اینجاست که باید انصاف به خرج داد و کابینه معرفیشده به مجلس از سوی رئیسجمهور جدید را بهنوعی مدافعان نظام و جمهوری اسلامی ایران پذیرفت، زیرا بهجرئت میتوان ادعا نمود پس از سپری شدن دولتهای اول، دوم، سوم و چهارم که اعضای کابینه آنها از یک جنس بودند و اهداف انقلاب را بهخوبی درک و عملیاتی میکردند در کابینههای بعدی بهمرور این خاصیت کمرنگ میشد که انگار جمهوری اسلامی به جایگاه جهانی خود که مدنظر بنیانگذار آن بود رسیده است درحالیکه اگر به دیدگاههای ارائهشده در بدو ورود به گام دوم پس از گذشت چهل سال اول انقلاب اسلامی توسط مقام معظم رهبری توجه دقیق داشته باشیم خواهیم دید که برای رسیدن به قله باید گامهای را بلندتری برداشته شود.
اما آنچه میتواند این هدف متعالی را نهایی کند حذف چشمداشت به سهم خواهیها توسط کسانیست که در چهل سال اول همچون مهرههای شطرنج جابهجاشدهاند، زیرا باید بهناچار صندلیهای انحصاری خود را به نسلهای فرهیخته و چهرههای تازهای که انرژی بالاتر و مضاعفی دارند واگذار نمایند و اگر نیت ادامه خدمت در گام دوم را دارند به نقش مشاور قناعت نمایند.
سیاستمداران و مهرههای سنواتی ناچارند یک واقعیت اثباتشده را بپذیرند که دیگر آن توان لازم برای ادامه راه بهسوی قله را ندارند، زیرا مسیر انقلاب اسلامی برای رسیدن به اهداف متعالی هرچه جلوتر میرود سختتر میشود و دشمنان آن نیز چنگ و دندان تیزتری نشان میدهند که بالطبع آنها دیگر قدرت و توانایی و انگیزههای جوانی و حتی میانسالی خود را ازدستدادهاند و صندلی مشاوره بهترین جایگاه برای این گروه است. انتقادهای پیاپی در جلسات حضوری، شبکههای اجتماعی، رسانههای مکتوب و حتی ابزارهای دیداری و شنیداری پیرامون آنچه رئیسجمهور بهعنوان اعضای کابینه به مجلس معرفی کرده راهکار برونرفت در این برهه از زمان نیست، زیرا کشور درگیر مشکلات عدیدهای ازجمله ویروس کرونا و پیامدهای سخت آن است بلکه این فرصت محدود زمان تعامل واقعی است که باید پذیرفت ۱۹ چهره پیشنهادی اگرچه ظاهراً تازهوارد و صفرکیلومتر و تا حدودی ناشناخته هستند، اما توان آن را دارند تا با تلاشهای شبانهروزی خود و مدیریت فردی کاملاً شناختهشده از بحرانهای موجود عبور کنند مگر اینکه با مخالفتهای شبه رانتی از اولین دقایق روبرو باشند تا اوقات ارزشمند آنها صرف بده و بستانهای لفظی و قلمی شود! درست است که معدودی از سیاستمداران کشور طی هشت سال گذشته ناچار شدهاند عینک بدبینی بر چشمها بگذارند، اما انگار فراموش کردهاند این روزها باید به تعویض آن پرداخت و یا حداقل با پارچهای مرطوب تمیزش کرد تا واقعیات را بهتر جلوه دهد.
این کابینه متعلق به دولتهای یازدهم و دوازدهم نیست که هریک از وزرا ساز خودشان را کوک کنند بلکه گروهی منسجم هستند و میخواهند از آغاز بهسوی نابسامانیها رفته و آنها را بر قطار ساماندهی سوار کنند و سپس به امور دیگر بپردازند. آنچه امروز دولت جدید و آحاد جامعه از همه جناحها میطلبند و خواهان آن هستند اینست که دور سهم خواهیهای گذشته را قلم قرمز بکشند و فرصت دهند تا آیتالله رئیسی و منتخبان ایشان بتوانند با فراغ بال بیشتری به امور جاری بپردازند و این توفیق را داشته باشند تا تواناییهای خود را که از فیلترهای لازم عبور کرده است به منصه ظهور برسانند، زیرا دولت سیزدهم یکی از پر چالشترین کابینههای جمهوری اسلامی در چهلودو سال گذشته است که چارهای جز ادامه مسیر در میدانی پر از مینهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و این روزها بهداشتی را همراه با فشارهای بیرونی و درونی ندارد؛ بنابراین اعضای آن پذیرفتهاند که «گر مرد رهی میان خون باید رفت». کابینهای که میداند ناچار است همه تهدیدهای موجود و آینده را به فرصت تبدیل کند.
روزنامهنگار پیشکسوت