
میثم رشیدی مهرآبادی
شانزدهمین جشنواره و نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاریها با همه فراز و فرودهایش به پایان رسید. شاید الان فرصت خوبی باشد برای ذکر چند نکته...
1- از همان روز اول، همه اصحاب مطبوعات برای بازدید آقای رئیس جمهور در انتظار بودند؛ ولی این دیدار میسر نشد. از فردی چنین رسانهای که حتی به قول پروفسور مولانا خود به مثابه یک رسانه مستقل است، انتظار میرفت که با حضور در مصلای تهران، از نزدیک با خبرنگاران و مدیران رسانهای همکلام و همدل شود که البته به یقین، حجم برنامههای مهمتر مانع این دیدار دوستانه شد.
2- وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که میزبان اصلی این جشن رسانهای بود در مراسم افتتاحیه شرکت نکرد. آن روز هم مسؤولیت افتتاح نمایشگاه بر دوش معاون مطبوعاتی قرار گرفت.
3- وقتی دوستان روابط عمومی روزنامه، لوح تقدیر نمایشگاه که به خاطر برتر شدن در میان روزنامهها نصیبمان شده بود را از تالار وحدت به ساختمان «جوان» آوردند، با تعجب دیدیم که حتی در ذیل لوح تقدیر هم جای امضای دکتر سید محمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خالی است. یعنی اساساً بنا بر این بوده که الواح تقدیر، فقط به امضای آقای معاون مطبوعاتی برسد.
4- از فرصت 7 روزه نمایشگاه، فقط 5 روز آن به صورت مفید مورد استفاده قرار گرفت. روز اول که فقط چند ساعت به بازدید عموم اختصاص داشت و البته تعداد زیادی از غرفهها به جای رسیدن به مخاطبان، مشغول غرفهآرایی بودند و روز آخر هم از ظهر درهای مصلا بسته شد و مسؤولان نمایشگاه اعلام کردند که شرکتکنندگان به تدریج شروع به جمعآوری غرفهها کنند.
5- هر وقت صحبت از مطبوعات میشود، چشمان همه برق میزند. چه دستاندرکاران آن و چه مخاطبانش. روزنامهها انگار با سفرههای صبحانه ایرانی همنشین شدهاند. یکی به دنبال «نیازمندیها»ست و یکی به دنبال آخرین تحلیلهای داغ سیاسی؛ هر کسی به بهانهای ... اما وقتی بچههای قلم یک سال منتظرند تا مخاطبانش را از نزدیک ببینند و جشن سالیانهشان را برگزار کنند، کمترین انتظارشان این است که نمایشگاه و جشنوارهای پربارتر را تجربه کنند.
اهالی مطبوعات با همه قناعتی که سختی کار رسانهای به آنها آموخته، باز هم از دستاندرکاران برگزاری متشکرند و بزرگوارانه منتظر میمانند تا هفدهمین دوره را در وضعیتی مطلوبتر، مشاهده کنند.