی مانند تجهیزات و داروست. ما اگر بتوانیم روند درمان آسانتر و کم هزینهتر برای سالمندان فراهم کنیم، میتوانیم امیدوار باشیم سالمندان در جامعه حضور پررنگتری داشته باشند.
متأسفانه سالمندان از جایگاه و رتبه بسیار پایینی در حوزه درمان کشور برخوردار هستند و تقریباً در آخرین موارد قرار داریم. چرا چنین حرفی میزنم؟ در کشور ما تخصص طب سالمندی به شکل حرفهای و دانشگاهی از سال ۱۳۹۱ شروع شد، در حالی که دانشمند و حکیم ابوعلی سینا در کتاب قانون فصلی تحت عنوان سالمندان دارد که در آن فصل از خواب، تغذیه و ورزشهای سالمندان صحبت کرده است. کشورهای توسعهیافته بیش از ۶۰ سال است که رشته تخصصی طب سالمندی را راهاندازی کردهاند و هرسال بیش از سال قبل پذیرش دارند، در حالی که در کشور ما در سال ۱۳۹۶ کلاً بحث طب سالمندی تمام شد و دیگر چنین رشته و پذیرش وجود ندارد. فراموش نکنیم همانطور که اطفال متخصصین خود را دارند و والدین با خیال آسوده فرزندان خود را میبرند، ما باید متخصص طب سالمند در کشور داشته باشیم، در حالی که در کشور ما امروز تنها ۲۳ نفر متخصص طب سالمند وجود دارد. ما به رغم جمعیت جوانی که در دهه ۵۰ و ۶۰ در کشور داشتیم قطعاً در سال ۱۴۳۰ انفجار جمعیت سالمند را خواهیم داشت، سؤال اینجاست. چقدر برای پذیرش این تعداد سالمند در کمتر از ۳۰ سال آینده آمادهایم؟
* متخصص طب سالمندی
و عضو اتاق خبر سالمندی فرهنگسرای امید