یوسف نوروزی خیلی تلاش کرد تا توانست کمتر از ۴۵ روز آموزش کار با بولدوزر را به اتمام برساند و همراه بچههای جهاد راهی عملیات نصر۷ شود. در نهایت هم روز ۲۹ مرداد ماه سال ۶۶ حین خدمت کنار سنگرسازان بی سنگر روی ارتفاعات دوپازا به شهادت رسید. عملیات نصر ۷ شاهد دلاوری روستازادهای بود که از کودکی با فقر گوهر وجودش را ساخت و خود را لایق شهادت کرد. در ادامه نگاهی کوتاه به زندگی این شهید از زبان برادرش رحیم نوروزی میاندازیم.
حس غریبی میگفت یوسف دیگر برنمیگردد!یوسف یکم مهر ۴۷ در روستای قالیباف از توابع آرادان متولد شد. پدرمان از طریق کشاورزی و دامداری یک خانواده پرجمعیت را اداره میکرد.
ما پنج برادر و سه خواهر بودیم. یوسف وقتی هفت ساله شد، به دلیل نداشتن مدرسه در روستا و طولانی بودن مسیر شهر با روستا به قائمشهر رفت.
او در این شهر به دبستان رفت و به دلیل فقرمالی ادامه تحصیل نداد و سر کار رفت و به شغل بنایی روی آورد.
نگاههای ملتمسانه
یوسف وقتی به سن خدمت رسید، به گرمسار رفت و از طریق جهاد با عنوان سرباز به منطقه سردشت اعزام شد.
مادرم از لحظه اعزام یوسف تعریف میکرد و میگفت: «سرش خم بود و داشت بند پوتینش را میبست.
بوسیدمش و ساک را به دستش دادم. با آب و قرآن پشت سرش راه افتادم. سه بار از زیر قرآن ردش کردم. بار آخر که از زیر قرآن رد شد، دوباره برگشت و پشت سرش را نگاه کرد و با نگاه ملتمسانهای گفت مادر! مرا ببخش و حلالم کن. برای دلداریاش لبخند زدم و گفتم مادر، قربانت! این چه حرفی است؟ ساک را از این دست به آن دست گرفت و گفت جنگ است. معلوم نیست که چه پیش میآید. گفتم به خدا سپردمت! خودش کمکت میکند. اما یک حس غریبی میگفت یوسفت دیگر برنمیگردد.»
غرق در آب رودخانه
با هم قائمشهر بودیم. یک روز یوسف گفت داداش! امروز برویم جایی برای تفریح؟ گفتم آره، فکر خوبی است. یک تنوعی هم میشود. چند نفر دیگر هم با ما بودند. رفتیم جنگل؛ جایی که رودخانه داشت.
وقتی آنجا رسیدیم دیدیم آب رودخانه زیاد است. شلوارها را بالا زدیم و از آب رد شدیم. یوسف از روی سنگ سر خورد و در آب افتاد. لباسش خیس شده بود.
با دیدن سر و وضع یوسف، سر به سرش گذاشتیم و خندیدیم. بعد از آن به کلبهای که وسط جنگل بود، رفتیم و آتش روشن کردیم تا لباس یوسف خشک شود. هیچگاه خندههای یوسف از ذهنم خارج نمیشود.
شهادت در عملیات نصر ۷
او پس از دو ماه خدمت در جبهه در حالی که توانسته بود بعد از ۴۵ روز آموزش راننده بولدوزر شود، سرانجام در ۲۹ مرداد ۶۶ در منطقه دوپازا در عملیات نصر ۷ با اصابت ترکش به بدن به شهادت رسید.