جورج میچل نماینده اوباما در امور حل بحران فلسطین و خاورمیانه در حالی به نهمین سفر خود به این منطقه پایان داد که وی به استثنای متقاعد کردن طرفهای اسراییلی و فلسطینی برای اعزام نمایندگان دونپایه خود به واشنگتن برای حضور در مذاکرات غیرمستقیم با یکدیگر به نتیجه دیگری دست نیافت و با توجه به اینکه هیچ امیدی برای پیشرفت مذاکرات در مذاکرات آتی غیرمستقیم دیده نمیشود بنابراین اغلب کارشناسان سفر اخیر میچل به سرزمینهای اشغالی را سفری شکست خورده ارزیابی میکنند و این در حالی است که وی قرار است پس از این سفر گزارشی کامل از رایزنیهای چند ماه گذشته خود را به اوباما ارائه کند. با وجود اینکه همه شواهد و قرائن موجود حاکی از نقش رژیم صهیونیستی در شکست رایزنیهای میچل است اما نه تنها هیچ فشاری از سوی دولت اوباما بر این رژیم وارد نمیشود بلکه با گذشت زمان جانبداری آمریکا و شخص میچل آشکارتر میشود و نمونه اخیر آن اظهاراتی بود که وی در جریان دیدار با محمود عباس بیان داشته و گفته که برای آمریکا پیامدهای تعویق گزارش جنایات جنگی اسراییل در غزه مهم نیست، این در حالی بود که در پی اعلام خبر اقدام تشکیلات خودگردان در تعویق شش ماهه تصویب گزارش جنایات جنگی اسراییل در جنگ غزه موجی از تظاهرات و اعتراضات در سرزمینهای اشغالی و خارج از آن علیه این تشکیلات به راه افتاد و موجب شد همه تلاشهایی که آمریکا برای تقویت موقعیت داخلی ابومازن کرده بود، بیاثر بشود در حالی که فلسطینیها انتظار داشته و دارند که گزارش کمیته حقیقتیاب کمیسیون حقوق بشر به دور از مسائل سیاسی پیگیری شود و عاملان این جنایات به سزای اعمال خود برسند اما آمریکا درصدد است آن را از دستور کار این شورا خارج سازد و حداکثر آن را به اهرم فشار علیه اسراییل برای همراهی با فرآیند سازش استفاده کند. در این میان دولت خودگردان نیز به جاده صافکن آمریکا تبدیل شده بدون اینکه واقعاً از سوی واشنگتن مورد حمایت و پشتیبانی قرار گیرد. هرچند دولت اوباما چند هفتهای بر رژیم صهیونیستی برای توقف سیاست شهرکسازی اعمال فشار کرد اما پس از آنکه با مقاومت این رژیم مواجه شد به جای آنکه از اهرمهای موجود همچون قطع کمکهای اقتصادی و نظامی استفاده کند، برعکس در پوشش آنچه که مقابله با خطر موشکی ایران ادعا میشود تضمینهای امنیتی و کمکهای نظامی خود را بر این رژیم افزایش داد و در عین حال با برپایی اجلاس سه جانبه نیویورک به نوعی به اسراییل برای ادامه اقدامات شهرکسازی چراغ سبر نشان داد. در واقع صرف برگزاری اجلاس سهجانبه با حضور اوباما، نتانیاهو و ابومازن در حاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل نوعی حرکت جانبدارانه از اسراییل بود زیرا طرف فلسطینی تهدید کرده بود که پیش از توقف سیاست شهرکسازی رژیم صهیونیستی در مذاکرات شرکت نخواهد کرد و بنابراین صرف حضور ابومازن در اجلاس سه جانبه به منزله بیاعتبار کردن این تهدید بود و همچنانکه بعداً نیز مشاهده شد برگزاری این اجلاس در جریتر کردن صهیونیستها به تشدید تعرضات خود به مسجدالاقصی نیز مؤثر بود. هرچند در اجلاس سه جانبه نیویورک آمریکا درخواست کرد که هر دو طرف نمایندگان خود را برای گفتوگو به واشنگتن اعزام کنند، اما به این درخواست توجهی نشد و همین امر میچل را بر آن داشت که دوباره به منطقه سفر کند بنابراین یکی از شاخصهای شکست سفر اخیر میچل به سرزمینهای اشغالی این است که توافقی که از آن به عنوان نتیجه این سفر بیان شد، همان چیزی است که پیش از این در اجلاس سه جانبه توافق شده بود اما آنچه موجب میشود آمریکا و فرستاده ویژه اوباما بهرغم وجود بنبست در مذاکرات به امیدآفرینی در این خصوص دست بزند، ترس از تکرار حوادث سال 2000 میلادی است که به شکلگیری انتفاضه دوم فلسطینیها انجامید و به انتفاضه مسجدالاقصی معروف شد در آن مقطع دو عامل تعرض به مسجدالاقصی و شکست مذاکرات سازش باعث شکلگیری و ادامه انتفاضه مسجدالاقصی شد و همین شرایط تا پیش از عقبنشینی صهیونیستها از مواضع خود در مسجدالاقصی وجود داشت و اگر الان هم آرامشی برقرار شده، مقطعی خواهد بود و آرامش کنونی به آرامش قبل از توفان شباهت دارد. با توجه به اینکه سیاست و رویکرد آمریکا در منطقه آرامسازی است در مقابل کابینه ضدصلح آمریکا از این احساس نیاز دولت اوباما به عنوان اهرم فشار علیه آن استفاده میکند و به تدریج خواستهها و مواضع خود را بر آن تحمیل میکند.