اوقات فراغت داستان شیرینی است که گاه در پیچ و خم مسائل مدیریتی تلخ میشود. عمدهترین دلیل کمکاری در این حوزه بزرگ نمایی صرف این مقوله است. این امر سبب شده مسأله اوقات فراغت به حدی بزرگ شود که در نظرها نگنجد و افراد یا از آن چشمپوشی کنند یا آنقدر به آن بپردازند که فقط در برنامه ریزیها و در قالب طرحها وارد شود. به هر حال آنچه در خاطره پارک ها، مراکز تفریحی، استخرها، کوچهها و زمین چمنها به جا مانده است و تا آنجا که خاطره مکانهایی که کودکان و نوجوانان در آنها ایام فراغتشان را میگذرانند یاری میکند، گذراندن اوقات فراغت آنقدرها سخت نیست. در این بین پر کردن هدفمند این اوقات است که پرداختن به آن را دشوار و با چالشهای اغلب مدیریتی روبهرو میکند؛ بررسی این چالشها به قدری طولانی میشوند که وقت فراغت از دست میرود و دوباره سال بعد روز از نو و روزی از نو. برخی کارشناسان ایام فراغت از تحصیل را در تربیت دانش آموزان موثرتر از دوران مدرسه میدانند؛ زیرا در این ایام علاوه بر قوه منطقی، قوه خلاقه و قوای جسمانی کودک در رشد و بالندگی وی نقش ایفا میکنند. شاید این نکته خلاف واقع نباشد که آموزش پذیری کودکان و نوجوانان خارج از چارچوبهای رایج کلاس و مدرسه به مراتب بیشتر است چرا که همیشه آموزش غیرمستقیم بسیار مؤثرتر از آموزش مستقیم است و ماندگاری آن در مقابل آموزشهای خشک که مملو از بایدها و نبایدهاست بسیار بیشتر میباشد چرا که این نوع آموزش از طریق آزمون و خطا به دست میآید.