کد خبر: 1061929
تاریخ انتشار: ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
حقوق زنان خانه‌دار را نادیده نگیریم
آن‌ها خانه را گرم و خانواده را شاد می‌کنند خانه‌داری یک شغل نیست. حقوق ندارد و ساعت کار خاصی هم ندارد. یعنی تقریباً تمام ۲۴ ساعت فرد را درگیر می‌کند. او به امور خانه همسر، فرزندان، امور مالی و اداری رسیدگی می‌کند ولی در بسیاری موارد مورد سرزنش قرار می‌گیرد و همان جمله معروف که از صبح تا حالا در خانه چه می‌کردی؟ متأسفانه در بسیاری موارد عشق و کار آن‌ها نادیده گرفته می‌شود و محبت فرزندان و همسر به مادران شاغل بیشتر است
مرضیه بامیری

خانه‌داری یک شغل نیست. حقوق ندارد و ساعت کار خاصی هم ندارد. یعنی تقریباً تمام ۲۴ ساعت فرد را درگیر می‌کند. او به امور خانه همسر، فرزندان، امور مالی و اداری رسیدگی می‌کند ولی در بسیاری موارد مورد سرزنش قرار می‌گیرد و همان جمله معروف که از صبح تا حالا در خانه چه می‌کردی؟ متأسفانه در بسیاری موارد عشق و کار آن‌ها نادیده گرفته می‌شود و محبت فرزندان و همسر به مادران شاغل بیشتر است. در این نوشتار پای صحبت مادرانی نشسته‌ام که به هر دلیلی خانه‌دار بودن را به عنوان سبک زندگی برگزیده‌اند و اطرافیان نسبت به این سبک واکنش‌های متنوعی نشان می‌دهند.

 

قلب یک بانوی خانه‌دار را نشکنید
سارا کرمانی، ۴۳ ساله
من وقتی خیلی جوان بودم در یک سازمان دولتی کار می‌کردم. موقعیت مالی و شغلی خوبی داشتم. تا اینکه در سومین سال ازدواجمان باردار و صاحب یک فرزند دختر شدم.
شش ماه مرخصی زایمان مثل برق و باد گذشت و من باید بچه را به مهد کودک می‌سپردم. هر دو خانواده من و همسرم شهرستان بودند و ما عملاً برای نگهداری از دخترمان گزینه‌ای جز مهد کودک نداشتیم. آن زمان خبر‌های متعددی از مهد‌ها می‌شنیدم که یا غذای کافی به بچه‌ها نمی‌دهند یا با شربت خواب آور آن‌ها را خواب می‌کنند. ترسیدم. هر چه با خودم کلنجار رفتم نتوانستم خود را قانع کنم برای چند قران پول بیشتر بچه معصومم را هر روز مثل یک ساک دستی توی مترو اتوبوس دنبال خودم بکشانم و بهترین لذت کودکی را از او دریغ کنم. انتخاب سختی بود ولی با مشورت و همکاری همسرم استعفا دادم و به اختیار، خانه داری را برای مدت کوتاهی انتخاب کردم.
سبک زندگی‌ام از شاغل بودن به خانه‌داری تغییر کرد و این تحول روی تمام سیر زندگی‌ام تأثیر گذاشت. برای خودم یک کدبانوی تمام عیار شده بودم. شیر مادر برای فرزندم و یک خانه گرم و پر از عشق برای استقبال هر روزه از همسرم.
کلنجار رفتن با بچه و وقت گذاشتن برای تربیتش خیلی وقت می‌برد و من اغلب تند تند کار‌های خانه را تمام می‌کردم که بیش از همه مراقب سلامتی دخترم باشم. کاری که اگر شاغل بودم مربی مهد انجام می‌داد و من هم مثل سایر همکارانم پشت میز می‌نشستم و فرزندم را تلفنی تربیت می‌کردم. او مقابلم آرام آرام رشد کرد و بزرگ شد. آنقدر که توانست بعضی مسائل را تشخیص بدهد. او معنی بی‌پولی را می‌فهمید. گاهی که مجبور بود برای داشتن چیزی تا سر ماه و گرفتن حقوق پدرش صبر کند غرولند می‌کرد که چرا کارَت را ول کردی؟ اگر تو هم حقوق داشتی الان وضعیت بهتری داشتیم. او نه تنها خوشحال نبود از خانه‌دار بودنم بلکه مرا شماتت می‌کرد که چرا شاغل نیستم. در چشم‌هایم زل می‌زد و می‌گفت من خجالت می‌کشم جلوی دوستانم بگویم تو خانه‌داری و این اندوه قلب مرا شکست. کسی تلاش شبانه‌ام را نمی‌دید. حاضر بودند غذای حاضری بخورند. خانه هفته‌ای دوبار جارو شود و کلی از کار‌ها را خودشان انجام دهند ولی من شاغل و منبع درآمد باشم. از انتخابم پشیمان نیستم ولی گاهی عجیب قلبم می‌شکند.

خانه‌داری یک سبک زندگی است
هانیه ابراهیمی، ۳۶ ساله
بعضی‌ها فکر می‌کنند خانه‌داری مال بی‌سوادهاست. در حالی که من به شدت مخالفم. من کارشناس ارشد معماری هستم که کسی مانع کار کردنم نشد ولی خودم به اختیار خانه ماندن را برگزیدم. می‌خواستم معنی واقعی زندگی را درک کنم. بیشتر کنار بچه‌هایم باشم و برای خودم وقت بیشتری داشته باشم ولی وقتی با همسایه‌مان که شاغل است و از صبح تا شب در یک تولیدی کار می‌کند به گفتگو می‌نشینم او می‌گوید خوش به حالت خانه‌دار هستی. وقت داری قرمه سبزی بپزی. پیاز داغ و لوبیا سبز آماده کنی ترشی بگذاری و ده‌ها کار دیگر. وقتی این‌ها را می‌گوید می‌خواهم سرم را به دیوار بکوبم و بگویم آخر زن حسابی من هم می‌توانم دست به سیاه و سفید نزنم و خودم را به خواب و فیلم و یوگا سرگرم کنم. شما در ازای کارتان پول می‌گیرید و برای کارفرما کار می‌کنید ولی من بدون هیچ چشمداشتی عاشقانه برای زندگی وقت می‌گذارم. اگر من بخواهم شاغل باشم می‌توانم بهترین جا کار کنم. خیلی بهتر از کار کردن در یک شرکت بسته‌بندی که فقط اسم شاغل بودن را یدک می‌کشد. بچه‌های آن‌ها چیزی از زندگی نمی‌فهمند. همیشه تنها هستند، تنها درس می‌خوانند، تنها بازی می‌کنند و تنها بزرگ می‌شوند. خب من و امثال زن‌های تحصیلکرده دیگر خانه‌داری را انتخاب کردیم ولی سطح توقعمان را پایین می‌آوریم و کمبود درآمد را جبران می‌کنیم. می‌خواهم بگویم زن‌های خانه‌دار بی‌کلاس نیستند. اتفاقاً بر عکس! آن‌ها دلشان می‌خواهد برای خودشان وقت بگذارنند و جوانی شان را صرف خودشان کنند.
زن خانه‌دار وقت دارد بیاموزد. گلکاری، آشپزی، طراحی، موسیقی و هر هنری که دلش بخواهد را یاد بگیرد. توانایی دارد هر طور دلش می‌خواهد زندگی کند. هر وقت اراده کرد سفر برود یا مدتی برای خوب شدن حالش مرخصی برای خودش تجویز کند. خانه داری نه اتهام است نه یک ننگ و نه یک کار بی‌شأن و منزلت. فقط یک سبک زندگی است و به فرد و خانواده‌اش بستگی دارد.

تابو‌های خانه‌دار بودن را بشکنید!
هدی رهامی، ۳۳ ساله
یک روز در جمعی وقتی پای صحبت مادر‌ها نشسته بودم صحبت از قبولی‌های کلاس در کنکور شد. وقتی فهمیدند دختر من پزشکی دانشگاه تهران قبول شده پشت چشم نازک کردند و پرسیدند: «مگه میشه یه نفر خانه‌دار باشه بچه‌ش پزشکی قبول بشه؟»
پرسش آن‌ها مثل آب سردی بود روی سرم. باورم نمی‌شد چنین توهینی به من می‌شد و من قدرت دفاع نداشتم. آنقدر شوکه بودم که حرفی نزدم، ولی قلبم شکست. من شاغل نبودم، دکتر و مهندس و بهیار نبودم ولی سعی کردم اطلاعاتم را به روز کنم و پا به پای دخترم پیش بروم. من هر روز از او مراقبت کردم و برایش بهترین معلم‌ها را گرفتم و بهترین جزوه‌ها را تهیه کردم. کدام کار باید می‌کردم که به خاطر خانه‌دار بودنم نکردم؟ جز اینکه بچه‌های شاغل مدام در خانه تنها بودند ولی دختر من تحت حمایت من بود. برایش آبمیوه می‌گرفتم. خوابش را تنظیم می‌کردم و هر جا لازم بود برود پا به پایش او را همراهی می‌کردم. آن‌ها می‌روند فروشگاه آبمیوه پاکتی فرآوری شده می‌خرند من برایش آب پرتقال طبیعی می‌گرفتم. آن‌ها غذای بیرون می‌گرفتند که وقتشان هدر نرود من برایش غذا‌های مقوی می‌پختم. نمی‌دانم این چه دردی است که تلاش آن‌ها برای بچه‌ها دیده می‌شود ولی ما متهم می‌شویم به وقت زیادی داشتن و بیکار بودن.
شما اگر از سر کار می‌آیید همسر و فرزند کنارتان است و پا به پای شما مسئولیت خانه را می‌پذیرد. اگر سرکار هستید آخر هفته‌ها لباس می‌شویید و اتو می‌کنید. کسی مهمانی خانه‌تان نمی‌آید یا نصفه شب اگر فرزندتان هوس کیک کرد به آخر هفته موکول می‌کنید. ولی بانوی خانه‌دار همزمان هم پزشک است هم پرستار، هم مادر، هم همسر و هم آشپز. نمی‌گذارد آب در دل اعضای خانه تکان بخورد. پس حقش نیست متهم شوند به بیکاری.
این روز‌ها زن‌های خانه‌دار پا به پای مردان کار می‌کنند و گروه زیادی از بانوان در رسته مشاغل خانگی در حال فعالیت هستند. بیمه و حقوق ثابت و ساعت کار مشخصی ندارند ولی منبع درآمد محسوب می‌شوند. هم با عشق به هنرشان می‌رسند و هم کسب درآمد می‌کنند.
این مادر‌ها با یک برنامه‌ریزی درست، هم به کارشان می‌رسند و فعالیت اجتماعی و اقتصادی خودشان را دارند و هم در دسته خانه‌دار‌ها به شمار می‌آیند و زندگی تمیز و ایده‌آلی دارند.
حالا خیلی از بانوان خانه‌دار صاحب شغل هستند و وقتش رسیده در مورد حقوق آن‌ها بازنگری جدی صورت گیرد. باید تابوی «خانه‌دار بودن مساوی است با بی‌سوادی، بی‌فرهنگی و سطح اجتماعی پایین» شکسته شود و هر کس به شخصه بتواند سبک زندگی‌اش را تعیین کند. یادمان نرود زنان خانه‌دار با حضور و تلاش خود، خانه را گرم و خانواده را شاد نگه می‌دارند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار