
انسان از ابعاد مختلف قابل تأمل و بررسی میباشد؛ چرا که او دارای روحی به وسعت جهان است و میتواند با این قدرت عظیم ناممکنهای بسیاری را ممکن سازد. این در حالی است که بسیاری از انسانها این نیروی بیکران را نشناخته و به آن باور نداشته و دنیا را در حد نگاه خود میبینند و به این خودباوری نرسیدهاند که میتوان بزرگترین موانع را از پیشروی برداشت و آیندهای روشن را رقم زد. این موضوع در روند زندگی بسیار نمود پیدا میکند و باعث میگردد تا برخی جوانان به خاطر هراس از آینده و عدم اعتماد به نفس و توانمندیهای خود روزهای پیشرو را تاریک و سخت تصور کنند.به قطع یقین جوانان در این بازی بیتقصیر هستند؛ چرا که وقتی ذهنیات خود را با واقعیات جامعه همسو نمییابند به نوعی دچار تضاد میگردند؛ تضادی که به عنوان سدی بزرگ در پیش روی آنان جلوه نمایی میکند.در این مساله نه تنها جوانان بلکه خانوادهها نیز باید افکار خود را تغییر دهند و دستگاههای متولی نیز با اقدامات فرهنگی ریشههای این نوع تفکر را خشک و جاده را برای جوانان هموار سازند.وقتی جوان به توقعات مادی پیرامون خویش فکر میکند و رسیدن به آنها را که همچون پیمودن راه قله «قاف» میبیند، نمیتواند به خودباوری برسد و زندگی را آن چنان که شایسته است، بسازد.