
به تسخیر در آوردن امکانات دنیا توسط بشر هر چند به نظر خودخواهانه میرسد اما از ابتدای آفرینش قرار بر این بوده است که انسان برای به تکامل رسیدن بتواند تمام وسایل را در اختیار داشته باشد. امروز بعد از گذشت چندین نسل انسان کم کم به قدرت خود پی میبرد و به خدمت کشیدن هستی به معنای واقعی کلمه دست میزند؛ از ریز ترین ذرات تا کهکشانها. سؤال اینجاست که چه امری سبب شده است که انسان به تنگنا برسد و مفهوم آیه «وسخرلکم سموات و الارض» نمود عینی پیدا کرده است. اگر چه دیر اما آنچه آفریده شده و در کائنات موجود است همه برای انسان و در جهت رسیدن به مرتبه خلیفه اللهی اوست. تنها جای نگرانی در این است که انعطاف و قابلیتهای نظام آفرینش در جایگاه خود قرار نگیرند و در جایی غیر از آنچه هدف آنها است مورد استفاده قرار گیرند. به کار گرفتن ریز ذرات و یا گام نهادن به عرصه کرات دیگر همه و همه نشان از بالا رفتن شعور بشر و توانایی به کارگیری هستی در خدمت است اما هنوز انسان قانع نشده و سردر گم به دنبال کلی میگردد که خود را بخشی از آن تصور میکند. امروزه گستره ابعاد زندگی بشر از 10 به توان 2 و 3 به محدودهای از 10 به توان منفی 9 (نانومتر) تا میلیونها کیلومتر افزایش یافته است. روح ترقی طلب انسان به دیوار محیط محدو د خود میکوبد در جستوجوی بزرگی که میوه ممنوعه آن را از وی گرفته است.