هنگامی که در دفتر کار حجتالاسلام جعفر شجونی حضور یافتیم وی مشغول انجام فریضه نماز بود و دقایقی چند ما منتظر بودیم و در این مدت به فضای دفتر کارش نگاه میکردیم که همانند کتابخانه جامع بود، حتی ایشان در میان صحبتهایشان به یکی از کتب داخل قفسه اشاره کرد که نویسنده آن هاشمیرفسنجانی بود. حجتالاسلام شجونی به عنوان عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه در هفته گذشته به همراه سایر اعضای این حزب به دیدار برخی از مراجع تقلید رفتهاند که در قسمتی از سخنان خود به این دیدار اشاره کردهاند. او که 25 بار به زندانهای رژیم پهلوی رفته است خاطرات بسیاری از سالهای قبل و بعد از انقلاب بازگو میکند و بسیار گلهمند و حتی عصبانی است از برخی شخصیتهای نظام که بعد از رفتن امام (ره) و مخصوصاً در انتخابات اخیر مواضعی بر ضد انقلاب و نظام پیش گرفتهاند. عضو شورای مرکز جامعه روحانیت مبارز که ملاقاتی را در نجف با امام (ره) داشته است جایگاه ولایت فقیه را جایگاهی استوار، اساسی و قابل اعتماد میداند. در ذیل گفتوگوی ما را با یکی از مبارزین زمان انقلاب میخوانید. شما برخورد اعضای جامعه روحانیت مبارز را به عنوان یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین تشکلهای سیاسی در انتخابات دهم ریاست جمهوری به عنوان یکی از اعضای شورای مرکزی آن چگونه ارزیابی میکنید؟جامعه روحانیت مبارز تهران به دبیر کلی آقای مهدوی کنی و اعضایی که حدود 30 نفر هستند، در انتخابات اکثریت به آقای احمدینژاد علاقهمند بودند و همین اکثریت ایراد رقیب احمدینژاد در انتخابات را سه، چهار برابر میدانستند ولی یک عدهای از دوستان فقط ایراد میگرفتند به احمدینژاد و بعدها که جلسات ما تعطیل شده بود صریحاً به ستاد موسوی رفتند؛ کسانی همانند اکرمی، طباطبایی و دعاگو. سایر مخالفان مثل آقای ناطق و حسن روحانی صراحتاً اسمی از موسوی به میان نیاوردند و ما نمیدانیم که از چه کاندیدایی به صورت دقیق حمایت کردند. در مجموع حرکات و سکنات عدهای از اعضای جامعه به نفع اصلاحطلبان بود و تا الان هم ادامه دارد و کسی از اینها هم تا الان نیامده که بگوید ما اشتباه کردیم. مگر کسی به مانند هاشمیرفسنجانی که حرفهای جدیدی زده است که بزرگان اظهار میکنند وی باید این صراحت را در نماز جمعه اعمال میکرد یا آنکه این صراحت را واضحتر بکند که همه بفهمند هاشمی از بعضی اطرافیان جداست و عقایدش به مانند برخی از افراد خاص نیست.ما واقعاً دار و ندارمان ولایت فقیه است و سرپرست ما هم ایشان هستند و بیسرپرست نمیشود زندگی کرد. شهید مدرس به خاطر همین راه شهید شد. از صدر اسلام مسأله ولایت فقیه وجود داشته است منتها علما در مقابل سلاطین جور، جرأت ابراز را نداشتند. مرحوم آیتالله میرزا نائینی در تنبیه الامه ضرورت را القا کرده است که وجود ولایت فقیه از ضروریات است و سایر بزرگان هم در این راستا حرکت کردهاند. بنده در زمان طاغوت با اضطراب روی منبر میگفتم: «مانودی شیء مثل مانودی به الولایه» اما چون شرایط، شرایط مناسبی نبود در برخی جاها هم این را عنوان نمیکردیم و در میان گویندگان تهران من و شهید محلاتی و آقای مروارید به سه تفنگدار مشهور بودیم. به هر حال در روز قیامت هیچ پروندهای سنگینتر از پرونده ولایت نیست، علما و بزرگان دین باید سرپرستی کنند. مسلمانها و مسلمانان را به عنوان ایتام آل محمد در روایت میشناسیم و از آن طرف در روایات دیگر داریم زمانی که بدعت در دین آشکار میشود، عالم وظیفه دارد که علمش را ظاهر کند و الا لعنت خدا بر او خواهد بود و همه فقها هم مرد این میدان نیستند. ما فقیهی با جرأت به نام امام خمینی (ره) داشتیم که خدا به ما لطف کرده و اورا به ما ارزانی داد. ایشان در تبعیدگاه ترکیه کتاب ولایت فقیه را نوشته و بارها اعلام کرد که ولایت فقیه کنونی همان ولایت رسولالله است. بنده در سال 46 که رفته بودم نجف، دیدم امام در آنجا درس ولایت فقیه را میدهد، حالا 20 سال است که امام از دنیا رفته و ما در این 20 سال رهبری داریم که کوچکترین کلمه بر زبانش جاری نشده که آدم احساس خجالت کند و ما باید این را قدر بدانیم. من اعتقاد دارم کسانی که درصدد کمرنگ کردن این جایگاه هستند مطابق آیه قرآن «والمرجفون فی المدینه»اراجیف به زبان میآورند.چرا جامعه روحانیت مبارز در انتخابات به صورت صریح و علنی از کاندیدای خاص حمایت نکرد؟طبق مقررات جامعه روحانیت مبارز باید دو سوم اعضا به کاندیدای خاصی تمایل داشته باشند تا آن حمایت صریح و علنی بشود و در روزی که ما در رابطه با انتخابات جلسه داشتیم اکثریت جامعه با احمدینژاد به عنوان رئیسجمهور آینده موافق بودند و میگفتیم که احمدینژاد خیر الموجودین است اما در همان جلسه برخی دوستان به دلایلی از جمله بیماری نیامده بودند و اکثریت ما هم اعتقاد داشتیم که احمدینژاد رأیآورترین است. در دنیا عدهای نان ابتکار خود را میخورند و احمدینژاد هم نان ابتکار و خلاقیت خود را خورد چرا که دولت او کابینه را به نقاط دورافتاده کشور میبرد و برای رسیدگی به مشکلات مردم، واقعاً چه کسی تا الان کابینه خود را به روستاهای ایلام و سیستان برده است. ما میدانیم هر کسی که رئیسجمهور آینده کشور شود باید راه احمدینژاد را ادامه بدهد. دولت نهم معتقد بود که نباید همه پولها در تهران هزینه شود و باید به دیگر مناطق و استانها و حتی روستاها هم رسیدگی شود. در کل احمدینژاد با ابتکار و پرکاری خود رأیآورترین کاندیدا بود. فضای مسمومی را که علیه احمدینژاد در زمان تبلیغات به وجود آمده بود، چگونه تحلیل میکنید؟عدهای بیانصافی میکردند و میگفتند بسیاری از طرحهای احمدینژاد به خاطر جمع کردن رأی است و این را نمیخواستند قبول کنند که دولت نهم چهار سال است در راستای تحقق بسیاری از شعارها قدم برمیدارد حتی افرادی در انتخابات چنان بیانصاف بودند که سفر مقام معظم رهبری به استان کردستان را به انتخابات و حمایت از کاندیدای خاص ارتباط دادند، این خیلی بیحیایی است که افرادی رهبر را اینگونه متهم کنند، البته ما به عنوان کسی که روحانی هستیم صحبتهای مقام معظم رهبری در سخنرانیهای مختلف را خوب میفهمیدیم که وقتی آقا میگوید:«شعارهای امام (ره) را احمدینژاد پررنگتر از دیگران میکند» یا «وقتی جنایات اسراییل در سازمان ملل گفته میشود چرا عدهای در ایران شرمنده میشوند» یعنی احمدینژاد را بهتر از دیگران در این حوزهها میداند. زمانی که عدهای در داخل به سخنان احمدینژاد در مجامع بینالمللی اعتراض میکنند من به یاد رفتن شهید رجایی به سازمان ملل میافتم، هنگامی که شهید رجایی پایش را روی میز سخنرانی گذاشت و گفت این علائم شکنجه ساواک در ایران است، عدهای در داخل کشور گفتند شهید رجایی آبروی ما را برده که از آن جمله بنی صدر بود، در حالی که بیان این موضوع کسب آبرو برای نظام بود. در مورد احمدینژاد هم وضع به همین گونه است اما رهبری در سخنرانی خود در بیجار فرمودند:« وقتی جنایات اسراییل در مجامع بینالمللی بازگو میشود چرا عدهای در ایران شرمنده میشوند» و معنای آن این است که ایشان به حرفهای احمدینژاد علاقهمند است. منتها چند نفر بهرغم توصیههای رهبری هجمههای گوناگونی به شخصیت احمدینژاد انجام میدادند.عده زیادی از مردم و مسؤولان شخصیت و عملکرد احمدینژاد را به شهید رجایی نزدیک میدانند. نظر شما در این رابطه چیست؟ خدا شاهد است یک بار شهید رجایی آمد جلوی میز من در مجلس و به من گفت: من از شکل و قیافه سازمان برنامه و بودجه خوشم نمیآید، من از او پرسیدم دلیلش چیست که او گفت یک عده مهندس بیهدف در آن سازمان نشستهاند، باید چهار میلیون خودشان بخورند تا هفت، هشت میلیون برای من تصویب کنند. من از او سؤال کردم پس شما چطور میخواهید کشور را اداره کنید؟ گفت: امانی، امانی و مثل زد که مثلاً به من گزارش دادهاند استان خراسان وضع پریشانی دارد، من هم فرد امینی پیدا میکنم و هفت و هشت گونی به او پول میدهم و میگویم برو و به مشکلات آنجا رسیدگی کن و بقیه استانها را هم همینطور اداره میکنم و اینها عین عبارات مرحوم شهید رجایی است. اگر عدهای میگویند دولت احمدینژاد کار غیرقانونی انجام داده است درست نمیگویند و حتی من در جلسهای که با احمدینژاد داشتم به او گفتم که آقای احمدینژاد من کشته و مرده تو نیستم و تا حالا و در هیچ دورهای انتخاباتچی کسی نبودهام ولی برای شما هفت، هشت استان رفتهام. چرا، برای آنکه اگر دیگر کاندیداها 30 اشکال دارند شما 2 اشکال دارید حتی روحانیای بهنام مُطلبی در همان حین فریاد زد که رقیب ایشان 100 تا اشکال دارد. من حتی در آنجا به احمدینژاد گفتم من هدفی هستم نه علفی، الان هم ثابت شده است کسانی که ما اعتقاد داشتیم اشکالات زیادی دارند در حال حاضر با آبروی ملت و نظام بازی میکنند. باز هم تأکید میکنم که اکثریت روحانیت احمدینژاد را قبول داشت و مهمترین دلیل آنها سخنان و تأکید رهبری در حمایت از دولت نهم بود.عدهای در زمان انتخابات دلیل عدم حمایت صریح جامعه روحانیت مبارز را نفوذ شخص خاصی در بین اعضای این جامعه میدانستند، این ادعا تا چه حد صحت دارد؟یک روز من به این آقای تقوی که رئیس ائمه جمعه است گفتم، امام جمعه شمیرانات که هشت سال علیه اصلاحطلبان موضع نمیگیرد چطور این روزها موضعگیریهایش اینطور شده و در مورد کاندیدا اظهارنظر میکند، به من گفت: نفوذ آقای فلانی که در بسیاری از جاها صاحب نفوذ است باعث این موضوع شده است. اگر شخصی در جامعه روحانیت نفوذ داشته به دو، سه نفر ختم میشود والا بقیه این طور نبودهاند، ما آن دو، سه نفر را همیشه ملامت میکردیم و الان هم غرور این افراد را گرفته و نمیگذارد که توبه کنند و الحمدالله ما روسفید از آب درآمدیم و معلوم شد حق با ما بوده است. شما در صحبتهایتان اشاره کردید که هاشمیرفسنجانی در بحبوحه انتخابات و پس از آن موضع صریحی نگرفت. دلیل آن را چه میدانید؟ در قرآن سوره نساء آیه 65 آمده است که خدا به پیغمبر میفرماید: «به خدا ایمان ندارند کسانی که مشاجره با هم داشتند و تو ای پیغمبر در آنجا داوری کردی و در دل اینها اگر مؤمن واقعی باشند نباید تردید و شکی باشد و این افراد باید تسلیم شوند.» یک عدهای امروز به این آیه توجه نکردند و تسلیم قانون و رهبر نشدند. من و آقای هاشمی از جوانی در قم مباحثه داشتیم و در زندان هم با هم بودیم و حرفهایم از روی دلسوزی و خیرخواهی است که به عقیده بنده سخنرانی هاشمیرفسنجانی آن سخنرانی نماز جمعه نبود، بلکه هاشمی یک میتینگ داد نه اینکه نمازجمعه بخواند. در آنجا اگر هاشمی میگفت مردم، قانون سرلوحه کار است و رهبری هم فصلالخطاب است فضا آرام میشد اما هاشمی اینکار را نکرد و حتی در روایتی که بیان کرد و نیمهکاره رها کرد ما اشکال میبینیم. همان حضرت علی(ع) زمانی برای مصالح عالی اسلام سکوت کرد اما زمانی که مردم با او بیعت کردند مقابل ظالمان و زورگویان ایستاد و هر که تخلف کرد با او جنگید، جنگ جمل و نهروان را انجام داد و میفرمود:«جنگ بین ما و اهل قبله شروع شده، این علم را هر کسی نمیتواند به دوش بگیرد مگر اهل بصیرت و صبر باشد.» دنباله این روایتها را باید هاشمی میخواند، رهبر ما در این رابطه فرمودند: بعضی نگفتنها گناه است. نامه سرگشاده هاشمی به مقام معظم رهبری نامه خود ایشان بود، این رفتارها از هاشمی چه معنا دارد، این دو موضع اصلاً پسندیده نبود. بنده به ایشان علاقهمند و با هم دوست هستیم، با هم زندان رفتیم و سالیان زیادی با هم بودیم و خود هاشمی در کتاب خاطرات خود 46 مرتبه اسم من را نوشته، منظورم این است که ما پدرکشتگی با هم نداریم. در صحیفه آمده است یک روز مقام معظم رهبری به همراه هاشمیرفسنجانی با امام(ره) دیدار میکنند که امام میفرمایند: من از دوستی شما خوشحالم ولی میترسم شما دو نفر روزی به اختلاف برسید که به انقلاب ضربه بزند، در همان حین آیتالله خامنهای میفرمایند که شما یقین بدانید که از ناحیه من شروع نخواهد شد.به عقیده شما چرا عدهای هماهنگ با مستکبران درصدد تضعیف جایگاه برخی از افراد و شخصیتهای انقلابی نظام هستند؟ مقام معظم رهبری فرزندان سالمی دارد، عدهای سعی کردند علیه ایشان و فرزندانشان مطالبی کذب را منتشر کنند و حتی به خاطر مسائلی ادعاهایی در زمینه من و بچههایم داشتهاند که همگی دروغ و باطل است. همانها ادعا کردند که مجتبی خامنهای یک میلیارد و 600 میلیون در انگلیس پول دارد و جعفر شجونی 740 میلیون دلار پول دارد. بنده پسری دارم که دو تا مدرک مهندسی دارد و آیتالله بهجت بر سر او عمامه گذاشته و طلبه است و خدا شاهد است بعضاً در خرج روزانه خود دچار مشکل میشود و از من ارتزاق میشود. در مورد همین پسرم نوشتهاند که 800 میلیون یورو از بانک خارج کرده است که کذب است. آنها میخواهند ریشه آدمهای سالم و پاک را بزنند و به این وسیله به اهداف و خواستههای خود برسند. به والله پول نقد من چه در بانک و چه در خارج از آن سه میلیون تومان هم نیست. مردم هم اینگونه اظهارات را باور نمیکنند چرا که ما از زمان جوانی روی پیشانی خود نوشتهایم وقف امام حسین(ع) و انقلاب. ما در 45 سالی که در جامعه روحانیت مبارز به دبیری آیتالله مهدویکنی که البته ایشان از آب هم پاکتر هستند، فعالیت داشتیم، سعی کردیم در راه پاکی و صداقت قدم برداریم نه به مانند بعضی از مجمع و گروهها که صراط ناصواب را پیش گرفتهاند و با اعمال و رفتارهایشان به انقلاب لطمه زدهاند. ما کوشش کردهایم با کسانی که با ریش و عمامه از شهرام جزایری پولهای حرام گرفتهاند تفاوت داشته باشیم، اینگونه افراد همان زمان سقوط کرده و الان به جنون رسیدهاند. همانطور که مقام معظم رهبری اشاره فرمودند، در انتخابات اخیر بسیاری از نخبگان یا سیاسیون مردود شدند. به عقیده شما علت مردود شدن بعضی از نخبگان مخصوصاً کسانی که ملبس به لباس روحانیت بودهاند، چه میتواند باشد؟بعضیها از رهبری و اصولگرایی ضربه خوردند. در روزنامههای امثال روزنامه عبدالله نوری و موسویخوئینیها اراجیفی نوشته میشدند که البته به صورت قانونی با آنها برخورد شد و امثال اینگونه افراد کینه در دل دارند و طبق کینه خود در انتخابات اخیر عمل کردند، بعضیها هم به خاطر حب ریاست حرکت کردند و به بنبست رسیدند البته بعضیها در انتخابات اخیر زیر سؤال هستند و باید بگویند که هزینههای میلیاردی برای تبلیغات انتخابات را از کجا آوردهاند. آقای کروبی اگر چند سال پیش به قم رفت و به طلبهها شهریه داده است باید مشخص کند که این پولها را از کجا آورده است، عدهای از او پرسیدند که تو مگر مرجع تقلیدی که مردم به تو سهم امام بدهند یا واعظی که سهم منبر را بگیری؟ مرحوم پدر کروبی که در زندان طاغوت بود پولی نداشت که به کروبی بدهد پس کروبی این همه پول را از کجا آورده است. اگر شخصی پولی از امام(ره) به عنوان امانتدار یا نماینده امام(ره) در دست داشته باید به جانشین او و امام وقت بدهد. به عقیده من اینگونه افراد که در زمان امام(ره) ولایت فقیه را قبول داشتند و پولی از امام راحل به عنوان نماینده امام(ره) در دستشان بوده ولی به جانشین او ندادهاند، واقفی مذهب هستند. عدهای بعد از شهادت امام موسی کاظم (ع) پولهایی را که در دست داشتند به امام رضا(ع) ندادند و گفتند که ما امام هشتم نداریم با این کار میخواستند پولهای امام موسی کاظم(ع) را به جانشین او ندهند. افرادی که در انتخابات مردود شدند به چند درجه تقسیم میشوند یا آنکه بدجنس هستند و چشم دیدن رهبر را ندارند و در یک کلام حسود هستند و بنده به عنوان کسی که همدوره مقام معظم رهبری بودهام میگویم که ایشان به خوبی مملکت را اداره کرده و از همه دولتها حمایت میکنند و آنها را راهنمایی کرده و خطرات را برطرف میکنند. بعضی از آن افراد هم طالب دنیا هستند و چموشی میکنند و بیلیاقت هستند. دعوای اینگونه افراد سر دنیاست نه سر دین. اینگونه افراد باطن سیاهی داشته و رسوبات باطنی دارند و برحسب غرض و مرض حرف زدهاند و البته ملت ما اینگونه افرادی را که در انتخابات مردود شدهاند، قبول ندارند. مردم در انتخابات سه، چهار دوره اخیر به اینها رأی ندادهاند و آنها به زور میخواهند خودشان را به ملت تحمیل کنند آن هم به وسیله نهضت سبز و بسیاری از تهمتها که علیه نظام به راه میاندازند.عدهای در ماههای اخیر بیش از پیش به دنبال تضعیف جایگاه رهبری هستند. به نظر شما وظیفه نخبگان، روحانیون و در کل سیاسیون چه میتواند باشد؟وظیفه همه نخبگان و روحانیون تقویت ولایت فقیه و مواضع ولی فقیه است. چادر و خیمهای که ما بهپا کردهایم بر یک عمود و پایهای بهپاست که اگر این عمود از بین برود خیمه هم خود به خود از بین میرود. افراد و گروههایی میخواهند این عمود را از بین ببرند و بسیاری هم با عدم فهم سیاسی و اعتقادی درصددند به این رکن مهم ضربه بزنند. ما باید در عرصه سیاسی بر اسب اطمینان سوار بشویم و تازیانه سوءظن را به دست بگیریم. اگر دشمن به کشور ما تسلط پیدا کند بعضی از آقایان را به غازچرانی هم قبول نمیکنند چه برسد به اینکه اجازه دهند عمامه سرشان بگذارند. افرادی عالم به زمان نیستند و باید توجیه بشوند و بنده مطمئنم رهبر انقلاب دوست دارد کسانی بروند در شهرستانها در جمع روحانیون و دیگر قشرها روحانیون را توجیه کنند. دشمن بیدار است و در جهت تضعیف ولایت فقیه قدمهای اساسی برمیدارد و ما که انقلابمان به پیروزی رسیده است نباید مغرور بشویم و بیدار و هوشیار باشیم چرا که دشمن اگر به رهبر و جایگاه ولایت فقیه ضربه بزند چیزی برای ما باقی نخواهد ماند. در کل وظایف روحانیون را درباره دفاع و حمایت از جایگاه رهبری، آگاه سازی، مطیع بودن و پایبند بودن به ولی امر مسلمین میدانم. شما در صحبتهایتان مطرح کردید که فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی عملکرد خوبی به جانگذاشتهاند. به نظر شما چرا آقای هاشمی از مواضع فرزندان خود اعلام برائت نمیکند؟ خداوند در آیات قرآن اشاره میفرمایند: «که انسان یا از اطرافیان ضربه میخورد یا از فرزندان خود. » اتهام سرتاسری بر اطرافیان آقای هاشمی وارد شده است، پیغمبر میفرمایند: « مومن باید زود از خودش دفاع کند. » پیغمبر در ایام البیض در مسجد مشغول به عبادت بود و در این سه روز زنان پیغمبر برای ایشان غذا میآوردند، یکی از زنان پیغمبر که برای او غذا میآورد، چند نفر به این زن مشکوک میشوند و پیغمبر آنها را صدا میزند و به آنها میگوید: این کسی که برای من غذا آورده است همسرم است و دختر حیابن اختر است و از نگاه شما فهمیدم که به این رابطه سوءظن پیدا کردهاید. آقای هاشمی باید زود از خودش دفاع کند و لعنت خدا بر آن کسی که بخواهد ضربهای به هاشمی رفسنجانی وارد کند، ما بدخواه ایشان نیستیم. شما به عنوان روحانی که سابقه طولانی در انقلاب دارید، مواضع و عملکرد آقای کروبی را چگونه میبینید؟من در گذشته هم گفتهام که کروبی باید خلع لباس شود و دادگاه ویژه روحانیت وظیفه دارد به این گونه مسائل رسیدگی کند. آنها یک عده آخوند و روحانی فقیر را که چهره شناخته شدهای نیست هم میبرند توی دادگاه ویژه روحانیت، آخوندی که گردنکلفتی و بیحیایی میکند را چرا نباید به دادگاه احضار کنند. پول حرام گرفتن از شهرام جزایری درمقابل ضربه زدن به نظام چیزی به حساب نمیآید و همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند، تهمت به نظام سنگینتر از تهمت به اشخاص است، البته دادگاه ویژه روحانیت میتواند این اختیار را به دادگاه عمومی بدهد که این دادگاه به جرائم روحانیون و طلاب رسیدگی کند. همه در ایران منتظر هستند به وضعیت عدهای رسیدگی شود و جای سؤال دارد چرا باید آفتابه دزدها محاکمه شوند ولی شتر دزدها محاکمه نشوند. سخنان و اظهارات آقای صانعی درباره منتخب ملت ایران که منجر به واکنش مردم و بسیاری از شخصیتها شد را چگونه ارزیابی میکنید؟احمدینژاد کار خوبی انجام داده که از صانعی شکایت کرده است. آقای صانعی و بیات و دستغیب هیچ جایگاهی در نزد مراجع تقلید ندارند. یکی از برنامههای آمریکا این است که روحانیونی را که با رهبری مسأله دارند تقویت کنند و این جزو برنامههای آنهاست و چند روز پیش هم که ما به همراه محمد نبیحبیبی و دیگر اعضای حزب مؤتلفه به دیدار مراجع رفتیم این مسائل عنوان شد. به عقیده من آقای صانعی باید محاکمه شود و اگر واقعاً تهمتی به احمدینژاد زده است باید ثابت کند و اگر ثابت نکند حداقل 80 ضربه شلاق دارد. ما در دادگاهایمان مردان کور و کچل را شلاق میزنیم و میگوییم چرا به این و آن تهمت یا افترا زدهاید و باید این کار را انجام بدهند، اما دیگران را به حال خودشان رها میکنیم. من اگر دادستان بودم حتماً این کار را انجام میدادم. من که سال 34 با شهید نواب در زندان حضور داشته و علیه مصدق میتینگ در قم داشتم به دنبال پول و ریاست نیستم بلکه از سردلسوزی حرفی میزنم. نمیخواهیم نظام را عده قلیلی که دروغگو هستند و در مجلس فاتحه کسی که فوت نشده شرکت میکنند اداره کرده و به بیراهه بکشند. امثال میرحسین و کروبی باید از خجالت آب شوند، با این اعمالی که نشان دادهاند. نامه میر حسین و کروبی به منتظری را چگونه ارزیابی میکنید؟ من میر حسین موسوی را منافق میدانم چرا که او قبل از انتخابات به قم سفر کرد و به دیدن همه مراجع و علمای قم رفت و حتی با صانعی هم دیدار داشت اما به دیدن منتظری نرفت. دلیل آن این است که میرحسین میترسید که از سبد آرای او کاسته شود و خود او در زمان نخستوزیری دستور داد تمام عکسهای منتظری را از ادارات و مراکز دولتی جمع کنند حالا چطور شده است که کروبی و میرحسین موسوی به او نامه مینویسند. اعضای نهضت آزادی و ملی مذهبیها منتظری را بیآبرو کردند و نفسشان به هرکس بخورد آن فرد را رسوا میکنند. این سؤال من است که آقای موسوی اگر تو منافق نیستی و انسان صادقی هستی چرا قبل از انتخابات که قم رفتی برای دیدار با مراجع و علما و به دیدار منتظری نرفتی. رفتار میرحسین دوگانگی و دورویی است و زیر بیرق کسی رفته است که خون به دل امام (ره) کرد. موضوعی که روزنامهها و شخصیتهای اصلاح طلب مصرانه پیگیر آن هستند «طرح آشتی ملی» است، شما این طرح آقای هاشمی رفسنجانی را چگونه ارزیابی میکنید؟ به نظر من طرح اینگونه مسائل تبرئه کردن سران اغتشاش و آشوب و کمک کردن به آن اشخاصی است که قانون را زیر پا گذاشتهاند. افرادی که به نظام جفا کردهاند و حرف دل مستکبران را زدهاند با این طرح تبرئه میشوند و از رسیدن به سزای اعمالشان مصون میمانند. ما بیاییم با کسانی که امثال اوباما و نتانیاهو به آنها امید داشتهاند و حرف دل مستکبران را زدهاند و برخلاف امام (ره) موضع گرفتهاند آشتی کنیم و وحدت برقرار کنیم؟حامیان میرحسین در روز قدس شعار میدادند «جمهوری ایرانی» در حالی که انقلاب ما با شجاعت مردم و با رهبری روحانیت به پیروزی رسیده است و همه مردم خواهان برقراری همه ابعاد دین اسلام در نظام و جامعه هستند. در جبهههای جنگ هم منافقین قدیمی مثل برخی از اعضای نهضت آزادی آرپیجی میدزدید و رفقای ما تعداد زیادی از آنها را گرفتند، آنها میخواستند با این کار پاسدارهای ما را هدف قرار بدهند. عدهای که امروز مرگ برآمریکا و اسراییل را خط میزنند و شعار «جمهوری ایرانی» سر میدهند دنباله رو همان منافقین صدر انقلاب هستند البته در همان روز قدس با حضورمیرحسین در بین مردم، جمع کثیرراهپیمایان شعار «مرگ بر منافق» سر میدهند و کروبی پا به فرار میگذارد و خاتمی هم به همین شکل مورد نفرت مردم قرار میگیرد. اینها پیش مردم و ملت آبرو ندارند و تمام حرفهایشان دروغ است. این افراد کسانی بودند که مهر باطل شد به پرونده، حزب و گروه خودشان زدند. میخواهند چطور جبران کنند، نمیدانم. اینجا نه لبنان است و نه افغانستان که طرح وحدت ملی را مطرح کنند. در لبنان گروههای بسیاری وجود دارند که همه میخواهند بخشی از قوای کشور را در اختیار بگیرند و هر کدام از قوای این کشور به دست گروهی اداره میشود اما کشور ما که با اینگونه کشورها تفاوت بسیاری دارد. به قول آیتالله نوری همدانی نمیتوان با حامیان رژیم صهیونیستی وحدت کرد، آشتی ملی چه معنا و مفهومی دارد. به قول امام (ره) عدهای که قانون را قبول ندارند غلط میکنند. طرح وحدت با کسانی که قانون را قبول ندارند و حرف سارکوزی و اوباما را به زبان میآورند چه معنایی میتواند داشته باشد. انقلاب اسلامی ما هم همانند بچهای که استفراغ میکند و مواد اضافی و مضر را دفع میکند تا الان چند بار استفراغ کرده است و در زمانی امثال بنیصدر و رجوی را بیرون انداخت و در این چند ماه اخیر هم امثال موسوی را دفع کرده است. عملکرد سید حسن خمینی را در چند ماه اخیر چگونه ارزیابی میکنید؟ همانطور که امام (ره) را دوست داریم یادگارهای امام (ره) را هم دوست داریم و حتی زمانی که یکی از بزرگراههای تهران را به نام یادگار امام گذاشتند خوشحال شدم و در آنجا برای یادگار پیغمبر (ص) که همان حضرت فاطمه (س) است گریه کردم و با خودم گفتم ملت ایران باوفاست، هم برای امام (ره) ارزش قائل است و هم برای یادگار او و این را در تشییع جنازه همسر امام (ره) هم مردم نشان دادند و همه ما پایبند به اصول و ارزشهای امام هستیم. بنده مثل آقای علیاکبر محتشمیپور نیستم که در مجلس فاتحه آقای توسلی در جماران منبر برود و بگوید حسن آقا یادگار امام است اما به شورای نگهبان ناسزا بگوید، ما شورای نگهبان را هم یادگار امام میدانیم. ما امامی را میشناسیم که برای نوهاش حسین دستور تیر داد، چرا که حسین خمینی پسر آقای مصطفی در زمان بنیصدر در مشهد علیه آقای شهید رجایی اهانت میکرد، امام(ره) وقتی موضوع را شنید به آقای طبسی دستور داد که او را دستگیر کنید و بفرستید قم و اگر نیامد دستور تیر دارید. امام(ره) انقلاب را از نوهاش بیشتر دوست داشت و همین حسین خمینی زمانی که با داییاش محمدحسین حائری زمان انقلاب به خانه من آمده بود هم به امام (ره) بیاحترامی کرد. بنده دو سال پیش به همراه آقای عسگراولادی به جماران رفته بودیم. حسن آقا که بنده خیلی دوستش دارم، روبه من کرد و گفت: «چه عجب آقای شجونی، من هم گفتم آقا حسن افرادی که در جماران هستند و قربون صدقت میروند دروغ میگویند و این شعر را هم برایش خواندم «آن کس که گفت بهر تو مردم دروغ گفت / من راست گفتم که به عشق تو زندهام». به هر حال ما دوست نداریم که پشت سر حسن آقا کسی توهین یا اهانت کند و امیدواریم که همه مسائل اینچنینی به خوبی ختم به خیر شود.