اعضای یک شبکه سرقت که پس از سهبار دستبرد به یک کارگاه طلاسازی پول میلیاردی به جیب زدهاند، مدعی هستند سرنخ سرقت را یکی از کارگران کارگاه به دستشان داده است.
به گزارش جوان، چندی قبل مرد طلاسازی در تهران سراسیمه به اداره پلیس رفت و از سرقت کارگاه طلاسازیاش شکایت کرد.
شاکی در توضیح ماجرا گفت: دو کارگاه بزرگ طلاسازی در خیابانهای مرکزی و شمالی تهران دارم. کارگاه اصلیام در مرکز تهران است که همراه تعداد زیادی کارگر در آنجا مشغول به کار هستم و سفارشات مشتریان را در آنجا آماده میکنم و تحویل میدهم. از آنجایی که مشتریان زیادی دارم و مجبورم همیشه مقدار زیادی طلا و شمش در کارگاه داشتهباشم مدتی قبل خانه قدیمی را در یکی از خیابانهای شمالی تهران اجاره کردم و به عنوان کارگاه دوم و انباری از آن استفاده میکردم. سپس این خانه قدیمی را مجهز به دوربینهای مداربسته و سیستمهای ضدسرقت کردم و تعدادی از وسایل طلاسازیام را به همراه مقدار زیادی طلا و شمش طلا و وسایل مورد نیاز در آنجا نگهداری میکردم. معمولاً هر روز برای برداشتن مواد لازم برای کارگاه اصلی به انباری یا همان کارگاه دوم سر میزدم تا اینکه امروز وقتی وارد آنجا شدم مشاهدهکردم، قفل در ورودی تخریب شده و سارق یا سارقانی به کارگاهم دستبرد زده و طلاها و مقدار زیادی از وسایلم را سرقت کردهاند.
با شکایت مرد طلاسازی پرونده به دستور دادیار شعبهدوم دادسرای ویژه سرقت در اختیار تیمی از کارآگاهان زبده پلیسآگاهی قرار گرفت.
بررسیهای دوربینهای مداربسته نشان داد چهار سارق ناشناس نقابدار وارد کارآگاه طلافروشی شده و پس از سرقت از محل گریختهاند. همچنین مشخص شد که سارقان حرفهای هیچ ردی از خود بهجای نگذاشتهاند.
مدادرنگیهای ۲۵۰میلیون تومانی
در حالی که یکماه از حادثه گذشتهبود و مأموران موفق به شناسایی سارقان نشدهبودند، مرد طلاساز دوباره به اداره پلیس رفت و گفت سارقان برای بار دوم به کارگاه طلاسازی او دستبرد زده و مقدار دیگری از لوازم او را سرقت کردهاند.
وی گفت: مدتی قبل تعداد ۵۰عدد مداد رنگی گرانقیمت مخصوص جواهرسازی که هر کدام ۵میلیون تومان قیمت دارد به همراه تعداد دیگر وسایل طلاسازی از کشور ترکیه وارد و به انبارم منتقل کردم. من فکر نمیکردم که سارقان برای دومین بار به کارگاه من دستبرد بزنند، اما امروز وقتی به کارگاه دومم رفتم متوجه شدم مداد رنگیها و مقدار دیگری از وسایل سرقت شده است.
سومین سرقت
پس از این مأموران برای شناسایی و دستگیری سارقان دست به تحقیقات زدند که این بار هم مشخص شد سارقان هیچ ردی از خود بهجای نگذاشتهاند. بدین ترتیب تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت که چند روز قبل صاحب طلاسازی به اداره پلیس رفت و گفت سارقان برای سومین بار ازکارگاه او سرقت کردهاند. وی گفت: وقتی به کارگاه رفتم در کمال ناباوری متوجه شدم که سارقان برای سومین بار به کارآگاهم آمدهاند و بقیه وسایل باقیمانده کارآگاهم را سرقت کردهاند. آنها در این سه مرحله از سرقت حدود ۴میلیاردتومان از کارگاه من سرقت کردهاند.
بررسیهای مأموران این بار نشان داد سارقان با خودروی نیسانی که پلاک آن مخدوش بوده به محل حادثه آمدهاند و وسایل سرقتی را هم با همان خودروی نیسان به مکان دیگری منتقل کردهاند.
دستگیری سارقان
بدین ترتیب مأموران دست به تحقیقات تخصصی زدند که موفق شدند صاحب خودروی نیسان را که مرد جوانی به نام بهروز است شناسایی و دستگیر کنند.
بهروز در بازجوییها به جرم خود اقرار کرد و گفت آن شب یکی از دوستانش به نام شهروز که از سارقان سابقهدار است نیسان او را اجاره کرده و او هم با نیسان شهروز و سه نفر از همدستانش را به محل برده و بعد هم وسایل سرقتی آنها را به خانه شهروز منتقل کردهاست.
با بدست آمدن این اطلاعات مأموران پلیس شهروز ۳۵ساله و سه همدست او را بازداشت کردند. مأموران همچنین در خانه شهروز مقدار زیادی وسایل سرقتی و ۵۰ عدد مدادرنگی گرانقیمت که فرزندش با آن نقاشی میکشید کشف کردند. متهمان پس از اعتراف به جرمشان برای تحقیقات بیشتر به دستور دادیار شعبه دوم دادسرای ویژه سرقت در اختیار مأموران پلیس قرار گرفتند.
گفتگو با سر دسته باند
شهروز سابقه داری؟
بله، چند باری به خاطر سرقت منزل دستگیر شدم و به زندان افتادم.
چه شد که تصمیم گرفتی سرقت کنی؟
من هم مثل آدمهای دیگر همراه زن و دخترم زندگی آبرومندانه داشتم تا اینکه چند سال قبل با همسرم اختلاف پیدا کردم. او مهریه سنگینش را به اجرا گذاشت و همه اموالم را از من گرفت و من و دخترم را ترک کرد. وضعیت مالیام خوب نبود و هر روز با مشکل مالی جدیدی روبهرو میشدم و از طرفی هم به موادمخدر پناه برده بودم که پس از مدتی با سارق خلافکاری آشنا شدم و پیشنهاد داد در باند او کار کنم. او مدتی برای من کلاس آموزشی گذاشت تا اینکه حرفهای شدم و بعد همراه آنها به سرقت میرفتم که چند باری هم دستگیر و روانه زندان شدم.
چه شد که تصمیم گرفتی خودت باند تشکیل بدهی؟
وقتی از زندان آزاد شدم تصمیم گرفتم همراه تعدادی ازدوستانم که با آنها در زندان آشنا شدهبودم باند سارقان منزل را تشکیل بدهم تا سهم بیشتری در سرقتها گیرم بیاید.
چطور با کارگاه طلاسازی آشنا شدی؟
واقعیتش وقتی تصمیم گرفتم از کارآگاه طلافروشی سرقت کنم این باند را تشکیل دادم. من دو ماه بود که از زندان آزاد شده بودم که یک شب به مهمانی رفتم. در آن مهمانی یکی از بستگان دورم حضور داشت که در کارگاه مرد طلاساز کار میکرد. من با زیرکی و تجربهای که داشتم توانستم اطلاعاتی درباره کارگاههای طلاسازی صاحبکارش بدست آورم. وقتی فهمیدم کارگاه دوم انبار طلاسازی است فهمیدم که اموال زیادی در آن نگهداری میشود که با سه نفر از دوستانم باند سرقت را تشکیل دادیم و در سه مرحله از آنجا دست به سرقت زدیم.
موضوع راننده نیسان چه بود؟
در همه سرقتها حرفهای عمل کردیم و هیچ سرنخی از خود بهجای نگذاشتیم، اما در آخرین سرقت تصمیم گرفتیم وسایل طلاسازی را سرقت کنیم که با صاحب نیسان که از دوستانم است صحبت کردم و راضی شد با ما همکاری کند و در نهایت هم همان نیسان ما را به دام انداخت.
با وسایل سرقتی چه کار میکردید؟
ما هر بار که به سرقت میرفتیم لوازم سرقتی را میفروختیم و بین هم تقسیم میکردیم.
خبر داشتی مدادرنگیهایی که سرقت کرده بودی قیمتی بودند؟
نه، روزی که برای سرقت وارد کارگاه شدیم من تعدادی مداد رنگی دیدم که همه آنها را برای دخترم برداشتم. من تمامی مدادرنگیها را به دخترم دادم و او هم نقاشی میکشید و خبر نداشتم که هر کدام از آنها ۵میلیون تومان قیمت دارد. حتی دوستانم نمیدانستند که مدادرنگیها قیمتی هستند وگرنه میفروختیم.
امنیت با انشالله و ماشالله بوجود نمیاد، امنیت واقعی را باید خرید، سارقین برای ورود به اماکن باید از درب، بالکن و پنجره ها وارد بشن و چون سارقین برای ورود از درب فقط قفلها را باز یا تخریب میکنند و با توجه به این مهم که هر قفلی را که کلید ساز بتونه ازش عبور کنه سارقین هم میتونن، پس باید فقط یک قفل ضد دیلم روی درب نصب کنید که حتی مخترعش هم نمیتونه ازش عبور کنه و حفاظ ضد دیلم هم مقابل بالکن و پنجره ها که نه تنها وقتی منزل نیستید بلکه خصوصا وقتی در حال استراحت، تماشای تلویزیون یا حتی استحمام هستید و متوجه شدید که سارقین خشن دارن تلاش میکنند بیان داخل، حتی نیاز نباشه از جاتون بلند شید یا به پلیس زنگ بزنید
|
چشم ممنون