کار و شغل بخش اساسی و مهم زندگی هر انسانی است. انسانها احتیاجات و نیازهای فراوانی دارند از جمله: لباس، خوراک، سرگرمی، حمل و نقل، سفر، تحصیل و دیگر امکاناتی که به آنها عادت کرده و وابسته هستند و بیتردید برای رفع آنها نیاز به کار دارند. کار و شغل بخش اساسی و مهم زندگی هر انسانی است. انسانها احتیاجات و نیازهای فراوانی دارند از جمله: لباس، خوراک، سرگرمی، حمل و نقل، سفر، تحصیل و دیگر امکاناتی که به آنها عادت کرده و وابسته هستند و بیتردید برای رفع آنها نیاز به کار دارند. در فرهنگ غنی اسلامی- ایرانی ما، در مورد «کار» بسیار تأکید شده است؛ پیامبر اسلام (ص) میفرمایند: «خداوند بنده مؤمن پیشهور را دوست دارد.» رهبر معظم انقلاب با استناد به آیه «وَ اَن لَیسَ لِلاِنسانِ اِلّا ما سَعی» فرمودهاند که این آیه اشاره بر این دارد که دستاورد واقعی و حقیقی انسان آن چیزی است که محصول سعی او و تلاش او باشد.
کار در دورههای گوناگون تاریخ و فرهنگهای مختلف شکلهای متفاوتی داشته است. در «فرهنگ فارسی» کار چنین تعریف شده است: «آنچه از کسی سر میزند، عمل و دیگر اینکه فعالیتی که شخص به طور روزانه به آن مشغول است و معمولاً بابت آن حقوق دریافت میکند.» به طور کلی کار یکی از عوامل تولید است که تمام فعالیتهای اقتصادی انسان، اعم از فکری و یدی، تخصصی و غیرتخصصی برای تولید ثروت را دربر میگیرد.
فرهنگ کار مجموعهای از ارزشها، باورها و آگاهیهای مشترک و پذیرفته شده یک گروه کاری در انجام فعالیتهای معطوف به تولید و یا ایجاد ارزش افزوده است. به عبارت دیگر ارزشها و نگرشهایی که در وجود کارکنان یک سازمان نهادینه شده و مورد قبول جمعی قرار گرفته است، فرهنگ کاری حاکم بر آن سازمان یا گروه را تبیین میکند. هنگامی که فرهنگ کار در یک سازمان یا جامعه ضعیف ارزیابی میشود، بدین معناست که کارکنان به انجام کار مفید و سازنده تمایل نداشته و در نتیجه فعالیتهای آنها از بازدهی و اثربخشی کمتری برخوردار است و منابع به کار گرفته شده حداکثر بازده ممکن را نخواهند داشت.
بهطور عمده علل و عوامل بسیاری در شکل دادن به فرهنگ کار مؤثر هستند، نظیر عوامل جغرافیایی، محیطی، اقتصادی و اجتماعی. همچنین مواردی مانند میزان آمادگی و توانایی نیروی انسانی، تبحر کارکنان، میزان حمایت سازمان از کارکنان، میزان انگیزه و تعهد کارکنان به کارفرما و سازمان، کیفیت ارائه بازخوردها، میزان اعتبار و تطابق تصمیمات با قوانین سازمانی، روحیه کار جمعی، اخلاق کاری و... در این زمینه تأثیر دارند.
یک نگرش در تمام افراد جامعه وجود دارد که مشکلات جامعه ناشی از سوءمدیریت است، اما هیچ وقت این سؤال مطرح نمیشود که برای تسهیل اداره کشور و تسریع روند شکوفایی اقتصادی، صنعتی و تولیدی کشور به عنوان یک شهروند؛ فارغ از جایگاهی که از آن برخوردار هستیم و به عنوان یک فرد عادی و حقیقی در جامعه، به چه میزان سعی و تلاش کردهایم؟!
همه میدانیم کیفیت کار در کشورهای توسعه یافته بسیار بالاست با این حال چنین کشورهایی در پی افزایش میزان استراحت برای نیروی انسانی هستند تا کیفیت و بازده نیروی انسانی را بالاتر ببرند. این موضوع نشاندهنده این است که افزایش راندمان کاری یا بهرهوری آن، با بالا بردن ساعات کاری به تنهایی محقق نمیشود. از آنجایی که درس گرفتن از تجارب دیگران به سرعت بخشیدن به مسیر موفقیت کمک میکند پس ممکن است با الگوبرداری صحیح از سازوکارهای حاکم بر کشورهای توسعهیافته میزان کار مفید در کشور با راندمان بالاتری همراه شود.
یکی از مؤلفههای فرهنگ کار این است که ساعات کار مفید کارکنان افزایش یابد. برای بالا بردن ساعات کار مفید کارکنان ضروری است فعالیت کارکنان به شکل درست و منطقی مدیریت شود. یکی از جنبههای ضعیف بودن فرهنگ کار، بیکاری پنهان کارکنان است که خود منجر به پیدایش بسیاری از ناکارآمدیها و مشکلات سازمانی میشود. با ساز وکارهای عملیاتی از جمله ارزیابی عملکرد کارکنان و مشخص شدن کار مفید از غیرمفید، شناسایی و کنترل شرایطی که در آن بیکاری پنهان وجود دارد، ارزیابی و افزایش ساعات کار مفید از طریق شاخصسازی، تشویق و تحسین کارکنانی که ساعات کاری مفید داشتهاند، اعطای اختیار و مسئولیت به کارکنان و تدوین برنامههای مشخص کاری، میتوان به ارتقای ساعات مفید کار و تقویت فرهنگ کار کمک کرد. تشکلهای غیردولتی نیز نقش مهمی در ایجاد و توسعه فرهنگ کار دارند. تشکلهای صنفی نیز نقش واسطه را بین نیروی انسانی و مدیریت یک واحد اقتصادی ایفا میکنند. این واسطه از طریق برگزاری جلسات مرتب و بحث و کارشناسی و در نهایت توافق جمعی نقش بهسزایی در کاهش تنش بین کارگران و کارفرمایان دارد، به نحوی که از ایجاد بحرانهای بزرگ اجتماعی جلوگیری میکند. تشکلهای صنفی با آموزش و آگاهیبخشی، شرایط مناسب را برای نهادینه کردن پیشنیازهای پیشرفت جامعه به وجود میآورند.
فرهنگ کار یک هنجار فرهنگی است که ارزش اخلاقی مثبتی را برای انجام یک شغل درست وضع نموده و مبتنی بر این باور است که کار، در ذات خود دارای ارزش است. خانواده عامل مهمی در تقویت فرهنگ کار و دوام و استمرار آن میباشد، به خاطر اینکه فرد همواره تحت تأثیر خانواده قرار دارد. بر این اساس با ایجاد ارتباط و کنش متقابل بین خانواده و فرد میتوان به صورت غیرمستقیم، بستر لازم برای ایجاد و پرورش فرهنگ صحیح کار را فراهم ساخت. زمانی که فرد وارد محل کار میشود، در ارتباط با تصورات و عکسالعمل دیگران، نگرشهای کاری شکل یافته او، در دوران کودکی تأیید شده و یا مورد نقض قرار میگیرد.
انگیزه کار مجموعهای از مزایا، شرایط و کمکها به منظور ترغیب افراد برای یافتن و ماندن در کار و نیز تشویق کارفرمایان به استخدام افراد و حفظ آنان در شغل خود است و باید توجه داشت که داشتن انگیزه، همراستا و موازی موفقیت در کار است. در حقیقت تحریک، جهتدهی و کنترل تمایل افراد برای کار اهمیت حیاتی در پیشرفت جوامع دارد؛ بنابراین موقعی که کار مفید با راندمان بالا، در سطح گسترده در میان اکثر افراد کشور توسعه و رواج یابد و در واقع به «هنجار» تبدیل شود، به نحوی که اکثر افراد جامعه، خود را به تبعیت از آن موظف کنند و عدم پیروی از آن به طور غیرمستقیم سرزنش شود و همچنین وقتی همگان کار و تلاش را خوب بدانند؛ نه کسر شأن، طبعاً کار مثبت و سازنده نیز «هنجار» و «ارزش» شمرده میشود. در چنین شرایطی و به طور طبیعی، فرهنگ مناسب و سازنده کار تحقق یافته و اثر مثبت خود را در ابعاد مختلف جامعه از قبیل علم، تکنولوژی آموزش، بهداشت، معماری، کشاورزی، امور دفاعی، ارتباطات، قضاوت، اقتصاد، ورزش و... ایفا خواهد کرد.