در این یادداشت به، اما و اگرهای شفافیت عملکرد مجلس خواهیم پرداخت که البته از میان پارامترهای شفافیت عملکرد مجلس، از همه حیاتیتر شفافیت آرای نمایندگان است. البته پارامترهای اساسی دیگر مانند شفافیت درآمد نمایندگان نیز نباید از نگاه تیزبین دانشجوی عدالتخواه دور بماند. صاحبنظران و کارشناسان زیادی درباره شفافیت آرا و محاسن و معایب آن سخن گفتهاند. در یادداشت حاضر، بیشتر به معایب و علل آن، تأثیر منفی معایب و راهحل برای خروج از این گونه مشکلات میپردازیم.
از شعارهای مجلس انقلابی دوره یازدهم شفافیت آرا بوده است. یعنی با این ویژگی اعتماد ملت را جلب کرده و به نمایندگی از آنها به مجلس راه یافتهاند، اما جالب است که برای آوردن مثال برای تأثیر منفی شفافیت بر آرای مجلس میتوان به مجلس کشور سوئیس استفاده کرد. مجلس سوئیس که بعد از تصویب قانونی، آرای نمایندگان آن علنی شد؛ شاهد مشکلات و معایب جدیدی بود که باعث شد این قانون به عنوان آفت عملکرد مجلس شناخته شود. نمایندگان هر حزب که بین مصلحت ملت و حزبشان مردد میماندند، در اغلب اوقات منفعل بودند و یا به نفع حزب خود رأی میدادند که باعث ایجاد مشکلاتی شد.
حال به ذکر علل افت عملکرد مجلس از دیدگاه کارشناسان و خود نمایندگان خواهیم پرداخت.
۱- ناامید کردن رأیدهندگان: در بعضی مصاحبهها گفته شده بود اگر نمایندهای بر خلاف نظر مردم شهری که او نماینده آنهاست و به صلاح کل مملکت رأیی بدهد، با خشم حامیان خود مواجه خواهد شد. یعنی مردمی که به امید حمایت به نماینده شهر خود رأی دادهاند، در صورت مواجه شدن با رأیی دور از مصلحت خود، اعتمادشان به نماینده از بین میرود و نماینده طرفداری آنها را از دست خواهد داد.
۲- اختلاف نظر: این مسئله هم مطرح شده است که در پارهای از موارد رأی نماینده مجلس به نفع خود مردم بوده، اما مردم با نگاه به ظاهر طرح تصویب شده یا نشده و عدم توجه به آینده و دورنگری، از این گونه اظهار نظر نماینده خود ابراز نارضایتی خواهند کرد.
۳- حزبها و تشکیلات سیاسی: در خیلی از موارد، یک حزب نماینده خود را معرفی کرده تا مردم به او رأی دهند و او نیز به عنوان نماینده آن حزب از طرف آنها اظهار نظر کند. در این گونه موارد که نماینده مجلس بین اهداف و آرمانهای حزب خود و مصلحت کشور دچار تردید میشود، اگر رأیگیری پنهان باشد میتواند بر خلاف اهداف حزب خود و در راستای خدمتگزاری به ملت خود و نه فقط به یک گروه کوچک اقدام کند، اما در صورت شفافیت آرا، تمایل نمایندگان به اجرای نظرات حزب خود بالاتر میرود.
۴- امنیت جانی: علت دیگر را که میتوان نتیجه سه عامل بالا در نظر گرفت، این است که در صورت بروز هر کدام از عوامل بالا، امکان بروز خشم و نارضایتی مردم هست. بعضی گفتهاند که امنیت جانی نماینده به شدت به خطر میافتد که البته جای بحث هم دارد، ولی این طور میگویند که ممکن است نماینده را به خاطر رأیی که داده است کتک بزنند!
حال میخواهیم راهحلهایی درباره این چهار عامل ارائه کنیم تا از تأثیر منفی آن بکاهیم.
در جواب عامل اول، باید این مورد را خاطرنشان کرد که بسیار نادر است مصالح و منافع مردم یک استان با مصالح و منافع کل ملت در تعارض باشد. بعید است که ملت شهیدپرور ایران فقط استان یا شهر خود را ببیند و از بقیه هموطنانش چشم بپوشد. اگر هم این موضوع پیش آید، نماینده موظف است اولویتش کل کشور باشد و باید به مردمی که به نمایندگی آنها به مجلس راه یافته، آنقدر پایبند و متعهد باشد که در قبال رأی خود برای نارضایتی آنها توضیحی داشته باشد؛ یعنی موظف است که به مردم توضیح دهد و آنها را قانع سازد که به چه دلیل چنین رأیی داده است. راهحل مشکل دوم نیز مشابه با مورد بالایی است. نماینده باید آنقدر دلیل محکم برای رأی خود داشته باشد که در صورت ارائه آن مردم را قانع کند.
اما راهحل مشکل سوم؛ اینکه احزاب باعث اختلال در روند خدمتگزاری به کل ملت شوند، به مرور زمان و در انتخاب دورههای آینده مجلس، این را به مردم نشان میدهد که هیچ مکتب و هیچ راه و روشی به جز آرمانهای انقلاب اسلامی نمیتواند به سعادت و رستگاری مردم منجر شود. احزاب و تشکلها هم باید در همین راستای رسیدن به اهداف انقلاب و خدمتگزاری به مردم پیش بروند تا صرف در نظر گرفتن اهداف و منافع خودشان. البته این نکته که اگر رأیگیری ناشناس باشد میتواند به کمک نماینده جهت اقدام برای مصلحت کلی بیاید هم مشکل دارد چراکه بدیهی است تشکلات یک حزب فعالیت نماینده خود را زیر نظر داشته و فعالیت او در مجلس از آنها پوشیده نمیماند. پس باز هم در انتها نماینده مجبور است به نفع حزب خود رأی دهد. شفافیت آرا در این خصوص لااقل این دستاورد را دارد که مردم بدانند یک نماینده میان منافع حزب خود و منافع ملی کدام را مقدم داشته است.
راهحل چهارم، که شخصاً به خود نماینده بستگی دارد. نماینده یک گروه بزرگ از مردم باید آنقدر شجاع و نترس باشد که درگیر اینگونه حوادث و حواشی نشود. درگیر نشود به معنای آنکه بیباکانه و محکم رأی و نظر خود را بدهد و حتی تا پای جان در راه عقاید و در راه انقلاب اسلامی پای کار باشد. البته همه امر به این مورد محصور نمیشود. آگاهی و تربیت بنیادین پایهای افراد نیز سهم بسزایی در چگونگی واکنش به نظرات مخالف و در موارد کلیتر در مورد تمامی مشکلات زندگی دارد. چه بسیار ظلمهایی که در حق مردم میشود و ناشی از اطلاعات سیاسی پایین آنهاست. در صورت افزایش سطح آگاهی و آموزش نحوه مقابله با مشکلات، مردم نیز واکنش به مراتب بهتری خواهند داشت؛ بهتر نه از آن جهت که با هر رأیی نظر موافق داشته باشند، بهتر از آن منظر که نظر خود را از طریق شیوه مناسب و بدون خشونت، در کمال آگاهی از موضوع مطروحه بیان نمایند. در پایان گفتنی است هر طرحی برای بازدهی مناسب و ثمربخشی، نیاز به گذر زمان دارد. بدون شک اجرای چنین قانونی در ابتدا مشکلات فراوانی ایجاد خواهد کرد، اما با حسن نیت و علاقه برای خدمت به مردم، در گذر زمان این شفافیت بسیار مفید خواهد بود.
*دانشجوی کارشناسی ارشد
دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری