
جهانى که در آن زندگى مى کنیم، جهانى است که خود ما آگاهانه یا ناآگاهانه براى زیست انتخاب کردهایم. اگر سعادت جاودان بخواهیم، نصیب ما همان خواهد شد و اگر بدبختى را برگزینیم، سهم ما همان است. عقاید ما برداشت هاى سازمان یافته خاص و استوارى است که آنها را احساس و ادراک مى کنیم، گزینههایى اساسى در رابطه با اینکه زندگى را چگونه ببینیم و به چه ترتیب زندگى کنیم، لذا اولین قدم به سوى بهروزى و رسیدن به موفقیت آن است که دریابیم چه باورهایى ما را به هدفهاى دلخواه راهنمایى مىکنند. ***در تعریف موفقیت آمده: رسیدن به خواستهها، باورها و ایدهآلهایى که در ذهن هر فرد وجود دارد و رسیدن به آن مقدور نیست، مگر با ساختن خود و باورها در ذهن. شاید تعریف موفقیت در واژهها آسان باشد ولى در عمل، کجا و چگونه باید به دنبال آن گشت؟کارشناسان معتقدند، موفقیت رسیدن به هدف هایى است که به صورت مقطعى یا دائمى در ذهن انسان به وجود مىآیند. به عقیده آنان موفقیت در هر زمانى اکتسابى است و با گذشتن از دوره اى و ورود به دوره دیگر هدفها و در نتیجه موفقیتها نیز تغییر مى کنند. ذهن ما خود جایگاهى است که در آن، وجود ما جهنم را به بهشت و بهشت را به جهنم بدل مى سازد. دکتر شکیبایى، روانشناس در مورد موفقیت و راه هاى رسیدن به آن مى گوید: «هنوز هیچ علمى نتوانسته تعریف مشخصى براى رسیدن به موفقیت ارائه دهد، زیرا موفقیتها با توجه به خواست هاى افراد تغییر مى کنند. عده اى موفقیت را در داشتن یک دستگاه خودرو یا یک شغل ثابت و گروهى موفقیت را در رسیدن به مدارج بالاى علمى یا سیاسى مى دانند. هر کس به اندازه اى که خودش را باور داشته باشد، خواسته هایش نیز بالا مى رود.»موفقیت یعنى یافتن باورها، شناختن هدفها، دست زدن به عمل و انعطاف پذیرى و قدرت تغییرپذیرى در مقابل نتایج. هر حادثه به نفع ماستافراد موفق کسانى هستند که در هر موقعیت به امکانات موجود و نتایجى که ممکن است از آن حاصل شود، توجه کنند. آنان همیشه به فکر امکانات محیط هستند و هر اتفاقى را داراى هدفى دانسته و سرانجام آن را به سود خود تمام مىکنند. بهادریان استاد دانشگاه و جامعه شناس مىگوید: «در بطن هر بدبختى و حادثه ناخوشایند، دانه اى است که روزى ثمر مىدهد و منافع بسیار به بار مى آورد. در مقابل هر اتفاق ناگوار، هزاران واکنش مانند دلسرد شدن، آزرده شدن، غصه خوردن و. . . وجود دارد که هر یک از این واکنشها ممکن است باعث شود تا حدى عقدههاى فرد خالى شود ولى کمکى به او نمىکند و او را به هدف دلخواه نزدیک نمى سازد بلکه تنها راه رسیدن به نتایج مثبت، دقت در اشتباهات و درس گرفتن از آنها براى حرکت در راه جدید است. » الگوپذیرى و ارائه الگوى مثبت نیز راه رسیدن به موفقیت را هموار مى سازند. معرفى یک الگوى کارآمد و تمام عیار به جوانان، آنان را در رسیدن به موفقیت هایشان یارى مىکند. باید با حسى پوینده آغاز به عمل کرد و رسیدن به نتیجه را با تکیه بر ایمان و اطمینان ممکن دانست. اعتقاد به محدودیتها انسان را محدود مى کند. راه صحیح آن است که محدودیتها را نادیده گرفته با توان بیشتر به عمل برخیزیم. شکست وجود نداردذهنیات بسیارى از مردم طورى شکل گرفته که از چیزى به نام «شکست» مى ترسند. البته بسیارى از افراد ممکن است به نتایجى غیر از نتایج دلخواه رسیده باشند، اما افراد موفق شکست را نمى بینند و به آن اعتقاد ندارند. دکتر شکیبایى مىگوید: همیشه مردم وقتى احساس موفقیت مىکنند که به نتیجه دلخواه برسند. افراد بسیار موفق کسانى نیستند که شکست نخورند بلکه افرادى هستند که از نتایج به دست آمده درس گرفته، آن را در راهى دیگر به کار مىگیرند. فکر مىکنم هیچ منظره اى غم انگیزتر از دیدن یک جوان بدبین - به آینده - نیست. در مورد «توماس ادیسون» داستان مشهورى است؛ مىگویند: پس از اینکه ۹۹۹۹ بار سعى کرد لامپ برق را اختراع کند و نتوانست، دوستى از او پرسید: خیال دارى براى ده هزارمین بار شکست بخورى؟ ادیسون جواب داد: من شکست نخورده ام بلکه راههاى متفاوتى را کشف کردهام که به اختراع لامپ منتهى نمىشوند. . . اعتقاد به شکست از راه هاى مسموم کردن ذهن است. باید به این نکته توجه کرد که چیزى به نام شکست وجود ندارد و هر آن چه هست، نوعى نتیجه است. آنچه بشر تا به امروز آموخته است از طریق آزمایش و خطا بوده، انسانها پس از اشتباه هم میتوانند به حقیقت برسند.یکى از استادان شیوههاى مثبت تفکر، سؤال مهمی را مطرح مىسازد؛ او مىگوید: «اگر مى دانستید که در هیچ کارى شکست نمى خورید چه مى کردید؟» مسؤولیت اتفاقات را به گردن بگیریداین جمله که «مسؤولیتش با من است، خودم مواظب هستم» به کرات شنیده مىشود. افراد موفق گرایش به این عقیده دارند که هر چه اتفاق بیفتد چه خوب و چه بد، آنها موجباتش را فراهم کرده اند و خودشان دنیاى خودشان را مىسازند. قبول مسؤولیت، یکى از بهترین معیارهاى توانایى و بلوغ شخص است. به علاوه این باور، موجب پشتیبانى و تقویت باورهاى دیگر مىشود. جوانانى که قبول مسؤولیت مى کنند نیرومندند و آنان که از زیر بار مسؤولیت شانه خالى مى کنند، روبه ضعف مى روند.به هرحال همه افراد به دنبال موفقیت هستند، اما آنچه بیش از هرچیز حائز اهمیت است، تعریف ما از موفقیت و رسیدن به اهدافمان میباشد.فقط فراموش نکنیم که اگر هرچقدر آرزوهایمان بلندتر باشند، دستمان دیرتر به آنها میرسد و سختتر میتوانیم طعم موفقیت را بچشیم. مسوولیت پذیر باشیم خودباورى و قبول مسؤولیت از جانب جوانان، یکى از بهترین راه هاى رسیدن آنان به موفقیت است. چه بسا والدینى که خواسته یا ناخواسته حس مسؤولیت پذیرى را در جوانان خود مى کشند. ساختن یک تکیه گاه ذهنى نیز عامل محرکى براى موفقیت است. این تکیهگاه ممکن است یک کلمه یا جمله یا چیزى ملموس و یا نوعى هدف باشد. به عنوان مثال، فکر مىکنید پرچم یک کشور چیست؟ آیا چیزى جز یک تکه پارچه رنگ شده است؟ اما همه افراد جوامع پرچم کشورشان را به عنوان یک تکیهگاه و منشأ تمام فضایل و خصوصیات ملى پذیرفته اند. پس ابتدا براى جوان یک تکیه گاه بسازیم، سپس به او مسؤولیت بدهیم. احترام نسبت به دیگرانهیچ موفقیت پایدارى بدون احساس صمیمیت و یگانگى با مردم به وجود نمى آید. افرادى که به بهروزى و موفقیت درخشان دست یافته اند، تقریباً بدون استثنا داراى حس قوى احترام و تحسین نسبت به دیگران هستند. اینکه بگوییم با دیگران باید با احترام رفتار کرد، یک چیز است و اینکه به آن عمل کنیم، چیز دیگر. . . هیچ توفیق بزرگى بدون پشتکار و جدیت بىوقفه مقدور نمىشود. افراد موفق، لزوماً بهتر، باهوشتر، سریعتر و قویتر از دیگران نیستند بلکه به نیروى پشتکار ایمان دارند. جمله معروفى مىگوید: «راز موفقیت این است که هدفى را بى وقفه دنبال کنید. » پس باید دانست و پذیرفت که خدای دو عالم نیروهای بیکرانی در وجود تک تک ما قرار داده که فقط باید آنها را شناخت و در مسیر درست قرار داد. کارنوعى تفریحیکى از راههاى موفقیت این است که پیوندى سازنده بین کارهایى که مى کنیم و چیزهایى که دوست داریم به وجود آوریم. «پیکاسو» گفته: «هنگام کار کردن راحتم. چیزى که مرا خسته مى کند بیکارى و ملاقات اشخاص است.» محققان معتقدند بعضى افراد دیوانه وار به کار مى پردازند زیرا عاشق آن هستند. کار، آنها را به نبرد مىخواند، به شوق مى آورد و زندگى آنها را پربار مىسازد. آنها به کار با همان چشمى نگاه مى کنند که اغلب ما به بازى و تفریح مى نگریم و کار را به صورت راهى براى گسترش شخصیت، یادگیرى چیزهاى تازه و کشف راه هاى نو مى بینند. براى رسیدن به موفقیت نهایى، باید هدف خود را بشناسیم، شیوههاى مؤثر را مدل سازى کرده سپس دست به عمل بزنیم، کارها را کنترل بکنیم تا بدانیم به چه نتایجى رسیده ایم. ترتیب کارهاترتیب عمل درنتیجه هر کاری مؤثر است. ترتیب قرار گرفتن تجربیات و خاطرات در مغز ممکن است معنى آنها را متفاوت کند، یعنى محرکهاى معین، تأثیرات گوناگون در مغز دارند. مدلسازى از افراد موفق، یکى از راههاى موفقیت است که شخص را در رسیدن به اهدافش یارى مىکند. در کنار آن، داشتن اعتماد به نفس و پایبند بودن به مذاهب نیز نقش اساسى در این امر دارند. فرد اگر خود را باور نکند و اعتماد به نفس نداشته باشد در میان راه باز مىماند و اگر به اعتقادات دینى پایبند نباشد به بیراههها کشیده مى شود. موفقیت وقتى شیرین است که به کسى لطمه وارد نشود و حقوق فردى ضایع نگردد. به قول یک ضرب المثل قدیمى: «خشت اول چون نهد معمار کج/تا ثریا مى رود دیوار کج»