باند، جایگزین تحزب!
کد خبر: 1041576
لینک کوتاه: https://www.Javann.ir/004Mxc
تعداد نظرات: ۱۳ نظر
تاریخ انتشار: ۲۲ اسفند ۱۳۹۹ - ۲۲:۱۱
سرمقاله مدیرمسئول
حزب اگر بد عمل کند همه اعضایش از نظر سیاسی نابود می‌شوند و حاکمیت نیز می‌تواند کلیت حزب (نه فرد) را به قوه قهریه بسپارد. اما در باند هیچ‌کس پاسخگو نیست و هیچ کس هزینه پرداخت نمی‌کند. حزب با شناسنامه وارد قدرت می‌شود و باند از روابط پنهان و نیمه‌پنهان قدرت‌خواهان با همدیگر شکل می‌گیرد.
دکتر عبدالله گنجی
گرچه تحزب در قانون اساسی ما به رسمیت شناخته شده است، اما مخالفت با تحزب در میدان سیاست‌ورزی و تحلیل، نوعی پرستیژ سیاسی و اجتماعی محسوب می‌شود. گویی هرکس با حزب است با مردم نیست، هرکس با مردم است با حزب نمی‌تواند باشد. این فرهنگ به‌صورتی است که رئیس‌جمهور (سابق) که باید مجری قانون باشد، رسماً علیه تحزب سخن می‌گفت و احساس می‌کرد برای جذب مخاطب (برای خود نه نظام) مخالفت با تحزب مؤثر است. علمای سیاست دلایلی را برای عدم تأثیرگذاری تحزب در ایران ذکر می‌کنند، از جمله عدم پوست‌اندازی، شفاف نبودن منابع مالی، موسمی بودن و شخص‌محوری. اما نگارنده نبود نگاه مثبت به تحزب در ایران را فراتر از این می‌دانم. چون فلسفه ایجاد تحزب در غرب قدرت‌خواهی با تابلو و شناسنامه است، ایران نیز اینگونه شده است. آنچه عامل ضعف تحزب است، منفور بودن قدرت‌خواهی در فرهنگ عامه ایرانیان است. فردی حزب ایجاد می‌کند همه می‌دانند دنبال قدرت است، دنبال قدرت بودن شخصیت و جایگاه دینی-اجتماعی فرد را تقلیل می‌دهد. درست یا اشتباه این واقعیت جامعه ما است و شاید اگر احزاب علاوه بر قدرت‌خواهی به تربیت کادر نظام و تربیت دینی نیز می‌پرداختند جذابیت بهتری داشتند یا زیر فشار کمتری بودند.

اما چون رقابت و مشارکت نیاز به دوگانگی یا چندگانگی سیاسی دارد و از سوی دیگر تحزب در کشور ما پا نمی‌گیرد، لاجرم باند‌ها جایگزین احزاب شده‌اند و این روند بسیار خسارت‌بار است. چرا؟ شاید این عبارت‌ها را زیاد شنیده‌اید که: «ایشون آدم فلانی است»، «این با کیه؟»، «چه کسانی دور ایشان جمع‌اند؟» باند‌ها درهم‌تنیده‌تر از احزاب هستند و کار تشکیلاتی به ارتباطات صرفاً عاطفی و شاید کاریزماتیک تقلیل یافته است که نمونه آن رابطه رئیس‌جمهور سابق با دوستانش در درون قدرت بود که همه را شوکه کرده بود. وقتی کلونی‌های شخص‌محور جایگزین احزاب شناسنامه‌دار می‌شوند، عدم شفافیت بدتر از احزاب است و پاسخگویی به صفر می‌رسد. در ایران امروز در کنار هر جناح و حزب، شخصیت‌هایی وجود دارند که قرابت فکری با جریان دارند، اما تعلق حقوقی به آن ندارند. بعد از تنظیم لیست‌ها در درون یک جریان به جای مشاهده ترکیب نخبگان حزبی در برایند یک جناح، می‌شنویم که فلانی و فلانی آدم فلانی هستند که در لیست آمده‌اند، زید سهمیه عمرو است.

حزب اگر بد عمل کند همه اعضایش از نظر سیاسی نابود می‌شوند و حاکمیت نیز می‌تواند کلیت حزب (نه فرد) را به قوه قهریه بسپارد. اما در باند هیچ‌کس پاسخگو نیست و هیچ کس هزینه پرداخت نمی‌کند. حزب با شناسنامه وارد قدرت می‌شود و باند از روابط پنهان و نیمه‌پنهان قدرت‌خواهان با همدیگر شکل می‌گیرد. باند‌ها می‌توانند مبارزه علیه تحزب را شروع و آن را عامل بدبختی مردم معرفی کنند، حال آنکه خود ممکن است بدتر عمل کنند، اما چون تابلو و شناسنامه ندارند، هزینه نمی‌پردازند. حزب اساسنامه و مرامنامه دارد و می‌توان آن را شنید، تحلیل کرد و با عملکرد انطباق داد. به طور مثال وقتی حزب مشارکت سابق عبور از جمهوری اسلامی به سمت سکولاریسم و جمهوریخواهی و دموکراسی‌خواهی را کلید زد می‌توان با مراجعه به اساسنامه‌اش علت را درک کرد. در اساسنامه این حزب یک بار واژه ولایت فقیه نیامده بود و این گویای نوع عمل آنان بود و نخبگان نیز می‌توانستند رفتار سیاسی آنان را درک کنند. باندها، ساختار‌های سیاسی کشور را به هم ریخته‌اند، مانند دست‌فروش‌هایی می‌مانند که جلوی مغازه‌های رسمی و قانونی بار می‌فروشند و بازار کسی را که مالیات، اجاره و آب و برق می‌دهد، کساد کرده‌اند. از قضا جامعه نسبتاً گریزان از تحزب، بازار این جماعت را گرم می‌کند.

جامعه متوجه این است که این فرد حزبی به حزب تعهد دارد و فردای انتخابات اعضای آن برای ورود به قدرت در اولویت هستند، در باند این موضوع بدتر و پیچیده‌تر و در عین حال بدون سر و صدا اتفاق می‌افتد. سیاست‌ورزی توده‌ای اساس مشی سیاست‌ورزی باندهاست. نداشتن چارچوب ملموس و شناخته شده برای عمل و پاسخگویی از دیگر خصلت‌های باند‌های سیاسی است. می‌توان به آنان «قاچاقچی سیاسی» اطلاق نمود، چرا که راه‌های رسیدن به قدرت را از درون تونل‌های زیرزمینی طی می‌کنند (منظور تأیید و رد صلاحیت نیست). آن که رهبر حزب است اگر به شهرستانی برود و سخنرانی کند همه می‌دانند که در حال عمل انتخاباتی است، اما باند می‌تواند مسیر خود را در ذهن اجتماع تحریف کند و منجی و نقاد معرفی شود. باند‌ها روحیه منجی‌گری را القا می‌کنند. حزب، چون باید فردا پاسخگو باشد و حیات سیاسی داشته باشد، احتیاط می‌کند.

نتیجه اینکه اگر قرار است باند‌ها و کلونی‌های غیررسمی سیاسی یا قومی هدایت‌گر چرخش نخبگان باشند، بهتر است به تحزب برگردیم، تحزب را تفسیر بومی کنیم و قدرت‌خواهی را نه همه هدف بلکه به‌عنوان بخشی از دلایل ایجاد آن، به رسمت بشناسیم. الان که به سمت انتخابات می‌رویم می‌توان تفاوت‌های تحزب/جمعیت را با باند‌های بدون شناسنامه بررسی و مطالعه کرد و محققان جامعه‌شناسی سیاسی می‌توانند از دل این رفتار‌ها و تفاوت‌های آن، مدلی قابل دفاع تولید کنند.
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۳
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۴ - ۱۳۹۹/۱۲/۲۳
0
0
بس است این همه آشفتگی، کشور ما احتیاج مبرمی به نظم دارد.
ابوالفضل حکیمی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۲۳ - ۱۳۹۹/۱۲/۲۳
2
1
با این دیدگاه کاملا" موافقم.
بدون احزاب رسمی - مسئولیت پذیر و پاسخگو مردم سالاری بی معنی است.
بعنوان مثال: در ایران یک سیاستمداری که خودش و کارنامه اش پر از اشکالات اساسی است و در قبال اشتباهات کلانش بهیچوجه پاسخگو نیست قبل از انتخابات گفت: " *تکرار می کنم* فقط روحانی." و حالا که سیاستهای ناکارآمد و بی تدبیری ها-وادادگی ها و ضعف ها- مشکلات بزرگی ایجاد کرده او که گفت: "*فقط روحانی-تکرار می کنم." حالا کنار کشیده و برای پیشنهاد یک بی تدبیر و واداده دیگر خود را آماده می کند. باین روش میگویند باند بازی و کار کثیف سیاسی.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of
۱۶:۳۸ - ۱۳۹۹/۱۲/۲۳
کاملا درسته
کار کثیف سیاسی.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۳۴ - ۱۳۹۹/۱۲/۲۳
0
0
چرا باید قانون ساعت به ساعت تغییر کند چرا نباید نظمی پایدار در کشور حاکم شود.
علي اصغر كريمي
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۳ - ۱۳۹۹/۱۲/۲۴
1
1
گروه هاي جهادي كه خالصانه براي رضايت خداوند به مردم خدمت مي كنند عملا حرب هايي هستند كه راه و رسم هاي زندگي و تدبير امور را همراه مردم شكل مي دهند.
جهاد سازندگي سال هاي اول انقلاب قبل از اينكه به وزارت خانه تبديل شود عملا حرب قوي سازندگي و تدبير امور مردم همه با هم بود.
از اين نمونه عيني تجربه شده موفق و معجزه انقلاب در همه زمينه هاي اقتصادي و اجتماعي و سياسي بايد بهره گرفت ان شاءالله
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۶:۵۶ - ۱۳۹۹/۱۲/۲۵
0
0
و چه کسانی مسئولیت داشتند تا به فضای ساسی کشور در این 42 سال سر و سامانی بدهند و کشور را به سوی تحزب هدایت کنند ولی متاسفانه به این وطیفه خود عمل نکرده اند
لقمان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۴۲ - ۱۳۹۹/۱۲/۲۶
2
1
یک نظامی با تجربه می تواند این بلبشو بازار و اوضاع دولت را جمع جور کند.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of
۰۷:۲۳ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۳
نظامی ها برای کاندید شدن باید قبلا استعفا داده و از قوای نظامی خارج شده باشند و دز این صورت دیگر نظامی نیستند مثلا منافقین اگر توبه کرده و بخشیده شوند دیگر منافق نیستند
پس نظامی نمیتواند رئیس جمهور شود مگر اینکه دیگر نظامی نباشد
منافق نباشیم زشت است
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۱۵ - ۱۳۹۹/۱۲/۲۸
0
0
با دیدگاه نویسنده مقاله کاملا موافق هستم ، وقتی با مردم عادی صحبت می کنی ، میگویند ما در انتخابات شرکت نمی کنیم می گوییم چرا می گویند دو جناح فعال دنبال منافع جناحی خود هستند و گروه مستقل هم نیست در حالی که اگر احزاب وجود داشت این حرفها بی معنی میشد ، اکثر مردم می گویند ، ما رسانه نداریم در صورت وجود حزب رسانه آن حزب هم ایجاد میشد ، نیروهای نظارتی هم می توانستند مسیر حزب را رصد کنند و اگر از خطوط خارج شوند به آنها تذکر دهند یا برخورد کند ، اما نبود حزب باعث شده گروهی به اسم مستقل وارد شوند و مثلاً نماینده مجلس یا شورا شوند بعد مردم بفهمند ایشان مستقل نبوده است اگر همین فرد به وظایف خود عمل نکند مردم نمی توانند او را تحت فشار قرار دهند ، نبود احزاب مشارکت مردم را کاهش می دهد از همه بدتر باندها با خوراک های عمدتا مسموم گروه‌های مردمی را منحرف و در آنها چند دست گی ایجاد می کنند بصورتی که در یک خانواده چند دیدگاه دیده میشود این باندها نهایتا ماهی خود را می‌گیرند و قدرت را به دست افرادی می دهند که نهایتا به ضرر مردم میشود ، هیچ کس هم پاسخگو نخواهد بود و همه این کارها به اسم این نظام نوشته میشود ، لذا باید هر چه زودتر در این باره کاری کرد ،
ناشناس
|
-
|
۰۸:۰۱ - ۱۴۰۰/۰۱/۰۵
0
0
دوست محترم نظامی باتجربه یعنی چه مگر نظامیان ۴۲ سال درراس اداره کشورنبوده ونیستند وصعیت کنونی وآشفته بازارمسکن ودلار وطلا و بیکاری وقاچاق وفقرمردم مدیون حکومت برادران قاچاقچی به قول احمدی نژاد نیست بروفکرنان باش که خربزه آب است
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۵۸ - ۱۴۰۰/۰۱/۰۹
0
0
باتشکر، بااین موضوع کاملا موافق بوده وامیدوارم باپیگیری دست اندرکاران این امرمهم تحقق یافته وجلوی سواستفاده باندها وافراد سودجو گرفته شود
حسین
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۲۳ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۱
0
0
وقتی سردار سلیمانی بجای بازنشستگی در خط مقدم است و آقای ما با آن عمر مبارکش مدام روشنگری می کند چرا ما جوان ها در صفحات مجازی حضور نداریم.
FARSHEED EFTEKHARI
|
Canada
|
۰۸:۵۵ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۶
0
0
با سلام آقای دکتر گنجی

گفتگوی بسیار جالب و مهمی است و خیلی خوب به آن اشاره فرمودید. این باید در سطح کلان مملکت به طور جدی گفتگو شود

چون اینجا مسئله مردم و پیشرفت کشور است

بعد از بیست سال زندگی در آمریکای شمالی اینو بدون تردید می خواهم بگم که این احزاب تقریباً یک جورهایی ضد مردم شدند و چون دنبال منافع خودشون هستند سرعت پیشرفت کشور بسیار کند شده است
به نظر من برای کاهش منافع حزبی و گروهی به نفع تصمیم گیری برای مردم چند کار میشود کرد یکی اینکه
الف -سیستم جمهوریت را تبدیل به نخست وزیری کنیم یعنی مجلس قوه مجریه را انتخاب میکند

ب- باید همزمان با این قانونی را تصویب کرد که هرکس نماینده مجلس می‌خواهد بشود باید از این حزب استعفا دهد و در مجلس قسم بخورد که منافع مردم را به منافع گروهی و حزبی در نظر می گیرد

این نکته را بگم که احزاب و گروه ها آزاد هستند و می تواند نماینده معرفی کند ولی به این شرط که وارد مجلس شدن منافع مردم را ببینندو دنبال منافع حزبی نباشند

سیستم جمهوریت متاسفانه اوایل که نتایج خوبی میداد ولی الان کاملا برعکس شده .این خطر که احمق ها و دلقک ها و هنرپیشه ها ناگهان رئیس جمهور شوند شانس بسیار بالاست
نمونه خوبش همین آمریکاست
در آخر بگویم بحث خیلی مهم است و باید در سطح کلان مملکت این گفتگو شود و فکر کنم مردم این را بیشتر بپذیرند.این دموکراسی واقعی تری است

با تشکر فرشید افتخاری
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
عناوین پیشنهادی
آخرین اخبار