
صدا و سیما تنها سازمان فرهنگی است که فصل مستقلی از قانون اساسی که مهمترین قانون کشور و مادر سایر قوانین است را به خود اختصاص داده است. سازمانی که به فرموده امام راحل بناست دانشگاه عمومی باشد و به رشد فکری و علمی و معنوی مخاطبانش کمک کند. بررسی عملکرد این سازمان در سالهای پس از انقلاب اسلامی هر انسان منصفی را به ستایش مجاهدتهایی که در آن صورت گرفته است وا میدارد. با تمام این تلاشها به خاطر حساسیتهای ویژه این سازمان و نقش بیبدیل آن در شکلدهی افکار عمومی جامعه، نقاط ضعف آن نیز بیشتر به چشم میآید. در علم رسانه و ارتباطات یک اصل مهم وجود دارد به نام «مخاطب شناسی»؛ اگر یک رسانه نتواند مخاطب خود و نیازهای واقعی او را به درستی تشخیص دهد تا متناسب با آن اقدام به تولید و پخش برنامه و پیام کند، به زودی اقبال عمومی را از دست خواهد داد. گاهی متولیان رسانه به خیال خود نیازهایی را تشخیص میدهند و بر مبنای آن برنامهسازی میکنند؛ غافل از اینکه آن نیازها، نیازهای واقعی نیستند؛ بلکه نیازهای کاذبی هستند که خود رسانه ساخته است و یا حداقل نیاز امروز مخاطب نیستند.این نیازنشناسی وقتی به مرحله ساخت برنامه میرسد، تأثیرات منفی خود را در قالب پخش برنامهها و فیلمها و سریالهای پیش پا افتاده و کم ارزش و بی محتوا نشان میدهد که یا اثربخش نیستند و یا اثر منفی دارند.