سرویس حوادث جوان آنلاین: به گزارش جوان، ۲۸اسفندسال۹۵، مرد سالخوردهای مأموران پلیس از ناپدید شدن پسر ۲۸ سالهاش به نام سامان باخبر کرد و گفت: «پسرم با دوستانش قرار ملاقات داشت. او از خانه بیرون رفت، اما دیگر بازنگشت. وقتی با دوستانش تماس گرفتم آنها نیز از او اطلاعی نداشتند. نگرانم اتفاق بدی افتاده باشد.»
تحقیقات برای یافتن پسر جوان آغاز شد تا اینکه در روند تحقیقات مشخص شد خودروی پژوپارس پسرجوان به سرقت رفته و از کارت عابر او نیز چند میلیون تومان برداشت شدهاست. به این ترتیب پلیس با بررسی تلفن همراه سامان یکی از دوستان او به نام مراد را به عنوان اولین مظنون بازداشت کرد، اما وی مدعی شد از سرنوشت دوستش اطلاعی ندارد.
ششماه از حادثه گذشت تا اینکه مراد سرانجام لب به اعتراف گشود و به قتل سامان با همدستی سه نفر از دوستانش به نامهای فرزین، فرشاد و شهروز اعتراف کرد. او در شرح ماجرا گفت: «آن روز فرشاد مهمان خانهام بود. سامان از دوستان فرشاد و پسر پولداری بود. به همین خاطر فرشاد با سامان تماس گرفت و خواست برایش پول بیاورد. همان موقع شهروز و فرزین هم که کابینتساز بودند برای تعمیر به خانهام حوالی میدان راهآهن آمدند. سامان با آژانس به خانهام آمد و بعد از کشیدن شیشه شروع به مشاجره کرد که با او درگیر شدم. همان موقع فرشاد به کمکم آمد. وقتی درگیری بالا گرفت با چاقویی که همراهم بود یک ضربه به سر سامان زدم. فرشاد هم دستمالی را دور گردن سامان پیچید و او را خفه کرد.»
متهم در خصوص سرقت گفت: «بعد از قتل، کارت عابر مقتول را برداشتیم و همراه دوستانم به طلافروشی رفتیم. بعد از خریدن چند سکه و مقداری طلا به خانه برگشتیم. نیمههای شب بود که با فرزین و شهروز تماس گرفتم تا جسد را به بیرون خانه منتقل کنیم. شهروز و فرزین وقتی به خانهام آمدند با سوییچ یدکی که همراه مقتول بود مقابل خانه پدر سامان رفتند و خودروی او را آوردند. من و فرشاد هم جسد را لای پتو پیچیدیم و به سلطانآباد اسلامشهر بردیم سپس کنار یک رودخانه دفن کردیم.»
متهم در آخر گفت: «بعد از دفن جسد به خانهام برگشتیم و برای گمراه کردن پلیس آنجا را آتش زدیم.» با اقرارهای متهم، مأموران به آدرس محلی که جسد در آنجا دفن شدهبود، رفتند، اما آثاری از جسد کشف نشد.
به این ترتیب متهم بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت. او در جواب مأموران گفت: «چند روز بعد به محل دفن جسد رفتیم که متوجه شدیم دست جسد از خاک بیرون آمده است و چند سگ ولگرد آن حوالی پرسه میزنند. ما جسد را دوباره دفن کردیم و برگشتیم. احتمالاً جسد خوراک سگها شده است.» با اقرارهای متهم، سهپسر جوان نیز دستگیر شدند و به جرمشان اقرار کردند. به این ترتیب مراد و فرشاد به اتهام مباشرت در قتل و اخفای جسد و معاونت در سرقت و فرزین و شهروز نیز به اتهام معاونت در قتل و مباشرت در سرقت و معاونت در پنهان کردن جسد و هر چهار متهم به اتهام آدمربایی راهی زندان شدند.
پرونده در حالیکه هنوز جسد مقتول کشف نشدهبود به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده و در اولین جلسه محاکمه که در شعبه پنجم دادگاه تشکیل شد، متهمان خلاف اظهاراتشان جرمشان را انکار کردند و قتل را گردن هم انداختند. به این ترتیب پرونده برای انجام تحقیقات بیشتر به دادسرا فرستاده شد.
با گذشت سه سال از حادثه صبح دیروز متهمان بار دیگر در شعبه پنجم دادگاه به ریاست قاضی بابایی پای میز محاکمه قرار گرفتند. ابتدای جلسه اولیایدم درخواست قصاص کردند. سپس فرشاد در جایگاه قرار گرفت و با انکار جرمش قتل را گردن دوستش مراد انداخت.
مراد نیز گفت: «فرشاد قاتل است. ما وقتی خانه را ترک کردیم مقتول زنده بود. اتهام سرقت را نیز قبول ندارم، زیرا فرزین و شهروز بودند که با کارت مقتول برای همسرانشان طلا و النگو خریدند. من هیچ پولی سرقت نکردم.»
فرزین و شهروز با قبول اتهام سرقت، اما قتل را انکار کردند. فرزین در ادامه گفت: «من و شهروز در دادگاه کیفری دو استان تهران به اتهام سرقت از مقتول محاکمه شدیم و هر کدام به سهسال حبس و ۷۴ضربه شلاق محکوم شدیم. باور کنید در قتل نقشی نداشتیم.»
در پایان هیئت قضایی وارد شور شد.