عطیه همتی، خبرنگار اجتماعی در صفحه اینستاگرام خود در مورد بلاگری در اینستا نوشته است. او با انتشار فیلمی از یک مادر که کودک چند ماهه خود را در بغل دارد و یک ترانه را لب میزند و کودک میترسد و میلرزد، نوشته است: چهار سال پیش برای اولین بار در رسانه از لفظ «کودکان کار مجازی و اینستاگرامی» استفاده کردم. چهار سال پیش نوشتم این رفتارها عیناً مصداق بارز کودکآزاری است. اگر کسی حق ندارد کودکش را برای کار به خیابان بفرستد در فضای مجازی هم حق ندارد او را تبدیل به وسیلهای برای درآمدزایی کند. از رقصاندن کودک گرفته تا کمک به هیت شدن آهنگ یک خواننده تازهکار! در یکسال اخیر که در حوزه بررسی بلاگرهای پرضرر کار کردم، هزار بار نوشتم و گزارش تولید کردم که فضا را دریابید، چارچوب مشخص کنید، ضوابط بگذارید و هزار بار بحث کردم و همه به وعدهوعید گذشت! عدهای بینسب و نامؤمن هم همه عقلشان فشاردادن دکمه فیلترینگ بود و برایش حتی داستانهای تخیلی نوشتند. این فیلم را که با اکراه گذاشتهام خوب ببینید. این فیلم مصداق محض و بیچون و چرای کودک که چه عرض کنم نوزادآزاریست. نوزادی که مثل نمایش ترومن از لحظهای که در شکم مادرش بود، داشت برایشان کسب درآمد میکرد! حتی با تاریخ تولدش! (۹/۹ / ۹۹) نمیخواهم اسم آدم موجود در فیلم را بیاورم، شما هم اگر بیاورید یا منشن کنید، مجبور به برخورد میشوم، اماای کسانی که دارید از کنار صفحه من رد میشوید! مادر کودکآزار که با افتخار از ترسیدن نوزادش فیلم گرفته و منتشر کرده است چرا باید حدود ۲ میلیون هوادار داشته باشد؟ چرا؟ اگر هر فعال اینستاگرامی برای طرفدارانش اشتراک ماهانه درنظر بگیرد آیا حاضرند دنبالش کنند؟ من میگویم خیلیها از دنبال کردن انصراف میدهند، اما حواسشان نیست که دارند با همین دنبال کردن مجانی میلیون میلیون پول در جیب کسانی میریزند که حتی سختشان نیست جلوی دوربین لباسشان را عوض کنند!
آقای رئیسجمهور تازه! آقای وزیر در راه! بیا یک ضابطهای تنظیم کن که کودکآزاری مجازی مجازات داشته باشد، نه تشویق. نه اینکه بنشینند روی صندلی هشتگ مدیا و پول بیشتری دربیاورند. بلاگری چارچوب داشته باشد و آنقدر افسارگسیخته عدهای بیهیچ ریالی پرداخت مالیات، پول به جیب میزنند.
فحاشی با نام کودک!
در ادامه صاحب ویدئو به صفحه این خبرنگار آمده و در بخش نظرات شروع به فحاشی میکند و این خبرنگار در پستی جدید مینویسد: بلاگری در ایران اگر روزی مفید بود، این روزها به قهقرای کامل رفته است. او خودش را الهه فضای مجازی میداند. میرقصد، میخندد، محبت میکند، دستور میدهد، حمله میکند، فحش میدهد، میدرد و افسار پاره میکند. او از هیچ چیز نمیترسد! او توانسته از پس حسرتها، یک ارتش چندصدهزارنفری تولید کند که حکم سرباز صفرهایش را دارند. هرروز مینشینند و تماشا میکنند و دستور میگیرند تا الههشان پشت پنجره خشتی اینستاگرام بیاید و برایشان حرفی بزند.... کاش مادر کودکآزار که خدا کند تاریخ تولد فرزندش که حتماً دهها میلیون برایش خرج کرده است، او را دچار مشکلات زیستی نکرده باشد، حتی با اکانت خودش نمیآید انگشت وسط نشان دهد و فحشهای آبدار بدهد. او با اکانتی به نام فرزندش میآید و خودی نشان میدهد تا مهر تثبیت دیگری روی کودکآزاری خودش بزند. عمیقاً از این مادر درخواست میکنم دست کم در فعالیتهای نمایشی و تبلیغاتی از فرزندش استفاده نکند و او را تبدیل به ابزاری برای درآمدزایی نکند. برای تبلیغ آتلیه احتمالاً در آینده مجبور به پوشیدن لباسهای مختلف و تحمل ساعات طولانی حضور در آتلیه نکند. همین!
اگر بگوییم هرکس بلاگر است شهروند مضر اینجاست. خیر. من قویاً رد میکنم. درآمد از تبلیغات هم بد نیست. تبلیغ سبب رونق تولید است. شما هم تبلیغ تولیدکنندههای کشور را بکنید. شما هم تبلیغ کالا بکنید و اگر بابت تولید محتوا و جذب کاربر زحمت کشیدهاید، محتوا تولید کردهاید، نوشتهاید و هزار کار دیگر دوست داشتید مبلغی برای تبلیغ مشخص کنید. آنچه افسارگسیخته است، بیضابطه بودن تبلیغات است. استفاده از کودکان برای تبلیغات منزجرکننده، ترفندهای زننده، درآمدهای چندصدمیلیونی بدون زحمت، مفتبری و اخاذی از تولیدکننده، تبلیغ اقلام مضر و هزار ماجرای دیگر که نه تنها کمک به تولیدکننده نیست بلکه از تولیدکننده اخاذی میکند. چرا دکتر و تولیدکنندهای که سالها زحمت کشیده است باید دستش زیر ساطور خوشگذرانیهای مجازی باشد؟ بلاگری در ایران نیازمند ضابطه است حتی در تولید محتوا، هرکس گفت اینستاگرام فیلتر شود یا بلاگری ممنوع را باید به دو قرن قبل فرستاد. مطالبه ضابطه است و ایجاد فضای فرهنگی که خودبهخود این سبک زندگی را تبدیل به یک «ضدارزش» اجتماعی و خفتبار کند. حتی اگر او هرروز پول روی پول بگذارد!
امروز هشدار فردا را میدهیم!
پیامهای مختلفی دریافت کردم مبنی بر اینکه «هرکس زندگی خودش را دارد و از هر طریقی دلش بخواهد میتواند پول دربیاورد!» این پیام واقعاً دردآور است. گمان میکنم در زمانهای که یک ویروس توسط یک نفر جهان چندمیلیاردی را درگیر یک بیماری مرگبار کرده است این قبیل گزارهها باید بازنشسته شده باشند. آیا کسی که ماسک نمیزند فقط به خودش آسیب میزند؟... دوست عزیزی دارم که سه بار کنکور داد تا پزشکی قبول شود. او سه سال تلاش کرد تا به رشته محبوبش برسد. بعد از آن هفتسال شبانهروز درس خواند. دوباره دوسال در یکی از مناطق محروم طرح گذراند و حالا یک پزشک است و توانسته مطب داشته باشد و بعد از ۱۲سال تلاش با روپوش پزشکی پشتش بنشیند! حال جهانی را تصور کنید که نوجوانانش به جای تلاش و پشتکار و برای به دست آوردن جایگاه و موقعیت اجتماعی مناسب دمدستیترین راه یعنی بلاگری را انتخاب کنند. او میتواند با بلاگریهای اشتباه، اما پر بازدید چندین برابر پدرش که هیچ چندبرابر یک پزشک، پژوهشگر و حتی یک دانشمند کسب درآمد هنگفت کند بدون آنکه کوچکترین سود و خدمتی به جامعه برساند! آیا معلم و خانواده میتوانند به او بگویند درست را بخوان؟ وقتی راه موفقیت کسب پول باشد و با این روش بتوان چندبرابر باقی مشاغل و حرفههای مفید کسب درآمد داشت، تعریف موفقیت در ذهن او تغییر نخواهد کرد؟ اجازه بدهید از چنین جامعهای بترسیم. جامعهای که همه میخواهند بلاگر شوند و بدون ذرهای کار مفید و پرداخت یک ریال پول دربیاورند و جلوی دوربین خوشگذرانیهایشان را برای انتشار در فضای مجازی ثبت کنند. سرنوشت چنین جامعهای چه خواهد بود؟ ما امروز هشدار فردا را میدهیم!