
دکتر کوچکزاده که صراحت لهجهاش زبانزد است، مسائل پس از انتخابات و دلایل دامن زدن رسانههای اصلاحطلب به برخی مسائل از جمله بازداشتگاه کهریزک یا طرح وحدت ملی را بیان میکند. در ذیل مشروح گفتوگوی ما با ایشان را میخوانید.
گفتگو: محمد اسماعیلی طرح آشتی ملی که از سوی برخی سیاسیون مطرح شده است را چگونه ارزیابی میکنید؟
یکی از نکاتی که درباره اصطلاح طرح «وحدت ملی» توجه من را به خود جلب کرده است، این است که متولی یا متولیان اصلی این طرح به شدت در ابهام هستند یعنی به طور شفاف معلوم نیست که طرح کننده اصلی و اولیه این موضوع چه کسی است؟ و چه کسانی به دنبال این طرح هستند؟ و به طور کلی این طرح شفاف نیست حتی در بین مجموعههای سیاسی موجود نمیشود تفکیک کنیم که مثلاً اصولگرایان مطرحکننده هستند یا جریان مقابل آنها در انتخابات. این خودش دلیل بر این است که مطرحکنندگان این طرح (وحدت ملی) طرح و ایدهشان خیلی بجا نیست و آنها به دنبال مقاصد خاصی که تأمینکننده منافع خودشان است میباشند. به طور جزئیتر و خاصتر، به نظر من کسانی بحث وحدت ملی را این روزها طرح کرده و میکنند و حتی قبل از انتخابات به نوعی آن را مطرح میکردند که خودشان در وحدت ملی ایجاد اخلال و نقص کرده بودند و البته به شکلهای مختلف، مثلاً با عدم احترام به قانون و نهادهای قانونی، توهین و تعرض بیجا به نهادهای قانونی موجب ایجاد یک وضعیت حساس در جامعه شده بودند. حالا امروز برای فرار از تبعاتش این بحث وحدت یا همان آشتی ملی را مطرح میکنند و به نوعی دست پیش میگیرند که پس نیفتند، یعنی کسانی که خودشان بر همزننده وحدت و انسجام جامعه بودند امروز آمدهاند شعار «وحدت ملی» را مطرح میکنند. اولین اقدامی که باید همین طرحکنندگان انجام دهند اگر صادقاً، بیایند از خطاهای گذشته خودشان که موجب بر هم زدن انسجام ملی شده در پیشگاه ملت عذرخواهی کنند. اگر کسی در یک برهه به رهبری معظم انقلاب نامه توصیهآمیز یا تهدیدآمیز نوشت آن هم بدون رعایت آدابی که یک چنین نامهای باید داشته باشد، امروز این فرد بهترین قدمی که در راستای وحدت ملی میتواند بردارد این است که بیاید از نامه خودش تبری بجوید و اعلام کند که من با این کارم در آن روز موجب ایجاد اخلال در وحدت ملی شدم و عذرخواهی از رهبر و مردم را انجام میدهم. با این کار میشود تا حدودی پذیرفت صداقت فرد را در پیگیری بحث وحدت ملی. این اجمالاً نظری است که من راجع به این قضیه دارم و خوشبین به نیت کسانی که این موضوع را طرح میکنند نیستم و البته رسیدن به وحدت در جامعه ما از اولی که انقلاب شده تا امروز که البته بارها هم امتحان شده است جز اینکه حول محور رهبری و ولایت فقیه در جامعه وحدت و همدلی شکل بگیرد مکان و شخصی توانایی ایجاد وحدت و آشتی در جامعه نیست. ملت ما متشکل از اقوام مختلف، زبانهای مختلف و فرهنگهای مختلف است ولی همه این ملت در یک چیز مشترک است و آن اسلام و قرآن است. پیروزی انقلاب هم ناشی از تمسک به این موضوع بوده است. بعد از پیروزی انقلاب یا در همان دوران انقلاب، امام(ره) به عنوان منعکسکننده آرمانهای اسلامی و قرآنی محور وحدت ملت قرار گرفت و انقلاب ما به پیروزی رسید. در بعد از آن هم توطئههای مختلف، جنگ، ترورها و کودتاها ولی فقیه محور وحدت بوده و جامعه میتوانست وحدت خود را شکل دهد. هر موضوع دیگری غیر از این موجب وحدت نیست بلکه موجب تشکیل دو دستگی و اختلاف و فتنه در کشور خواهد شد.رسانههای اصلاحطلب در چند هفته اخیر دائماً به طرح آشتی ملی دامن میزنند و هر روز بسیاری از خبرها و تیترهای روزنامههای خود را به این موضوع اختصاص میدهند، به نظر شما روی خوش نشان دادن رسانههای اصلاحطلب به این طرح به چه دلیل است؟ دلیل رفتار روزنامههای اصلاحطلب نجات دادن خود از ورطهای است که در آن گرفتار شدهاند. وقتی در جامعه مسائل به سرانجام مطلوب میرسد که خطاکار طبق قانون و منصفانه مطابق همان خطایی که انجام داده در دستگاه قضایی محاکمه شود، اجرایش البته به دست ولی فقیه است و ممکن است ایشان ببخشد لذاست که حال جریان اصلاحات و اصلاحطلبان همین اندکی که باقی ماندهاند و همچنان بر ادعاهای خود پافشاری میکنند، اینها برای آنکه خودشان را نجات بدهند و در منظر افکار عمومی یک جایگاهی را درست بکنند به بحث طرح وحدت ملی دامن میزنند.به نظر من واقعاً بین مردم در جامعه ما به این شکلی که اینها القا میکنند و درصدد تشدید آن یعنی اختلاف، به دست آوردنی نیست حتی بین 13 میلیون رأیدهنده به رقبای آقای احمدینژاد و 24 میلیون رأیدهنده به احمدینژاد اختلاف نیست. همان طور که رهبر معظم انقلاب فرمود 40 میلیون رأیدهنده هم شایسته تقدیر هستند و این درست است. حساب خود کاندیدایی که از فرط خودخواهی و غرور و خودبینی به راه کج رفته و حساب انگشتشمار اغتشاشگران تعدیکننده به جان و مال و ناموس مردم در کف خیابانها از حساب عمده رأیدهندگان این جریان جداست. این رذالتهایی که در خیابان از جمله کتک زدن مردم با سلاح سرد و گرم و حتی کشتن و به شهادت رسیدن مردم از جمله شهید شدن 12 و 13 نفر بسیجی، اینها را رأیدهندگان به کسانی با ادعای نخستوزیری امام(ره) رأی جمع کرده، کشتند؟ من همچنین باوری ندارم. در بین رأیدهندگان به موسوی آقای سیدرضا اکرمی روحانیای است که در مجلس نماینده است، آیا سیدرضا اکرمی اهل چوب کشیدن در خیابان و به سر و کله مردم زدن است؟ میلیونها از رأیدهندگان نظیر ایشان بودهاند. اینها با تصوری که هشت سال دوران امام(ره) و نخستوزیری میرحسین داشتند و به امید احیای آرمانهای امام(ره) آمدند رأی دادند. حالا امروز در خیابان مواجه میشوند که در روز قدس اشخاصی بیایند شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» سر بدهند، آیا این آرمان امام(ره) است؟ بدیهی است که اینها از موسوی و هرچه در اطراف اوست دلزده میشوند لذا حساب این 13 میلیون را از حساب شخصی این کاندیدا که از فرط خودخواهی یا وابستگی به اجانب (که در هر صورت ریشه آن یکی است چرا که کسی که وابسته به اجانب میشود از سر منافع شخصی است و دلیلی ندارد آدم عاقل برود با اجنبی هم پیمان بشود) جداست. صحبتهایی که ما در این زمینه انجام میدهیم در رابطه با این دو گروه کوچک است؛ خود نامزدها و اغتشاشگرها. اینها برای آنکه خودشان را نجات بدهند از خیانتی که کردهاند و عقوبتی که به خاطر این خیانت مستحق آن هستند دم از وحدت یا امثالهم میزنند. تیم مذاکرهکننده ایران در ژنو خواهان عدم مذاکره با فرانسه در رابطه با تأمین سوخت رآکتور هستهای بودهاند، به نظر شما این مطالبه و خواسته ایران ارتباطی با دست داشتن فرانسه و سفارت این کشور در اغتشاشات بعد از انتخابات نداشته است؟عوامل متعددی تعیینکننده رفتار و تعامل جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجه با کشورهای دیگر است و به صورت خاص در مورد فرانسه البته یکی از پارامترهایی که به نظر من (من مسؤول سیاست خارجه کشور نیستم و دستی هم در تعاملات و نحوه آن در عرصه خارجه ندارم) حتماً باید در تعیین سطح روابط و نوع برخورد با فرانسه باید لحاظ بشود، همین دخالتهایی است که واضح شده و همه ما آن را احساس کردیم. در همان زمان سارکوزی حرفهای بیربط و بزرگتر از دهانش به زبان آورد و همچنین وزیر خارجه آنها و یکی از کارمندان سفارت این کشور هم که در دادگاه داخلی محاکمه شد، اینها همه دلیل بر دخالت فرانسه در امور داخلی ایران است و البته باید مورد لحاظ قرار بگیرد، در نحوه تعامل و ارتباط کشورمان با فرانسه. اما در خود قضیه هستهای و تأمین سوخت هستهای که ما با آژانس هم همکاری مثبتی داریم مجدداً شاهد کارشکنیها و اقدامات و اظهاراتی هستیم که فراتر از حد فرانسویهاست و این هم باید مورد توجه قرار بگیرد که البته قرار گرفته است و حرکت و نحوه برخورد ایران با فرانسه در این ارتباط و موضوع خاص قابل تقدیر و تحسین است و این حرکت را در خور شأن و شایستگی و عزت ملت ایران میدانم. هفته گذشته حجتالاسلام حمید رسایی یکی از نمایندگان اصولگرای مجلس به رسانهها گفتند که حدود 100 نفر از نمایندگان شکوائیهای را برای رسیدگی به جرائم موسوی به دادستانی کشور تحویل دادهاند، آیا این موضوع صحت دارد؟بله، این تعداد نماینده شکایتی رسمی را علیه میرحسین موسوی تنظیم کردهاند و دلیل نگارش و تنظیم آن اخلالگریهای موسوی که بعد از انتخابات با راهنمایی و جهتدهی خود او صورت گرفته، است. این شکایت از سوی عده کثیری از نمایندگان امضا شده است که برخی از آنها حقوقدان بودهاند و عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس هستند، اینکه همه 100 نفر حقوقدان بودهاند صحت ندارد. تنظیم این شکوائیه چرا اینقدر دیر صورت گرفته است؟اصلاً این طور نیست که تنظیم آن دیر صورت گرفته باشد. برخی از دوستان نظرشان این بود که ما شاید اگر مهلتی قائل شویم و به آقایان کاندیدا بدهیم شاید به خودشان بیایند و رفتارشان را در سطح جامعه اصلاح کنند و نیازی به برخورد قاطع قضائی از سوی قوه قضائیه یا تنظیم شکایت از سوی نمایندگان نباشد اما وقتی برای ما محرز شد که این طور نیست و موسوی اهل اصلاح نیست، ضرورت تنظیم و ارائه آن به دادستانی را احساس کردیم و انشاءالله ایشان در راستای انجام وظیفهشان رسیدگی خواهد کرد. هفته گذشته رسانههای اصلاحطلب خبر دیدار موسوی و خاتمی را دادند، شما این دیدارها و حرکتهای سیاسی سران اصلاحطلب را چگونه میبینید؟بنده اطلاعی از جزئیات این دیدار ندارم و برای من هم مهم نیست که چه موضوعات یا حرفهایی رد و بدل شده است. اینها تلاشهای مذبوحانهای است که این آقایان برای جلوگیری از مرگ حتمی سیاسیشان صورت میدهند. این افراد در سیاست ایران مردند و تردید نباید داشت. من منکر این نمیشوم که دشمنان این ملت با تمسک به بقایای این آقایان و جنازه سیاسی آنها در سطح جامعه برنامهریزی برای اختلال و اغتشاش انجام بدهند اما واقعیت این است که این آقایان در عرصه سیاسی کشور به هیچ وجه نخواهند توانست (منشأ اثر مثبت که نبودهاند) منشأ اثر منفی و تخریبآمیزی هم باشند ، اینگونه افراد با خرج از آبروی کسانی که لباس پیغمبر را دزدیدهاند و اسم مرجعیت را بر خودشان گذاشتهاند نمیتوانند کاری از پیش ببرند. ملت ایران به پیروی از روحانیت بیدار و آگاه و به پیروی از امام (ره) که به وسیله خون شهدا این نظام را بنیان نهاد و تا امروز ادامه داشته نمیگذارند این افراد به اهداف شوم خود برسند. از اوایل انقلاب روحانینماها و آخوندهای درباری به کارشکنی بر سر راه انقلاب مشغول بودهاند نتوانستند کاری از پیش ببرند و بعد از این با رفتارشان موجب رسوایی بیشتر خود خواهد شد. در راستای اخلال و اغتشاشهایی که قرار است دشمنان ملت ایران با تمسک به این جنازههای سیاسی برای ملت به وجود بیاورند قطعاً موجب تقویت و افزایش هوشمندی ملت ما خواهد شد. بنده قاضی نیستم و نمیدانم محتوای دیدار این دو نفر چه بوده است. موضوعی که به صورت گسترده رسانهها و شخصیتهای اصلاحطلب روی آن مانور میدهند روز سیزدهم آبان است. سوءاستفاده این گروه شکست خورده سیاسی از امثال روز قدس و 13 آبان با چه هدفی صورت میگیرد؟اینها در راستای همان تلاش مذبوحانهای است که در پاسخ به سؤال قبل دادم. 13 آبان، روز قدس، عید فطر و نماز جمعه پایگاهها و رخدادهایی است که ماهیتش عجین با کسانی است که ایمان قلبی و عملی به اسلام، امام(ره) و انقلاب دارند. 13 آبان روز مبارزه با استکبار است، اگر استکبار ایادی داخلیاش را وادارد که در آن روز اعمال مسخرهآمیز را انجام بدهند جز اینکه خودشان را مفتضحتر بکنند اتفاقی نخواهد افتاد. من منکر این نیستم که هزار نفر یا دو هزار نفر یا یک عده جماعت فریبخوردهای را در آن روز ممکن است به خیابانها بیاورند و کارهای تمسخرآمیز بکنند، در روز مبارزه با استکبار اعمالی انجام بدهند که موجب خشنودی مستکبران شود و لبخند رضایت بر مجریان صدای آمریکا و BBC یا دیگر رسانههای دست مستکبران بنشاند اما الزاماً روی دادن این اتفاق معنایش این نیست که اینها در جهت تقویت پایگاه و جایگاهش در بین مردم و جامعه حرکت کردهاند یا موجب باورمندشدن ملت به اینها شدهاند. سالهاست که همین برنامهها و تشویقها از سوی رسانهها و تلویزیونهای بیگانه صورت میگیرد و به ایادی داخلیشان هم خط میدهند، اگر از آنها طرفی بستند از اخلال در روز استکبارستیزی و 13 آبان هم طرفی خواهند بست بنابراین به نظر بنده اینها مؤثر نخواهد بود و نتیجه درستی برای آنها حاصل نخواهد شد. به نظر شما عامه مردم در روز 13 آبان چه عکسالعملی باید در مقابل اینگونه افراد فریب خورده اتخاذ کنند؟به نظر من مهمترین کاری که مردم باید انجام بدهند بیمحلی است. وقتی به این افراد بیمحلی شود خود به خود در انزوا میروند اما این تا جایی است که این افراد تعدی به موازین قانونی انجام ندهند. آنجایی که به موازین قانون تعدی کنند نه تنها مردم سکوت نمیکنند بلکه با کمک کردن به نیروی انتظامی با این افراد به شدت برخورد میکنند. باید با تمام کسانی که برای مقابله با نظام دست به اعمال غیرقانونی میزنند و ایجاد ناامنی میکنند توسط نیروی انتظامی برخورد شود و تحویل مراجع قضایی بشوند و به شدت با آنها برخورد شود چرا که هیچ وقت صریحتر و روشنتر از این نبوده که اینها دارند از دشمن ملت خط میگیرند. کسانی که این چند هفته تلویزیون بیگانه را نگاه کردند دیدند که یکی دو ماهی است که آنها تبلیغ میکنند برای روز 13 آبان و به عوامل داخلی خود خط میدهند که بیایید و چه کارهایی را هم انجام بدهید. حتماً نیروی انتظامی باید با شدت برخورد کند و به هیچ وجه هم به این افراد ترحم نباید صورت بگیرد و دستگاه قضائی هم باید به وظایف خود در این رابطه عمل کند اما مردم باید به آنها بیمحلی کنند و هیچ نگرانی از این بابت نداشته باشند و در مواقع لازم آماده و پشتیبان نیروی انتظامی باشند. آقای مطهری اظهار کرده بود که نحوه و شکل مناظرههای احمدینژاد یکی از دلایل اغتشاشات پس از انتخابات بوده است، به نظر شما اینگونه بوده است؟این نظر آقای مطهری است اما آقای علی مطهری به واسطه اینکه فرزند شهید مطهری است طبعاً انتظار داریم با توجه به اینکه مدرس دانشگاه است بیش از ما با افکار، نظرات و مکتوبات استاد شهید مطهری آشنا باشند و اطلاعات مذهبی ایشان اطلاعات جامعی به نظر میرسد اما در عرصه سیاست و تحلیل سیاسی به نظر میآید که ایشان به راحتی به دلیل نگرش سطحی که به مسائل دارد بازی کسانی را میخورد که اگر پدر ایشان امروز حضور میداشت این افراد منفور در چشم پدر ایشان بودند، به هر حال ایشان بازی افرادی را خورده است. به درستی علی مطهری این توان را ندارد یا لااقل ما در او ندیدهایم که بتواند تحلیل انجام دهد که در کجا ایستاده و هر حرف و عمل و موضع او چه تأثیری در روحیه نیروهای خودی و چه تأثیری در روحیه و نشاط دشمن خواهد داشت. این نکته مهمی است که انسان اهل بصیرت حتماً باید به این توجه داشته باشد. چه بسا یک حرکتی وقتی به آن به صورت انتزاعی و مجرب نگاه میکنیم خود این تحلیل به عنوان یک حرکت مثبت و خوب ارزیابی میشود اما وقتی فعل را با توجه به آن چیزی که اطراف آن وجود دارد تحلیل کنیم یک کار غلط ارزیابی میشود. رهبر انقلاب تأکید فرمودند که ببینید چه حرکتی ممکن است دشمن را خوشحال کند و آن را انجام ندهید. این همان مطلبی است که ممکن است یک حرکتی بدون توجه به مواضع دشمن و موقعیت ما یک حرکت خوب باشد اما با در نظر گرفتن همه جهات و نگاه بصیرانه مفید نباشد؛ نگاه بصیرانه یعنی نگاهی که از بالا به یک پدیده صورت میگیرد و همه جوانب دیده میشود و نگاه جزئی نیست. وقتی یک فردی بر سر یک سهراهی قرار میگیرد و میخواهد بین این سهراه راهی بهتر و آسانتر را برای ادامه مسیر انتخاب کند این فرد چون روی زمین قرار گرفته ابتدای مسیر را میبینید، اگر کسی با هلیکوپتر روی این منطقه باشد و بتواند دورتر و جلوتر سهراه موجود را ببیند قطعاً نظر کسی که سوار هلیکوپتر است با نظر کسی که روی سهراه قرار دارد متفاوت خواهد بود. کسی که در هلیکوپتر است نگاهش با بصیرت است و جامعالاطراف است. لازمه اظهارنظر در پدیدههای سیاسی این ویژگی است که فرد باید جامع مسائل را ببیند. به نظر میآید که مطهری از این ویژگی که نگاه بصیرانه است، برخوردار نیست چون یک موضوع جزئی را به شکل اظهارنظرهای احمدینژاد در مصاحبههای مطبوعاتی توجه میکند و این را ناپسند میداند که تا موضوعی اثبات نشده نباید مطرح شود اما توجه نمیکند که این شکل برخورد را نباید تا جایی گسترش داد که تلقی مقابله و دشمنی با دولت از آن شود به حدی که لبخند بر لبان صدای آمریکا بنشاند. اینکه VOA موضوعی را از آقای مطهری پخش کند و این را سندی بکند دال بر محکوم کردن یک جریان، این نباید خوشایند آقای مطهری باشد. این انتظار از ایشان نیست ولی متأسفانه ایشان یک باوری دارد که برای اثبات استقلال خودش تا حدی در این قضیه افراط کرده که نصیحت خیرخواهانه دوستان خودش را هم گوش نمیدهد. غالباً بنده دیدم بدون اینکه بخواهم وارد جزئیات بحث ایشان با آقای جوانفکر مشاور رئیسجمهور شوم به جای اینکه جواب منطقی به آقای جوانفکر بدهد، ایشان را متهم به پیر فکر میکند یا اگر بنده یک نصیحتی به ایشان کنم چون اسم بنده کوچکزاده است میگوید از اسمت معلوم است که چه کسی هستی. اگر مطهری این رویه را ادامه بدهد به صلاح خودش نیست. یکی دیگر از موضوعاتی که رسانههای اصلاحطلب به آن دامن میزنند مسأله بازداشتگاه کهریزک است، این در حالی است که مقام معظم رهبری فرمودند مسأله اصلی پس از انتخابات اغتشاشات و ناامن کردن فضای کشور بوده است، به نظر شما پرداختن رسانههای اصلاحطلب به موضوعاتی غیر از موضوع اصلی با چه هدفی صورت میگیرد؟این جریان اصلاً موضوعش انتخابات دهم ریاستجمهوری نیست. قبل از دوم خرداد یک جریانی برای سست کردن پایههای نظام جمهوری اسلامی با عنوان الگویی که میخواهند به بشریت بدهند به فعالیت پرداختند، راهکارهای مختلفی هم رفتند، از رسانههای مکتوب و غیرمکتوب هم حداکثر استفاده را برای مفتضح کردن چهره جمهوری اسلامی به کار گرفتند.مسأله کهریزک و دامن زدن به آن هم در همین راستاست. مثلاً وقتی به دست جنایتکاران همکار خود زنی را میکشند در یکی از خیابانهای فرعی تهران و آن را رسانهای میکنند، درصدد هستند چهره نظام را مخدوش کنند و امثال این حرکات را در گذشته از آنها زیاد دیدیم. منافقانی در گذشته بودند که هواداران خود را میبردند و روی بدن آنها با آتش جملاتی مینوشتند که چهره جمهوری اسلامی را مفتضح کنند و بگویند این کار پاسداران بوده است و حتی به امام(ره) هم تهمت میزدند. این حرفها بوده و هست و خواهد بود، ضمن اینکه منکر این موضوع نمیشویم که در مجموعه نیروهای امنیتی و انتظامی 70 میلیونی همانطور که در اقشار دیگر کشور ممکن است خطایی صورت بگیرد در اینجا هم ممکن است اشتباه یا خطایی صورت بگیرد. حتماً باید به آن خطا رسیدگی شود و نظارت کافی هم در آن اعمال شود ولی این موضوع را اصل قرار دادن و بیش از حد معمول بر آن پرداختن با نیت مفتضح کردن چهره جمهوری اسلامی ایران که میراث گرانقدر امام(ره) است (امامی که آقایان خود را مدعی خط ایشان میدانند) تفاوت و تعارض دارد و از این موضوع هم طرفی نخواهند بست چرا که صداقت مطرحکنندگان قضیه کهریزک پیش مردم زیر سؤال رفته، البته مردم حق دارند که خواستار رسیدگی به خطاهایی که در کهریزک صورت گرفته، باشند ولی بنده به عنوان نماینده آنها این را اعلام میکنم که نباید فراموش کنیم، غائلهای که استکبار با تمام قدرت و عوامل داخلی خود در این مملکت برنامهریزی و اجرا کرد و با کمترین خسارت توسط همین نیروی انتظامی جمع شد یعنی اگر در این نیروی انسانی یک نفر یا دو نفر خطا میکردند باید در کنار این خدمت بزرگ به جامعه مورد لحاظ قرار بگیرد. این برای افراد عادی شاید ملموس نباشد که شاید بیشتر از چند هفته نیروهای انتظامی در خیابان آن هم بدون سلاح گرم سرپا بایستند و فحش بخورند، سنگ توی سرشان بخورد و صدها مجروح بدهند و این اغتشاشات را با زحمت فراوان جمع کردند و اگر کسی هم خطایی انجام دهد باید رسیدگی شود برای حفظ همین نیروی آبرومند نه برای خوشایندی یک مشت خودفروخته به آمریکا و ما در جهت تأمین نظر آنها هیچ اقدامی انجام نخواهیم داد. این افراد با مانور دادن روی این موضوع میخواهند به مستضعفانی که در سرتاسر دنیا به این نظام دل بستند بگویند که این نظام هم فرقی با نظامهای استکباری ندارد. بگویند این نظام هم با نظامهایی که سرتاپای دستگاههای امنیتشان متشکل از جنایتکارهای صهیونیست است تفاوتی ندارد. اگر یک پاسبان خطاکاری هست میخواهند این را سند کنند و بگویند دستگاه انتظامی ما هم یک دستگاه جنایتکار است. اینها جنایتکارانی هستند که از چهره عطوف و عدالتآمیز جمهوری اسلامی به خشم آمدند و به همین دلیل مسأله کهریزک را بزرگ جلوه میدهند. رویکردآقای سیدحسن خمینی را در چند ماه اخیر چگونه میبینید؟ من امیدوارم تجربه سیاسی آقای سید حسن خمینی به اندازهای باشد که به خوبی و شایستگی بتواند حافظ دستاوردها و آبروی امام(ره) بزرگوار بیش از آن چیزی که در گذشته بوده، باشد. مجموعه رفتار و مواضع علیرضا بهشتی، فرزند شهید بهشتی که بهعنوان یکی از حامیان موسوی در انتخابات بوده را چگونه ارزیابی میکنید؟ جوابش این است که پسر نوح با بدان نشست، خاندان نبوتش گم شد. در قضیه آقایان علیرضا بهشتی، سید حسن خمینی و علی مطهری همگی آدمهای محترمی هستند اما منطقی که کسانی به وسیله نسبشان محترم باشند یا با اعمال خوب خود در گذشته تا آخر هم باید مورد عنایت و احترام باشند، این منطق با منطق قرآن سازگار نیست. دلیلش این است که خداوند در قرآن کریم و در آیه 170 آل عمران در بحث جنگ احد مطرح می فرمایند که: شهدا را مرده نپنداریم و آنها در پیش خدا روزی میخورند و در مورد کسانی که با شهدا در گذشته در کار خیر بودند وعده میکند که اجر آنها ضایع نمیشود و مؤمنین را تعریف میکند. در این تعریف ما می فهمیم که به صرف گذشتهای درخشان و پربار تضمین عاقبت خیر برای کسی نمیکنند، به صرف پسر پیامبر بودن (حضرت نوح) تضمین کننده این نیست که حتماً شما راه درست را میروید و در آینده هم مورد تکریم و تعظیم قرار بگیرید. در قرآن و در آیات بعدی خداوند می فرمایند: مؤمنین کسانی هستند که بعد از همه سختیهایی که کشیدند باز هم از خدا و رسول اطاعت میکنند. امروز در جامعه ما اگر کسی بخواهد مصداق مؤمنی باشد که خدا اجر او را ضایع نمی کند شرطش این نیست که بگوید هشت سال من در جنگ بودم و هر عملی انجام بدهم شایسته تقدیر باشد بلکه شرطش این است که اجابت کند خدا و رسولش را. امروز مصداق پیامبر خدا در جامعه کیست؟ هر کس از خط رهبری انقلاب و ولی فقیه که با شرایطی که امام زمان (عج) گفته منصوب شده، تخطی کند راه خطا رفته و کسی که دنبال ایشان برود اجرش ضایع نمیشود. در آیههای بعدی میخوانیم مؤمنینی که خدا اجر آنها را ضایع نمیکند اولاً آنهایی هستند که بعد از همه سختیهایی که کشیدند باز هم دنبال خط خدا و رسول او هستند که امروز مصداق تبعیت از خدا و رسول ولیفقیه است و ویژگی دوم این است که زمانی که از کفار و مستکبران آنها را تهدید میکنند، نمیترسند و میگویند ما را خدا و رسول کفایت میکند. من سید حسن خمینی را از برادر خودم بیشتر دوست داشته و دارم اما پسر شهید بهشتی اگر از این خط خارج شد هیچ تضمینی برای اینکه در آخرت با امام (ره) محشور شود وجود ندارد. این را حمل بر بی حرمتی به امام(ره) و بیت امام(ره) هر کس کرد از شعور اسلامی به دور است لذا بنده امیدوارم نوه امام (ره)، پسر شهید بهشتی و شهید مطهری، بنده و همه از شر نفس اماره در امان باشیم و عاقبت ما طبق آیات قرآن ختم به خیر بشود. راهی برای ختم به خیر شدن جز تبعیت از ولی فقیه نیست.