اگر فقط بخواهیم هدفهایی را که اردوغان درتهران در جستوجوی آنهاست فهرست کنیم، بدون شک عددهای این فهرست از عدد انگشتان دو دست بیشتر است. سفر نخستوزیر ترکیه به ایران در شرایط خاصی شروع شده و بر خلاف بعضی سفرهای معمول، حساسیت زیادی دارد. یک طرف ماجرا خود ترکها هستند که سیاست خارجیشان در سایه وزارت آقای داوداوغلو در حال پوستاندازی است.
آنکارا در عین تنشزدایی با ارمنستان، کردهای پکک و باختن نردعشق با ایران و پاکستان، شمشیرش را از رو برای تلآویو بسته است. صحبتها و موضعگیریهای اردوغان طی یکی دو روز گذشته در تاریخ دیپلماسی منطقهای ترکها کم سابقه یا بهتر بگوییم بیسابقه است و دو هفته قبل به نظامیان دستور داد مانور سالانه با تلآویو را معلق کنند، بعد با اسراییلیها وارد یک بحران دیپلماتیک چند روزه شد که پرده آخرش افشای سناریوی حمله اتمی اسراییل به غزه بود و حالا هم پیش چشمهای نگران صهیونیستها، میگوید: احمدینژاد دوست ماست. با این اوضاع و احوال اگر کسی بگوید که آقای اردوغان با یک کیسه پر از اعتمادسازی راهی تهران شده، خیلی بی راه نیست.
طرف دیگر ماجراها، ایران است که شرایط به مراتب حساستری را پشت سر میگذارد. جمهوری اسلامی بعد از پشت سر گذاشتن فضای ملتهب بعد از انتخابات، وارد مرحله حساسی از مذاکرات چند پارچه با غرب و آمریکا شده و بعد از 8 سال کش و قوس، در چند قدمی یک توافق غنیسازی کمسابقه است. ترکها قبلاً چند بار از ایران خواسته بودند که نقش میانجیگرانه ترکیه را قبول کند، ولی ظاهراً مقامهای ایرانی معتقدند که بهتر است مذاکرات با غرب شکل و شمایلی مستقیمتر داشته باشد. آقای اردوغان در سفر به تهران یک بار دیگر بخت کشورش را برای میانجیگری بین ایران و غرب به آزمایش خواهد گذاشت که البته با توجه به موضعگیریهای مجلس شورای اسلامی بعد از مذاکرات ژنو درباره انتقال سوخت هستهای به روسیه (و فرانسه) خیلی بعید نیست که این دفعه بخت با آقای اردوغان یار باشد.
مجموع این شرایط، سفر نخست وزیر ترکیه را به چیزی فراتر از یک سفر کاری دو جانبه و معمولی تبدیل کرده است. تهران با آمریکا و غرب مشکلات اساسی بنیادین دارد، ولی هیچ چیز مانع این نمیشود که ترکها تهران را به مثابه سکوی پرتاب به غرب نگاه کنند. آنکارا در عین حالی که چشمانش را به سمت شرق گرفته، دور خیز بلندی را به سمت غرب شروع کرده است، منتها با این تفاوت که ترکها بر خلاف دفعات قبل قصد دارند خارج نزدیکشان را به سکوی پرتاب تبدیل کنند. یکبار دیگر به لیست بلند بالایی که آقای اردوغان به عنوان اهداف سفر به ایران در نظر گرفته نگاه کنید:
- میانجیگری بین تهران و غرب در موضوع هستهای
- میانجیگری بین ایران وپاکستان درباره انفجارهای سیستان
- ترغیب تهران برای پیوستن به پروژههای نابوکو- محور انرژی اروپا
- تلاش برای میانجیگری مستقیم بین ایران و آمریکا
- استفاده از نفود ایران در افغانستان
- استفاده از نفوذ ایران برای اثرگذاری بر حماس، حزبالله و جریانات لبنان
- بهرهگیری از نفوذ گسترده ایران در عراق و بین شیعیان
- ایفای نقش محوری در مثلث تهران- آنکارا- دمشق
- تلاش برای ایفای نقش مدل در جهان اسلام
- تقویت بازیگری در حوزه خزر و قفقاز