
چنین باید گفت که در روزگار غیبت، دوران ظلمت و محرومیت است، بر تمام آنهایی که امام زمان (عج) از آنان غایب است یا آنکه بهتر بگوییم، اینان از او مهجورند. اگر نیکو بنگریم و تا حدی بیندیشیم و عظمت نعمت حضور امام زمان (عج) را تا حدی بیابیم خواهیم فهمید که دوران غیبت چه دوران رنجبار و طاقتفرساییست و حضرت امام رضا (ع) از آن دوران و مؤمنان در آن زمان چنین یاد میفرمایند: چه بسیار مؤمنان دلسوختهای که در فقدان آب گوارا در حیرت و حزن به سر میبرند. آن حضرت چه زیبا محرومیت زمان مستوری را به تصویر میکشد که مؤمنان چون تشنگانی که از جرعهای آب گوارا منع میشوند در پنجه حرمان به سر خواهند برد آنان، آبی که برای همگان است و ضروریترین ماده حیات، و به راستی امام زمان ارواحنا فداه چنین است و دوران غیبت نیز چنان. پس چه خواهد کرد، پروانه در غیبت شمع و چه سازد آن پر سوخته در فراغ شعله عشق. . . آنان که در محضر نور نشستهاند حال و هوای تاریکی را میدانند و آنها که لذت حضور را چشیدهاند طعم تلخ هجران را درک میکنند. کوتاه سخن اینکه، غیبت امام زمان (عج) دوری از تمام خوبیها و در پرده بودن تمام روشناییهاست؛ آری شب سرد غیبت هنگامه به چاه افتادن است، شب سرد غیبت گاه لرزیدنها و ترسیدنهاست. شب سرد غیبت را نمیتوان معنی کرد مگر در پگاه ظهور؛ آنگاه که به تماشای سپیده دم مینشینیم، خواهیم گفت که دیشب چه بود و چگونه گذشت.