کد خبر: 1048106
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۰۰:۴۱
نه‌های نجات بخش زندگی
با یک نه گفتن خود را خلاصه کنید! نه‌های شما در موقعیت‌های مختلف بازتاب‌های متفاوت خواهد داشت. باید برای هر یک از مراتب آماده باشید. اینکه یک بار قاطعانه بگویید و یک بار نرمش به خرج بدهید و کوتاه بیایید. هر جور نه که می‌گویید مراقب باشید والد سرزنشگر و نق‌نقویی نباشید که چپ و راست به فرزندش نه توام با تحکم تحویل می‌دهد. نه‌ای که توام با سرزنش و تحقیر است. نه‌ای که می‌تواند پاسخ به سرنوشت یک انسان باشد و شما قاطعانه آن را به گند بکشید. مثلاً فرزندتان بخواهد موسیقی بخواند و شما بخواهید به زور علاقه‌تان دکتر شود. فقط خدا می‌داند این نه ظالمانه شما چه بلایی بر سرش می‌آورد
‌‌مهسا مهاجر
سرویس سبک زندگی جوان آنلاین: تاکنون به نه‌هایی که در طول روز بار‌ها و بار‌ها به زبان می‌آورید، دقت کرده‌اید؟ شاید بعضی از آن‌ها شما را به دردسر بیندازد یا بعضی دیگر خودخواه و خشن جلوه‌تان بدهد. فرقی نمی‌کند در چه شرایطی نه بگویید. همین که این مهارت را فراگرفته‌اید، یعنی یک قدم رو به جلو هستید، ولی نه‌ها همیشه خوب یا همیشه بد نیستند. باید در موقعیت‌های مختلف آن‌ها را سنجید و عیار خوب و بدشان را تعیین کرد.

بعضی وقت‌ها در یک تنگنای عاطفی گیر می‌کنید و باید یک نه نجات‌بخش بگویید و خلاص، ولی دلتان نمی‌آید یا دوست ندارید دل مخاطبتان را بشکنید یا حتی گاهی دوست ندارید بی‌ادب جلوه کنید. یکی از شما خواستگاری کرده که می‌دانید خیلی دوستتان دارد و مدت‌هاست به شما فکر می‌کند. علاقه شما به اندازه او نیست، ولی در رودربایستی عاطفی قرار می‌گیرید یا دلتان برای احساسش می‌سوزد و بله می‌گویید. این بله به قیمت خراب شدن تمام عمرتان تمام می‌شود. بله‌ای که یک روز بخواهد در دادگاه خانواده به نه ختم شود همان بهتر که در مراحل اول با غلظتی کمتر نه گفته شود و خلاص. مگر می‌شود با یک نه نگفتن به جا خوشبختی را یک عمر به تعویق انداخت؟ یکی به شما پیشنهاد دوستی می‌دهد که اصلاً شبیه شما نیست. او را در قلبتان نمی‌پذیرید، ولی به رابطه دوستی تن می‌دهید و بعد هم مجبور می‌شوید عواقب تلخش را بپذیرید. خب مگر نه گفتن چه عیبی دارد که حاضر می‌شوید با زندگی خودتان بازی کنید، ولی ان را به زبان نیاورید؟ چرا مخالف حرف یا نظر پدرتان هستید، ولی بلد نیستید در کمال ادب و احترام به او نه بگویید؟ چرا نمی‌توانید آنقدر قاطعانه روی حرفتان بایستید و از حرف یا اعتقادتان دفاع کنید؟ نه گفتن همیشه بد نیست و مطمئن باشید از شما یک هیولا نمی‌سازد.

دوستتان به شما پیشنهاد یک شراکت مالی می‌دهد. کار را نمی‌شناسید. قدرت مالی او را هم نسنجیده‌اید، ولی در رودربایستی یک رفاقت کهنه قرار می‌گیرید و به جای گفتن «نه» قاطع با لبخند و تکان سر آن را می‌پذیرید. بعد هم ماتم می‌گیرید که چرا کمی بعد ورشکست شده‌اید؟

ولی حواستان باشد نه که می‌گویید قاطعانه و از سر عقلانیت باشد و نه لجبازی‌های کودکانه. آن وقت دیگر نه تنها برایتان نجات بخش نیست بلکه برای زندگی‌تان یک تهدید محسوب می‌شود.

مثلاً برای انجام یک کار مهم با همسرتان مشورت می‌کنید. او مخالف است، ولی شما از سر لجبازی آن کار را انجام می‌دهید و به نظرش نه می‌گویید. کم کم نه گفتن و مخالفت با عقاید دیگران عادتتان می‌شود و وقتی کودکتان بخواهد چیزی بگوید از قبل جواب نه شما را می‌داند.

ممکن است نه گفتن شما از سر خشم باشد. «نه» شما به بخشیدن باشد. می‌تواند از سر کینه باشد. مثل آدم‌هایی که ولی دم هستند و باید برای نجات یک نفر از چوبه اعدام رضایت بدهند، ولی آن‌ها مدام لفط نه، نمی‌خواهم و نمی‌شود را تکرار می‌کنند و عدم بخشش آن‌ها که حق شرعی آن‌ها هم هست، جان فرد دیگری را می‌ستاند. برای بخشیدن باید گاهی نرم شد. اگر فرزند یا همسرتان مرگ مغزی شده باید دست از لجاجت بردارید و در مقابل نه عضوش را هدیه نمی‌کنم با دلتان کنار بیایید و کمی منطقی رفتار کنید.

به خاطر داشته باشید نه‌های شما در موقعیت‌های مختلف بازتاب‌های متفاوت خواهد داشت. باید برای هر یک از مراتب آماده باشید. اینکه یک بار قاطعانه بگویید و یک بار نرمش به خرج بدهید و کوتاه بیایید.

هر جور نه که می‌گویید مراقب باشید والد سرزنشگر و نق‌نقویی نباشید که چپ و راست به فرزندش نه توام با تحکم تحویل می‌دهد. نه‌ای که توام با سرزنش و تحقیر است. نه‌ای که می‌تواند پاسخ به سرنوشت یک انسان باشد و شما قاطعانه آن را به گند بکشید. مثلاً فرزندتان بخواهد موسیقی بخواند و شما بخواهید به زور علاقه‌تان دکتر شود. فقط خدا می‌داند این نه ظالمانه شما چه بلایی بر سرش می‌آورد.

چیزی که اهمیت دارد و به آن نیاز داریم نه گفتن بالغانه است. فقط در این صورت می‌توان رهایی یافت. فقط نه بالغانه می‌تواند شما را از وسوسه‌های خطرناک دور کند.

علی شمیسا در کتاب (هنر بالغانه نه گفتن، بگو نه و آسوده باش) می‌نویسد: «شاید لازم باشد نه گفتن‌ها را به دو گروه تقسیم کنیم. تا تکلیفمان با انواع نه گفتن روشن شود. ۱- نه‌هایی که باید به خودمان بگوییم. ۲- نه‌هایی که باید به دیگران بگوییم. ما ابتدا باید یاد بگیریم که چگونه و چطور به تمنیات و خواسته‌های خودمان نه‌های بزرگ، با تأمل و بالغانه بگوییم و برای اصلاح ساختار جسمی و روانی خودمان گام برداریم.

وقتی به خودتان می‌نگرید، متوجه خواهید شد که بسیاری از ایراد‌ها و اشکالاتی که به خودتان می‌گیرید یا دیگران می‌گیرند ریشه در این دارد که شما یاد نگرفته‌اید به خودتان نه بگویید و این امر ریشه درد و مشکلات خلقی عاظفی و جسمی شما شده است. بیاییم این بار سرنا را از سر تنگ آن بزنیم و قدری به خودمان سخت بگیریم. گرچه خودشیفتگی‌های بسیار نمی‌گذارد ما از نه گفتن به خودمان حرف بزنیم. چون فکر می‌کنیم که عیب وایرادی نداریم، اما ما عیب و ایراد داریم و بهتر است صادقانه و کمی هم بی‌رحمانه خود را نقد کنیم. نه گفتن به خود به شناخت، آگاهی، درک از خود، تحمل ریاضت و خودداری نیاز دارد. به جسم خود تعدادی نه بگویید. به طور قطع جسم‌تان درد خواهد کشید. بسیاری تحمل این نه گفتن‌های جسمی را ندارند و وسط کار فرار می‌کنند.»

در کتابی دیگر سوزان نیومن می‌نویسد:

«هیچ کسی مجبور نیست کاری را که نمی‌تواند انجام دهد بیهوده بپذیرد... هنگامی که کودک خردسالی بودیم، هنگامی که پدر و مادرانمان از ما درخواستی می‌کردند و ما نمی‌توانستیم از عهده انجامش بربیاییم با صدای بلند فریاد می‌زدیم نه، اما معلوم نیست که چرا با بالا رفتن سنمان قدرت خارق‌العاده خود را در نه گفتن فراموش کردیم. شاید به خاطر این بوده که هر چه بیشتر نه می‌گفتیم والدین خود را عصبانی‌تر می‌کردیم از آن به بعد به معلم‌مان هم قدرت نه گفتن نداشتیم. اگر هم می‌خواستیم به دوستانمان نه بگوییم آن‌ها را از دست می‌دادیم و تنها می‌شدیم.

کاملاً آشکار است که هیچ کس پس زدن را به طور غریزی و فطری نمی‌پسندد، اما من معتقدم که اثرات و مضرات آن به مراتب کمتر از مشکلاتی است که به خاطر پذیرفتن آنچه در توانمان نیست برایمان به وجود می‌آید.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار