کد خبر: 105772
تاریخ انتشار: ۰۵ آبان ۱۳۸۸ - ۱۳:۳۴
در هزار توي زندگي شهري و در بين آهن و دودگير کرده‌اند. در کوچه‌پس‌کوچه‌ها ديگر نگاهشان به اطراف نيست تا حرکت و جريان زندگي را لمس کنند؛ جرياني که در آن کودکي سيراب و کودکي ديگر غرق مي‌شود. اين شيوه زندگي جايي براي شاد شدن به شادي ديگران و غمگين شدن به غم آنها نمي‌گذارد چرا که غم نان ذکر روز و شب شده و همه را در قيل و قال خود فرو برده فقط بايد عجله کرد، شتاب بخش اصلي زندگي شهري است و در اين مسابقه بي‌برنده فرصتي براي ديدن اطراف باقي نمانده...وقتي از ابتداي صبح چشم به ساعت مي‌دوزيم و واژه «دير شد» را تکرار مي‌کنيم ديگر جايي براي توجه به احساسات هم‌نوع و کودکاني که بخشي از زندگي اجتماعي ما هستند نمي‌ماند؛ بچه‌هايي که هنوز فرصت بازي پيدا نکرده و به خود نجنبيده، آرزوهايشان از دست رفته و بايد خرج يک خانواده يا پدر معتاد را تأمين کنند و شايد هم اسير باندهايي باشند که هنوز تعريفي براي آنها نيست. آنان در کنار ترازوي وزن‌کشي‌شان در حال نوشتن مشق شب و درس فردايشان هستند؛ کودکاني که سنگ پياده‌رو فرش زير پايشان شده و در سرما و گرما آسمان سرپناهشان. آنها ديده نمي‌شوند، چرا که غوغاي زندگي همه را اسير بيش و کم ماديات کرده است. کودک کار کيست؟کودکان کار شامل کودکاني هستند که پيش از رسيدن به سن قانوني کار، ناگزير وارد بازار کار شده و درآمد خانواده وابسته به فعاليت آنان است اما هر نوع کاري كودك را در زمره کودکان کار نمي‌گنجاند بلکه فعاليت‌هايي که مانع تحصيل و برخورداري از سير امکانات اوليه رشد فردي و اجتماعي او مي‌شود يا به عبارت ديگر نوعي از کار که غالباً با بهره‌کشي همراه است را شامل مي‌شود. کار زودرس، مانع رشد طبيعي در عرصه اجتماعي، رواني و حتي جسماني آنها و باعث محروميت کودک از آموزش، بازي و زندگي معمول به اقتضاي سن او مي‌شود. با اين حال، کارشناسان خاطرنشان مي‌کنند که شرکت کودکان و نوجوانان در فعاليت‌هايي که بر سلامت، رشد شخصيتي يا بر تحصيل‌شان تأثير منفي نمي‌گذارد، به طور کلي مثبت تلقي مي‌شود. اين فعاليت‌ها به کودک مهارت نگرش و تجربه مي‌دهد تا خود را به عنوان يک فرد فعال و مفيد در اجتماع و بزرگسالي آماده کند اما وضعيت آنچه به «کودکان کار» در جهان و کشور ما مشهور شده است نشان از واقعيتي ديگر دارد. کودکاني که رشدشان در سايه کار کردن قرار مي‌گيرد روزي به خود مي‌آيند که بزرگ شده‌اند و از كودكي چيزي به خاطر نمي‌آورند. بسياري از اين بچه‌ها بدون پدر، مادر يا هر دوي آنها بوده و از وضع مالي خوبي برخوردار نيستند پس براي گذراندن زندگي مجبورند كار كنند و مثل بقيه همسالان خود نمي‌توانند كودكي كنند و بازي‌هايي همچون لي‌لي، قايم‌باشک و ... را تجربه کنند. ساعاتي با کودکان کاردر ورودي متروي بهارستان دخترک و پسرکي روي پله‌ها در لاک خود فرو رفته‌اند. آنها با فال‌هايي که در دست دارند نگاه‌ها را به سمت خود مي‌کشند آنقدر ضعيف و نحيفند که ياراي در دست گرفتن آن فال‌ها را هم ندارند. يکي سمت راست و ديگري سمت چپ پله‌ها مي‌نشيند تا با چشماني دوخته به هم گمشده‌اي را در ميان نگاهشان جست‌وجو کنند؛ گمشده‌اي همچون بازي، لباس زيبا و هزار چيز ديگر. از بيشتر افرادي که معمولاً با بي‌اعتنايي از کنارشان عبور مي‌کنند معدودي با دادن پول خردي دلشان را به دست مي‌آورند و بعد بدون آنکه توجهي به چشمان ملتمسانه‌شان داشته باشند به راه خود ادامه مي‌دهند. من هم مي‌نشينم تا حال آنها را حس کنم...تحمل فشار نگاه مردم پشتم را به درد مي‌آورد. ساعت سه بعد از ظهر دو کودک خود را به آبميوه‌فروشي مترو مي‌رسانند شايد احساس تشنگي مي‌کنند و شايد يک نياز کودکانه... دختر دست در کيف صورتي‌اش که به نظر مي‌رسد آن هم از زخم روزگار بي‌نصيب نمانده مي‌کند و يک 100 توماني که انگار به جانش بسته است درمي‌آورد: «عمو دو تا خاکشير بده» فروشنده با تعجب به دستان دخترک نگاه کرده و مي‌گويد:«اين پول نصف خاکشير هم نمي‌شه، صبح يه ليوان بهتون دادم ديگه» پسرک خود را به آنجا مي‌رساند تا جيب‌هايشان را بگردند، شايد چيزي به جز هيچ از آن خارج شود. مي‌گردند ولي چيزي جز يک 50 توماني و يک 25 توماني از جيبشان خارج نمي‌شود به هم نگاه مي‌کنند و با نگاهشان به يکديگر مي‌فهمانند که قيد اين را هم بايد زد...پسرک اسمش علي است و هشت سال دارد. او از لب خط آمده تا فال‌هايش را بفروشد. مي‌گويد: «هر روز صبح ساعت هشت با مريم تو ميدون شوش قرار مي‌ذاريم با اتوبوس بيايم اينجا ولي هميشه راننده‌ها ما رو دعوا مي‌کنن چون من و مريم هيچ وقت بليت نمي‌ديم يعني پولشو نداريم که بديم» علي به هيچ وجه به کودکي هشت ساله شباهت ندارد چرا که بسيار ضعيف و کوچک است. علي به خاطر داشتن پدري افغان و مادري ايراني هنوز شناسنامه ندارد. علي از آرزوهايش مي‌گويد: «خيلي دوس دارم مدرسه برم ولي پول نداريم، پدرم معتاده و منو مجبور مي‌کنه کار کنم اما من دوس دارم مثل سجاد برم مدرسه و درس بخونم.»مريم شش سالش است و وضعيتي شبيه علي دارد با اين تفاوت که او بچه ميدان شوش است و مادري افغان و پدري ايراني دارد. او هم مانند علي سيلي روزگار گونه‌هايش را نوازش و آتش اعتياد والدين تمام آمال و آرزوهايش را به خاکستر تبديل کرده است. گذران وقت در کنار اين کودکان بسيار سخت است ، به نحوي كه مي‌توان دردهاي لايه پنهان جامعه را در چهره آنان به وضوح مشاهده كرد و فهميد اين کودکان سختي را با گوشت و پوست نازک خود به خوبي چشيده‌اند. فقر آنها را به هر سو مي‌کشد و اجازه نمي‌دهد همپاي سنشان به نيازهايشان دست يابند. طرحي براي جمع‌آوري متکديانچندي پيش محمدهادي ايازي، سخنگوي شهرداري تهران از جمع‌آوري متکديان شهر تهران خبر داده و گفته بود تکدي‌گري به عنوان يک ناهنجاري اجتماعي ريشه در مسائلي چون اقتصاد و فقر دارد و اقدامات شهرداري در اين زمينه مانند مسکني است که نتيجه کوتاه‌مدت خواهد داشت. اميدواريم در کنار اجراي اين طرح دستورالعمل‌هايي تدوين شود تا اين کودکان که تا ديروز به فال‌فروشي و ... اشتغال داشتند فردا به عنوان پخش‌کنندگان مواد مخدر پاي به کوچه‌پس‌کوچه‌ها نگذارند چرا که خانواده اين کودکان فقط به فکر کسب درآمد هستند و براي اين کار از هر شيوه‌ ديگر چشم‌پوشي نخواهند کرد. به عقيده کارشناسان يکي از راهکارهايي که مي‌توان از طريق آن اين کودکان را ساماندهي كرد تحت پوشش بيمه قرار دادن اعضاي خانواده اين کودکان است تا از اين طريق ديگر اجباري براي حضور آنان در خيابان‌ها وجود نداشته باشد، ولي به قطع يقين اين طرح نيز به اجرا درنخواهد آمد چرا که خيل عظيمي ‌از شاغلان ما هنوز از نعمت بيمه برخوردار نيستند. 14 درصد کودکان کار مي‌کنند14 درصد كودكان در ايران براي تأمين اقتصاد خانواده كار مي‌كنند. امروزه در جهان بسياري از كودكان به ساده‌ترين ابزار سوء‌استفاده و استثمار كه از مصاديق اجبار به كار، قاچاق، فروش مواد‌مخدر، تكدي‌گري، آزار جنسي و توليد فيلم‌هاي مستهجن بوده و از پيامدهاي آن ترك تحصيل، محروميت از غذاي كافي، بهداشت سالم و ... است، تبديل شده‌اند. براساس آخرين گزارش سازمان ملل از وضعيت كودكان محروم جهان، در حال حاضر 246 ميليون كودك در جهان به كار مشغولند. اخيراً پيش‌نويس آيين‌نامه ساماندهي كودكان خياباني با بهره‌گيري از تجارب استان‌هاي درگير با اين معضل به خصوص استان تهران و براساس طبقه‌بندي مشخص واحدهاي ساماندهي در سه سطح مراكز جذب كودكان خياباني، مراكز ساماندهي كوتاه‌مدت و مراكز نگهداري و اقامت درازمدت اين كودكان تدوين شده است که شايد اجرايي شدن آن بتواند گام مؤثري در جهت حمايت از اين قشر آسيب‌پذير باشد. تکدي‌گري و چهره نازيباي شهراز نظر فردي کسي که به تکدي‏گري تن مي‏دهد در واقع هيچ قدمي ‌در جهت کمال و رشد خود برنداشته است، چون اساساً زندگي را از زاويه ميزان پولي که در اثر درازکردن دست دريافت مي‏دارد مي‏سنجد بنابراين زن و مردي که مناعت طبع و عزت نفس نداشته باشند قادر به پرورش کودکاني سالم و مفيد براي جامعه نيستند. از نظر اقتصادي، متکديان هيچ‌گونه منافع مادي و معنوي براي جامعه‏اي که در آن زندگي مي‌کنند ندارند و به قول يکي از جامعه‌شناسان مانند انگلي هستند که فقط مصرف کننده‌اند و جز ضرر کار ديگري نمي‌کنند.حضور متکديان چهره جامعه را کريه و زشت مي‏كند و باعث مي‌شود تا پيشرفت‌هاي اقتصادي با حضورشان زير سؤال رود و اين امر مسأله‌اي است که نمي‌توان از آن به سادگي گذر کرد. کودکان کار، خسته و فرسوده90 درصد کودکان کار در خيابان‌هاي سراسر ايران از افغانستان يا عراق به تهران مهاجرت کرده‌اند. اين کودکان عموماً در سنين هفت تا 16 سالگي قرار دارند و درصد قابل توجهي از آنان فاقد شناسنامه هستند.معمولاً اين کودکان صبح تا ظهر را به مدرسه مي‌روند و بعدازظهرها مجبورند سرکار باشند و چنان خسته و فرسوده مي‌شوند که نه فرصتي براي انجام تکاليف‌شان دارند و نه زماني براي استراحت. براي کودکان کار و خيابان، ايام تعطيل و غيرتعطيل معنا ندارد. آنها هيچ استراحتي ندارند. در واقع فقط جسم‌شان نيست که خسته مي‌شود بلکه در معرض انواع خطرها و آسيب‌ها قرار دارند. به همين دليل آنها به شدت در معرض سوءاستفاده قرار دارند. محل کار اين کودکان فاقد هرگونه امکانات ايمني است. اعتياد؛ عامل افزايش کودکان کاربررسي‌هاي انجام شده نشان مي‌دهد که بيش از 40درصد از سرپرستان کودکان کار و خيابان معتاد هستند. در چنين شرايطي صحبت کردن مددکاران با سرپرستان کودکان در جهت متوقف کردن کار کودکان و تشويق آنان به تحصيل بي‌فايده است چرا که خانواده به درآمد کودک نياز دارد. يکي از طرح‌هايي که مي‌تواند به خانواده‌هاي کودکان کار و خيابان کمک كند تا آنان را ديگر به خيابان‌ها نفرستند پرداخت کمک‌هزينه معيشتي به صورت هفتگي است تا از اين طريق کودکان بتوانند به ادامه تحصيل مشغول و از اجبار به کار توسط خانواده معاف شوند. اين طرح مي‌تواند با موفقيت دنبال شود به شرط آنکه بودجه مناسبي به آن اختصاص داده شود. شايد با اين کار بتوان با افزايش توان مالي خانواده‌هايي که داراي کودکان کار هستند آنان را تحت پوشش قرار داد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار