
جوانترین کشورهای دنیا به ترتیب: ایران- مالدیو- کویت- الجزایر و بنگلادش هستند و اتریش- آلمان- دانمارک- ژاپن- آندورا و ایتالیا در صدر گروه پیرترین کشورها قرار دارند. در ایران از سال 1370 و بعد از دوران جنگ تحمیلی پرداختن به مسأله جوانان جزو اولویتهای نظام قرار گرفت. در همین سالها شورای عالی جوانان تشکیل شد و سپس با تغییرات ساختاری، تشکیلاتی و شرح وظایفی به سازمان ملی جوانان و در سطح معاونت رئیسجمهور ارتقا پیدا کرد. سیاستهای کلان امور جوانان در این شورا که توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده طرحریزی و انجام میشوند. در رابطه با امور جوانان پنج اقدام اساسی باید صورت بگیرد که سیاستگذاری، برنامهریزی، هماهنگی، اجرا و نظارت از آن جملهاند و این پنج اقدام مبنای عمل دستگاهها قرار میگیرند و برنامهها ذیل سیاستهای کلی تدوین میشوند. این برنامهها و اجرای آنها به هماهنگی نیاز دارند تا هم افزایی دستگاههای مختلف و برآیند فعالیتهای آنها منجر به ایجاد تحول و پیشرفت شود و نهایتاً در قالب یک نظام هوشمند مورد نظارت و پایش مستمر قرار گیرند. به طور کلی مسائل حوزه جوانان با چالشهای گوناگونی مرتبط است. یکی از آنها مسائلی است که جوانان به لحاظ حضور در دوره جوانی با آنها درگیر هستند و برای بازه سنی 15 تا 29 سال متفاوت است. این دوره به سه مقطع 15 تا 19 سال، 20 تا 24 سال و 25 تا 29 سال تقسیم میشود. دوره اول دوره نوجوانی و ورود به جوانی است و عموماً افراد مشغول تحصیل در مقطع متوسطه هستند. در دوره دوم که عمده جمعیت دانشجویی کشور را شکل میدهند؛ پسران با تجربههای گوناگونی از جمله خدمت سربازی و یا ورود به بازار کار مواجه میشوند و بر اساس آمار موجود نزدیک به 50 در صد دختران در این سنین ازدواج میکنند. در مقطع سوم انتخابهای اساسی زندگی، تحصیلات عالیه، اشتغال، مسکن و ازدواج به طور جدی برای جوانان مطرح میشود. به علاوه اینکه مباحث مربوط به اوقات فراغت، هویت، سلامت، آسیبهای اجتماعی و مشارکت جامع اجتماعی مسائل مشترکی است که جوانان در تمام مقاطع در این حوزهها ورود پیدا میکنند. برای افراد در سنین جوانی یافتن انواع هویتها که در علوم روانشناختی، جامعه شناختی و در عرصه دین تعریف شدهاند مثل هویت فردی، خانوادگی، اجتماعی، ملی، دینی، جنسی و تحصیلی دغدغه مهمی است و بزرگترین دلیل توجه و اهتمام به امور جوانان در کشورها همین مسأله است که مستقیماً روی آینده حکومتها تأثیر دارد و هر چه کثرت جمعیتی گروه جوان بیشتر باشد اهمیت توجه و پرداختن به آن بیشتر میشود. وقتی که شخص از دوران نوجوانی به دوره جوانی پا میگذارد به دلیل تفاوت در فضاها و به وجود آمدن استقلال شخصیتی، دچار نگرانیها و بحرانهای روحی و عاطفی میشود که به شدت نیاز به مراقبت و راهنمایی نامحسوس دارد تا آسیبهای این دوره گذرا به حداقل برسد که در صورت بروز مشکل این دوره التهاب دائمی شده و کنترل آن در آینده با مشکل مواجه میشود. نیاز درونی استقلال به جوان حکم میکند به نحوی در تصمیمگیریهای خود و همچنین در اقداماتی که انجام میدهد به طور مستقل دست به عمل بزند و چون هنوزشخصیت او به طور کامل شکل نگرفته و از طرفی میخواهد از هویتی که در گذشته به آن تعلق داشته است جدا شود مسائلی به وجود میآیند که ویژگیهای خاص دوران جوانی را رقم میزنند. در برنامهریزیهای امور جوانان دوره استقلالطلبی آنان باید با حساسیت فراوان مورد توجه خانوادهها، مسؤولان و برنامهریزان قرار گیرد. در این دوره ممکن است به تبع تصمیمات ناپختهای که شخص میگیرد آسیبهای اجتماعی و فردی به خاطر عدم آشنایی افراد با محیط، تهدیدات، خطرات و بحرانهای موجود بروز کند و لازمه آن این است که در هنگام تکوین شخصیت نوجوانان و جوانان برای هویتبخشی آنان برنامه منسجم، متمرکز، هدفمند و روشمند با شاخصهای قابل رصد، پیگیری و پایش وجود داشته باشد. اشتغال، مسکن، سلامت، ازدواج، آسیبهای اجتماعی، اوقات فراغت، آموزش، خدمت نظام وظیفه، مهاجرت، جهانی شدن و همچنین آسیبهای نو پدیدی که در عرصه تحول در تکنولوژیهای ارتباطی مثل اینترنت، تلفن همراه و سایر رسانههای دیداری و شنیداری از جمله چالشهای حال حاضر جامعه ایران درباره موضوعات مرتبط با جوانان است که تأثیر آنها روی جوانان بیش از سایر اقشار است. جوانان هم به لحاظ اینکه بیشترین کاربران در این عرصه و حوزهها هستند و هم از این نظر که هدف برنامهریزیهای گروههای مختلف داخلی و خارجی قرار میگیرند از حساسیت و آسیب پذیری ویژهای برخوردارند. از طرفی جوانان به دلیل داشتن روحیه کنجکاوی و جستوجوگری سعی میکنند تا آنجا که امکان دارد مسائل نو و جدید را تجربه کنند. از منظر مدیریتی موضوعات مربوط به جوانان را میتوان به دو بخش تقسیم کرد. بخش اول موضوعاتی هستند که دستگاه و متولی خاصی ندارند و میتوان گفت که دستگاههای متعدد و متنوعی در این خصوص مرتبط با یکدیگر وجود دارند و تصمیمگیری و عمل میکنند؛ مانند موضوع اوقات فراغت، ازدواج، هویتیابی، گونههای مختلف آسیبهای اجتماعی و همچنین سازمان دهی اجتماعی جوانان به گونهای که بتوانند در شبکههای مختلف علمی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی عرصههای سازندگی ورود پیدا کنند و نقش و سهم داشته باشند. به عنوان نمونه در بحث ازدواج نمیتوان گفت سازمان یا وزارتخانهای خاص وظیفه مربوط به ازدواج جوانان و ساماندهی آن را بر عهده دارد. بخش دوم موضوعاتی هستند که دارای متولی خاص هستند و دستگاههای ویژهای برای آنها وجود دارد، مثل مسکن، آموزش، سلامت و رفاه جوانان که نسبت به برنامهریزی و ساماندهی این حوزهها اقدام میکنند. جوان در آماربر اساس سرشماری صورت گرفته در سال 85، از حدود 70 میلیون نفر جمعیت کشور، حدود 25 میلیون نفر معادل 4/35 درصد در دامنه سنی 15 تا 29 سال قرار دارند؛ که طبق تعریف شورای عالی انقلاب فرهنگی از دوره نوجوانی، جوان محسوب میشوند و از این تعداد بیش از 2میلیون نفر معادل 2/35 درصد را مردان و حدود 12 میلیون نفر معادل 7/35 درصد را زنان تشکیل میدهند. اگرچه این آمارها در سالهای اخیر با تغییراتی رو به رو بوده است با این وجود ایران در میان کشورهای مختلف جهان از ترکیب جمعیتی بسیار جوانی برخوردار است. البته دوره جوانی در کشورهای مختلف متفاوت است و سازمان ملل متحد تا 24 سال را ایام جوانی میداند. آنچه تا کنون انجام شدهباید نگاه تخصصی و ویژه به مسأله جوانان صورت بگیرد. این مسأله که باید به مسائل جوانان و نیازهای آنان به طور خاص پرداخته شود در کشور ما طی یکی- دو دهه اخیر مورد توجه قرار گرفته است ولی همچنان راه درازی در پیش است. در یک جمع بندی میتوان گفت در طول سه دهه استقرار جمهوری اسلامی در کشور میتوان دهه 70 را مقطع «شناخت مسأله جوانان» و دهه 80 را مقطع ورود به برنامهریزیها در حوزه جوانان نامگذاری کرد. در حال حاضر این روند در قالب برنامههای توسعه پیگیری میشود. می توان ادعا کرد در ایران به یک نظام مدیریت و برنامه ریزی به مسائل جوانان رسیده ایم و به طور ویژه در برنامه پنجم منجر به ره آوردهایی شده است. جوانی که هیچ کس نیستزمینه جوونی کردن در جامعه نیست. وقتی جوونا درآمد کافی ندارند و هزار جور دغدغه و دلمشغولی برای آیندهشون دارند نمیتونند هدفشون رو درست انتخاب کنند. تو کوچه و خیابون کافیه تو صورت کسانی که تو سن جوانی هستند نگاه کنی؛ از چهره اونها میشه فهمید که شاداب هستند یا نه و آیا آنچه که برای رشد لازم دارند جامعه در اختیارشون گذاشته یا نه. جوونای ایرانی در سنی هستند که در دوران انقلاب به دنیا آمدهاند، بعد دوران جنگ را پشت سر گذاشتهاند و اطرافیان مدام به اونا میگن قبلا اینقدر خوب بود صفا بود، معرفت بود، مردونگی بود، ارزونی بود؛ جوون پیش خودش فکر میکنه همه چیزای خوب بود و حالا نیست. به نظر من باید قوانین مدنی و حقوقی جداگانه برای جوونا تدوین بشه. یک عزم ملی یکی از مهم ترین موارد در موضوع جوانان فرابخشی بودن و تقسیم و توزیع موضوعات این بخش بین دستگاههای مختلف . در حقیقت شناخت و رفع همه نیازهای جوانان موضوعی نیست که با تاسیس یک دستگاه و یا وزارتخانه بتوان آن را مدیریت کرد.وقتی هر کدام از مسائل و چالش های امور جوانان در یک دستگاه تدبیر می شود به ستادها و مراکز مقتدر سیاست گذار،برنامه ریزو اجرا نیاز است که قدرت پاسخگویی به نیازهای مطروحه را داشته باشد.تمام فعالیت های این دستگاهها باید تحت یک نقشه جامع و یک مدیریت و فرماندهی واحد به نقش آفرینی بپردازند، در غیر این صورت با فعالیت های موازی و متنوعی مواجه می شویم که با یکدیگر در تعارض بوده وحاصل جمع آنها صفر خواهد بود.