
آرش خوشخو- «بيپولي» فيلمي است كه ميتواند تماشاگر را جذب كند بدون آنكه به دام ابتذال بيفتد، فيلم قابل قبول و استانداردي است و «بيپولي» فيلمي است كه سينماي ايران به آن احتياج دارد.
به نظر من در «بيپولي» فضايي كه كارگردان ايجاد ميكند، فضاي پاتوقي است، يعني جايي كه در واقع قهرمانان فيلم در يك جا جمع ميشوند و حرفهاي خندهدار ميزنند كه در كنار آن ايجاد تنش ميشود و اين فيلمها، معمولاً فيلمهاي با نشاطي هستند.
در فيلم «بيپولي»، اين پاتوق در دفتر «سيامك انصاري» شكل ميگيرد و تمام انرژي فيلم نيز از آنجا ميآييد، اما متأسفانه اين فضا به ورطه تكرار ميافتد و يكي از موقعيتهاي خوب را «حميد نعمتالله» از دست ميدهد، چرا كه يكي از مهارتهاي «حميد نعمتالله»، ايجاد فضاي پاتوقي است همانطور كه در «بوتيك» هم وقتي دوستان «محمدرضا گلزار»(جهان)، كنار هم جمع ميشوند، وي آن فصل را خوب درآورده بود.
از دست دادن فضاي پاتوقي بزرگترين نقطه ضعف «بيپولي» است و در نيمه دوم فيلم، از سكانسي كه مار بيرون ميآيد تا آخر كه زوج فيلم به سمت سياهي و بدبختي ميروند تا در نهايت به روشني ميرسند، از مفاهيمي استفاده شده كه من را ياد مؤسسههاي خودشناسي و تيام مياندازد.
در مجموع «بيپولي»، يك كمدي اجتماعي سرگرمكننده است كه تماشاگر را با خود همراه ميكند بهخصوص كه ما يك بازي فوقالعاده از «ليلا حاتمي»(شكوه) در اين فيلم ميبينيم و اين نشان ميدهد او در اوج بازيگري خود قرار دارد.
يكي از نكات ديگر اين است كه «بيپولي» اداي دين به «اصغر هاشمي» است، «اصغر هاشمي» در اواخر دهه 60 و اويل دهه 70 چند فيلم كمدي اجتماعي تند ساخت كه تمام آن فيلمها از «بيپولي» بهتر هستند. فيلمهايي مثل:«زير بامهاي شهر»، «در آرزوي ازدواج»، «مهريه بيبي» و... «بيپولي» من را ياد ساختههاي «اصغر هاشمي» مياندازد. فيلمهايي كه «اصغر هاشمي» آن فيلمها را تحت تأثير كمديهاي اجتماعي مشهور ايتاليايي دهه 50 ميساخت.
فيلم تا به حال 530 ميليون فروخته و اين رقم كمي نيست، چرا كه در اين اواخر كارگردانان كمديهاي اجتماعي را خراب كردند و سعي كردند تا با شكلك و اطوار مردم را بخندانند، اما «بيپولي» فيلم كمخرجي است و به عنوان يكي از راههاي نجات سينماي ايران است و براي فضاي فرهنگي خيلي مفيد است.
در واقع حركت حميد نعمتالله بعنوان كارگزدان به سوي تماشاگر مرسوم سينما است. به نظر من او پيشرفت داشته است و البته «بوتيك» معيار و محك نداشت اما «بيپولي» معيار و محك دارد. اين را بايد در نظر داشته باشيم كه «بوتيك» فيلم اول كارگردان است و «حميد نعمتالله» هم مثل خيلي ديگر از فيلمسازاني كه نتوانستند فيلم اول خود را تكرار كنند، نميتواند مثل آن فيلم را بسازد.
در مجموع فيلمي كه ميتواند تماشاگر را جذب كند، بدون آن كه به دام ابتذال بيفتد، فيلم قابل قبول و استانداردي است و «بيپولي» فيلمي است كه سينماي ايران به آن احتياج دارد.