کد خبر: 1060128
تاریخ انتشار: ۰۷ شهريور ۱۴۰۰ - ۲۰:۵۴
گرفتن مستمری پدر به قیمت از دست دادن حقوق یک زن متأهل چند سال پیش وقتی برای نخستین بار با پدیده جدا شدن همسران برای دریافت مستمری پدر زنان مواجه شدم، دهانم از تعجب باز مانده بود. صرف‌نظر از قانونی یا غیرقانونی بودن این کار، شدت غیر اخلاقی بودنش آن را برایم غیر قابل باور کرده بود. زن و شوهری که این کار را کرده بودند دورا دور می‌شناختم و تا جایی که به یاد دارم شنیده بودم آن‌ها از تمکن مالی خوبی برخوردارند! با وجود این برای دور زدن قانون از هم جدا شده بودند تا خانم مستمری پدرش را دریافت کند. جالب‌تر از همه اینکه زوج مذکور در سنین میانسالی بودند! بعد‌ها با مصاحبه‌ها و اخباری از این دست مواجه شدم و فهمیدم این عمل غیر قانونی و غیر اخلاقی چندان هم غیر معمول نیست و حتی سازمان تأمین اجتماعی از آمار ۶ هزار طلاق صوری در سال ۹۴ خبر داده است! در عمل این واقعیتی است که همچنان در کشور اتفاق می‌افتد. هرچند شاید مانند هر پدیده غیر قانونی دیگری نتوان برایش آمار و ارقام درستی بیان کرد. پدیده طلاق‌های صوری برای دریافت مستمری پدر از سوی خانم‌ها صرف‌نظر از اینکه بدیهیات اخلاقی و وجدانی را زیر پا می‌گذارد و موجب پایمال شدن حقوق افرادی می‌شود که واقعاً نیازمند این مستمری هستند و این حقوق به آن‌ها می‌رسد، می‌تواند تبعات فردی و خانوادگی برای خود این زنان هم داشته باشد. عقد ازدواج دائم در زندگی مشترک تعهداتی را می‌آورد که صیغه ۹۹ ساله نمی‌تواند این تعهدات را تضمین کند. به خصوص اگر در جایی ثبت نشده باشد که طبعاً این ازدواج‌ها در جایی ثبت نمی‌شود تا بتوانند با این پنهانکاری مستمری پدر فوت شده را دریافت کنند. در واقع زنانی که پس از فوت پدر برای دریافت مستمری پدرشان از همسر خود طلاق می‌گیرند اگرچه مبلغ ماهانه مستمری را ممکن است به دست بیاورند، اما با این اقدام و جدایی و زندگی مشترک بر پایه صیغه ۹۹ ساله، عملاً حمایت‌های قانونی موجود برای یک زن متأهل را از خود سلب می‌کنند و در معرض آسیب‌هایی قرار می‌گیرند. به طور نمونه این زنان از حقوق قانونی همانند ارثیه و مهریه محروم می‌شوند، چراکه ازدواج مجددشان با همسرانشان به صورت پنهانی است و جایی ثبت نمی‌شود تا از این طریق بتوانند حقوق پدر را دریافت کنند. غافل از اینکه عدم ثبت ازدواج آنان را از حقوق قانونی زن متأهل محروم می‌کند. از سوی دیگر این افراد زندگی خود را در معرض فروپاشی قرار می‌دهند. اگر این زن و شوهر‌ها با مشکل مواجه شوند از آنجایی که عملاً پیوندی قوی میانشان وجود ندارد و سندی دال بر ازدواج و همسر بودنشان موجود نیست، خیلی راحت‌تر زندگی‌شان از هم می‌پاشد، بدون آنکه بتوانند بعد از جدایی حقوق خود را از همسر مطالبه کنند. حتی فرزندان این خانواده‌ها هم با مشکلاتی مواجه می‌شوند. در کنار این برخی از این افراد با وجود در قید حیات بودن مادر یا خواهر مجرد و مطلقه‌ای که به این حقوق و مستمری نیاز دارند اقدام به چنین کاری کرده و در عمل برای خانواده خودشان هم مشکل درست می‌کنند، چراکه موجب تقسیم مستمری بین بازماندگان خواهند شد و جدایی و مطالبه مستمری می‌تواند سهم سایر بازماندگان را از مستمری موجود کمتر کند. بدیهی است در یک خانواده سالم حتی اگر نیاز مالی وجود داشته باشد زن و شوهر هرگز حاضر نمی‌شوند برای دریافت کمک مالی مستمری از یکدیگر جدا شوند. چنین رفتاری بیانگر چالش‌های اساسی در ساختار این خانواده‌هاست. در کنار تبعات فردی و خانوادگی طلاق‌های صوری برای دریافت مستمری پدر تبعات اجتماعی متعددی هم دارد. چنین رفتاری دور زدن قانون است و فشار مضاعفی را به صندوق‌های بازنشستگی که همین حالا هم در شرف ورشکستگی هستند وارد می‌کند. همچنین موجب می‌شود تا افراد ذی حق و نیازمند مستمری نیز در معرض تصمیم‌هایی قرار بگیرند که ممکن است این حق را از آنان سلب کند. درست همانند طرحی که هم اکنون در مجلس است و بنا دارد تا مستمری دختران مجرد و بیوه را تا یک سوم کاهش دهد و این مسئله نگرانی‌هایی را برای بازنشستگان و مستمری بگیران به‌وجود آورده است و موجب شده تا به قول قدیمی‌ها دست پدر‌هایی که دخترانشان ازدواج نکرده‌اند یا طلاق گرفته و درآمد و کمک خرجی ندارند از قبر بیرون بماند. عدم حمایت از افراد نیازمند به این مستمری‌ها بار نهاد‌های حمایتی همچون کمیته امداد را سنگین‌تر می‌کند و زمینه‌ساز بروز آسیب‌های اجتماعی در جامعه خواهد شد.

چند سال پيش وقتي براي نخستين بار با پديده جدا شدن همسران براي دريافت مستمري پدر زنان مواجه شدم، دهانم از تعجب باز مانده بود.
صرف‌نظر از قانوني يا غيرقانوني بودن اين كار، شدت غير اخلاقي بودنش آن را برايم غير قابل باور كرده بود. زن و شوهري كه اين كار را كرده بودند دورا دور مي‌شناختم و تا جايي كه به ياد دارم شنيده بودم آنها از تمكن مالي خوبي برخوردارند! با وجود اين براي دور زدن قانون از هم جدا شده بودند تا خانم مستمري پدرش را دريافت كند. جالب‌تر از همه اينكه زوج مذكور در سنين ميانسالي بودند!
بعدها با مصاحبه‌ها و اخباري از اين دست مواجه شدم و فهميدم اين عمل غير قانوني و غير اخلاقي چندان هم غير معمول نيست و حتي سازمان تأمين اجتماعي از آمار 6 هزار طلاق صوري در سال 94 خبر داده است!
در عمل اين واقعيتي است كه همچنان در كشور اتفاق مي‌افتد. هرچند شايد مانند هر پديده غير قانوني ديگري نتوان برايش آمار و ارقام درستي بيان كرد.
پديده طلاق‌هاي صوري براي دريافت مستمري پدر از سوي خانم‌ها صرف‌نظر از اينكه بديهيات اخلاقي و وجداني را زير پا مي‌گذارد و موجب پايمال شدن حقوق افرادي مي‌شود كه واقعاً نيازمند اين مستمري هستند و اين حقوق به آنها مي‌رسد، مي‌تواند تبعات فردي و خانوادگي براي خود اين زنان هم داشته باشد.
عقد ازدواج دائم در زندگي مشترك تعهداتي را مي‌آورد كه صيغه ۹۹ ساله نمي‌تواند اين تعهدات را تضمين كند. به خصوص اگر در جايي ثبت نشده باشد كه طبعاً اين ازدواج‌ها در جايي ثبت نمي‌شود تا بتوانند با اين پنهانكاري مستمري پدر فوت شده را دريافت كنند. در واقع زناني كه پس از فوت پدر براي دريافت مستمري پدرشان از همسر خود طلاق مي‌گيرند اگرچه مبلغ ماهانه مستمري را ممكن است به دست بياورند اما با اين اقدام و جدايي و زندگي مشترك بر پايه صيغه ۹۹ ساله، عملاً حمايت‌هاي قانوني موجود براي يك زن متأهل را از خود سلب مي‌كنند و در معرض آسيب‌هايي قرار مي‌گيرند.
به طور نمونه اين زنان از حقوق قانوني همانند ارثيه و مهريه محروم مي‌شوند، چراكه ازدواج مجددشان با همسرانشان به صورت پنهاني است و جايي ثبت نمي‌شود تا از اين طريق بتوانند حقوق پدر را دريافت كنند. غافل از اينكه عدم ثبت ازدواج آنان را از حقوق قانوني زن متأهل محروم مي‌كند. از سوي ديگر اين افراد زندگي خود را در معرض فروپاشي قرار مي‌دهند. اگر اين زن و شوهر‌ها با مشكل مواجه شوند از آنجايي كه عملاً پيوندي قوي ميانشان وجود ندارد و سندي دال بر ازدواج و همسر بودنشان موجود نيست، خيلي راحت‌تر زندگي‌شان از هم مي‌پاشد، بدون آنكه بتوانند بعد از جدايي حقوق خود را از همسر مطالبه كنند.
حتي فرزندان اين خانواده‌ها هم با مشكلاتي مواجه مي‌شوند. در كنار اين برخي از ‌اين افراد با وجود در قيد حيات بودن مادر يا خواهر مجرد و مطلقه‌اي كه به اين حقوق و مستمري نياز دارند اقدام به چنين كاري كرده و در عمل براي خانواده خودشان هم مشكل درست مي‌كنند، چراكه موجب تقسيم مستمري بين بازماندگان خواهند شد و جدايي و مطالبه مستمري مي‌تواند سهم ساير بازماندگان را از مستمري موجود كمتر كند.
بديهي است در يك خانواده سالم حتي اگر نياز مالي وجود داشته باشد زن و شوهر هرگز حاضر نمي‌شوند براي دريافت كمك مالي مستمري از يكديگر جدا شوند. چنين رفتاري بيانگر چالش‌هاي اساسي در ساختار اين خانواده‌هاست. در كنار تبعات فردي و خانوادگي طلاق‌هاي صوري براي دريافت مستمري پدر تبعات اجتماعي متعددي هم دارد. چنين رفتاري دور زدن قانون است و فشار مضاعفي را به صندوق‌هاي بازنشستگي كه همين حالا هم در شرف ورشكستگي هستند وارد مي‌كند. همچنين موجب مي‌شود تا افراد ذي حق و نيازمند مستمري نيز در معرض تصميم‌هايي قرار بگيرند كه ممكن است اين حق را از آنان سلب كند. درست همانند طرحي كه هم اكنون در مجلس است و بنا دارد تا مستمري دختران مجرد و بيوه را تا يك سوم كاهش دهد و اين مسئله نگراني‌هايي را براي بازنشستگان و مستمري بگيران به‌وجود آورده است و موجب شده تا به قول قديمي‌ها دست پدرهايي كه دخترانشان ازدواج نكرده‌اند يا طلاق گرفته و درآمد و كمك خرجي ندارند از قبر بيرون بماند. عدم حمايت از افراد نيازمند به اين مستمري‌ها بار نهادهاي حمايتي همچون كميته امداد را سنگين‌تر مي‌كند و زمينه‌ساز بروز آسيب‌هاي اجتماعي در جامعه خواهد شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار