فوتبال ایران سالهاست که نتوانسته هیچ یک از پروندههای شکایتی را که به فیفا برده شده به سود خود خاتمه دهد، نه در دادگاه ابتدایی و نه در شکایتهای بعدی در CAS. با وجود این دادگاه بینالمللی ورزش همواره بهانه خوبی بوده برای خریدن زمان و به دست فراموشی سپرده شدن فاجعههای پیدرپی مدیران نالایق و بیکفایت فوتبال ایران. حربهای که در داستان پرونده ویلموتس هم آقایان بار دیگر به آن متوسل شدهاند تا فاجعهای که به بار آوردهاند مشمول زمان و به آرامی به دست فراموشی سپرده شود.
پرواضح است که چیزی از حضور در دادگاه CAS عاید فوتبال ایران نمیشود. نه فقط، چون تجربه ثابت کرده راهی CAS شدن حربه آقایان برای کش دادن موضوع است و صدالبته هزینه اضافی کردن که مبلغ قابل توجهی نصیب آنهایی میشود که به این مأموریت میروند، بلکه از آن جهت که به گفته بسیاری از کارشناسان قرارداد ویلموتس آنقدر یکطرفه و واضح است که در کمترین زمان ممکن بعد از شکایت مرد بلژیکی حکم آن رسیده و اگر فدراسیون فوتبال یا حتی وزارت ورزش چیزی در چنته برای رو کردن داشتند در همان دادگاه نخست ارائه میکردند و منتظر صدور حکم نمینشستند تا برای دفاع از حق تضییع شده فوتبال ایران روانه CAS شوند. دادگاهی که رفتن به آن وقتی نه فدراسیون حرف و مدرک تازهای برای ارائه دارد و نه وزارت ورزش مصداق هدررفت هرچه بیشتر بیتالمال است و ریختن پول بیشتر به جیب کت و شلواریهایی که امروز مدعی احقاق حق فوتبال ایران هستند و فردا کمافیالسابق قرار است سر به زیر بیندازند و توضیح واضحات بدهند و دستآخر بگویند نشد که این مصداق بارز چاپیدن هرچه بیشتر جیب ملت است. از اینرو قوه قضائیه نباید فریب بازیهای تکراری و نخنما شده آقایان را در فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش بخورد.
بدون شک کار پیچیدهای نیست. یک کارشناس خبره با نگاهی به پرونده ویلموتس و قراردادی که آقایان با افتخار پای آن را امضا زدهاند تا ۱۷۰ میلیارد از پول بیزبان ملت در این شرایط سخت اقتصادی به دلیل بیکفایتی یا شاید حتی دلالی عدهای به جیب مرد بلژیکی فوتبال ایران که تنها چند ماه حضور کوتاه را روی نیمکت تیم ملی تجربه کرد و نتیجه این حضورش نیز جز ناکامی نبود، بدون تردید میفهمد که راهی دادگاه عالی ورزش شدن هیچ سودی برای فوتبال ایران در این پرونده شرمآور ندارد و تنها هزینه بیمورد است و بس. اما نه برای فدراسیون و وزارت ورزش که گویی امیدوارند با استفاده از این حربههای تکراری یکبار دیگر اشتباهات خود را مشمول زمان کنند و از مهلکه جان سالم به در ببرند!
این بازیها تازگی ندارد، تکتک مدیران نالایق فوتبال ایران تا به امروز در پی شکست در پروندههای مختلفی که راهی فیفا شدهاند، قیافه حق به جانب گرفتهاند و قاطعانه از پیروزی در کسب احقاق حق فوتبال ایران گفتند و بعد از تکرار شکست زمین و زمان را به هم دوختند و از عداوتها، دشمنیها، کینهتوزیها و حتی تحریمهای ظالمانه علیه ایران مایه گذاشتند برای مبرا کردن خود و انداختن تقصیر بیکفایتیهایشان به گردن اجنبیها. امروز، اما مردم دیگر فریب این بازیهای تکراری را نمیخورند و خوب میدانند مطرح کردن بردن این پرونده و حتی پیش کشیدن پای دادگاه فدرال سوئیس کمافی السابق برای فرار آقایان از قبول مسئولیت است، به همین دلیل است که چشم امیدشان تنها به هوشیاری و ذکاوت قوه قضائیه است. اما مردم انتظار دارند مجلس و قوه قضائیه با دست به دست هم دادن هرچه سریعتر با متهمان این پرونده برخوردی قاطع داشته باشند و به طور جدی از آنها بابت حیف و میل بیتالمال حساب پس بگیرند و فریب بازیهای تکراری آقایانی را که هنوز هم بیهیچ خجالتی چشم در چشم ملت به فریبکاریهای خود ادامه میدهند، نخورند و با اقدامی تاریخی در مقابل ننگینترین قرارداد تاریخ فوتبال ایران درس عبرت بدهند به مدیران ناکارآمدی که به منظور خالی کردن جیب مردم و حیف و میل بیتالمال روی کار میآیند.
بی هیچ شکی برخورد سریع، قاطع و بی هیچ مماشاتی با تک تک متخلفان قرارداد ویلموتس میتواند دست مدیرانی را که همواره در جیب مردم بوده از بیت المال کوتاه کرده و این مهم را آویزه گوش همه مدیران کند که نمیتوانند بدون ترس از بازخواست شدن سرمایههای ملت را به جوی آب ریخته و هدر دهند. هرچند که اتفاقات این روزهای فوتبال نظیر داستان فرهاد مجیدی با سران باشگاه استقلال میتواند نگاهها را برای مدتی هرچند اندک از پرونده ویلموتس و متخلفان آن منحرف کند، اما علاوه بر قوهقضائیه رسانهها نیز باید در این زمینه هوشیار باشند تا جو حاکم بر فوتبال این پرونده ننگین را به دست فراموشی نسپارد، حداقل نه تا وقتی که متخلفان آن به جزای اعمال خود نرسیده اند.