
جوحی به حج واجب ماه رجب رسیدهمراه شیخنا که به درک رطب رسیدمی خواست تا شراب طهوری دهد به ماجوشید آنقدر که به آب عنب رسیدصبحی به منبر آمد و فرمود باک نیستگر واجبات رفت به ما مستحب رسیداز نو صلا زدند که ما را وجب کننداز رای ها به شیخ همان یک وجب رسیدمشت و وجب برای همین آفریده شدبی آنکه انتخاب شود منتخب رسید!جمعی وضو نکرده دویدند در صفوفآخر نماز جمعه نخواندند و شب رسیدصفین و نهروان و جمل نوش جانشاناین کوفیان که مِهر علی شان به سب رسیدهر کس که دم زد از ادب مرد حرف بودهر کس که فحش داد به فیض ادب رسیدبعد از سه ماه شعبده رنگ و ننگ و زنگآیینه شکسته شان از حلب رسیدشکر خدا که عابد و زاهد به هم شدنداین از جلو در آمد و آن از عقب رسیددنبال کرسی اند بر این سنگ آسیادندان کرم خورده شان تا عصب رسیدبا غرب و شرق مسخره بازان یکی شدندنوبت به ریشخند سران عرب رسیدگوساله های سامری از طور آمدند با سبز اشتری که بر آن بولهب رسیدچیزی نبود حاصل شان از هجوم وهمجز مشت ریسمان که به کام حطب رسیدخاموشی ام مبین که در این آتش نفاقروحم به چشم آمد و جانم به لب رسید آبان ماه 1388آدرس وبلاگ علیرضا قزوه: http://www.ghazveh.blogfa.com/