کد خبر: 100542
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۸۸ - ۱۷:۳۳


امروزه هرگاه سخن از سازمان ملل متحد و کارایی آن در جهان امروز، در رفع نیازمندی‌های مختلف در عرصه بین‌المللی و جوامع بشری، سخن به میان می‌آید. اکثر انسان‌های آزاده، آگاه و بیدار و کارشناسان مستقل در نقاط مختلف جهان به دلایل متعدد و گوناگون و با شمردن عملکردهای موفق و غیرتاثیرگذار و ... ضرورت تغییر ساختار در این سازمان را یادآور شده و بازگو می‌کنند.
- ساختار فعلی حاکم بر سازمان ملل متحد محصول جو حاکم بر جهان در هفت دهه تا یک قرن گذشته است و فاقد وجاهت و مقبولیت لازم در بین ملت‌های آگاه در جهان امروز و همچنین ساختار مترقی امروزه در دنیاست.
- پیشرفت علم و دانش و تکنولوژی در عرصه‌های گوناگون به صورت روزافزون و بالا رفتن سطح شعور و آگاهی‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ... مردم و رشد و شکوفایی در عرصه‌های گوناگون و ... همه و همه دلایلی هستند که حکم می‌نمایند که باید در ساختار سازمانی که در عصر هرج و مرج و یکه‌تازی قدرت‌ها و همچنین عصر استعمارگری و استثمار به وجود آمده و در آن قرار است که صرفاً پنج کشور بر کل دنیا حکمفرمایی و آقایی و ریاست نمایند، تجدیدنظر جدی، اصولی و اساسی صورت پذیرد.
- امروزه حاکم شدن حکومت‌های مردمی در کشورهای مختلف جهان و روند برقراری دموکراسی در اشکال و تعاریف مختلف آن، با اصالت دادن به نظر اکثریت مردم و جمع، به‌جای نظر یک فرد، گروه و یا طبقة خاص، خود بیانگر خوبی است که برای برقراری نظم و نظام در عرصه روابط بین‌الملل و روابط بین دولت‌ها نمی‌توان صرفاً به نظرات حاکم بر پنج کشور، برای اعمال این نظریات بر حدود 200 کشور مستقل موجود در جهان اکتفا کرد و نباید یک قشر اقلیت بر اکثریت کشورها نظراتشان را خواسته یا ناخواسته تحمیل کرده و انحصارگرایی را اصل اصلی و اساسی خود در تعیین حدود و قلمرو قانونی امور قرار دهند و برمبنای این حدود تعیین و تعریف شده محدود به پنج کشور نیز قوانین مصوب در سازمان ملل متحد تصویب و یا رد و وتو شوند.
- حاکمیت اصل وتو، که یک اصل با منشأ اعمال زور و قدرت عده‌ای قلیل برای تحکم بر اکثریت مطلق بر جهان و عصر حاضر است، یک اقدام تاریخ گذشته و قدیمی بوده و اکثریت مردم آگاه در جهان آن را محصول دوران حاکمیت زور بر کشورها و همچنین بر جهان هفت دهه تا یک قرن قبل می‌دانند.
- اگر هم قرار باشد گروهی در سازمان ملل و بر مصوبات آن حق وتو داشته باشند، این گروه باید هر کدامشان به عنوان نمایندگان یک قشر و یا بخشی از جهان معاصر باشند، هم به لحاظ جغرافیایی، هم سیاسی و هم به لحاظ ایدئولوژیک.
- با توجه به کارکردهای سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای که امروزه هر روز بر تعداد آنها افزوده می‌شود و عده‌ای از اندیشمندان از آنها بعنوان بازیگران اصلی در جهان معاصر در عرصه بین‌المللی یاد می‌کنند، مثلاً یک الگوی عملی‌تر از الگوی حاکم فعلی می‌تواند عضویت نمایندگان این سازمان‌ها، در چارچوب ساختار اصلی دارای حق وتو در سازمان ملل متحد و شورای امنیت آن است.
- یا اینکه با توجه به کارکردهای تشکل‌های غیردولتی مردم نهاد در عرصه بین‌المللی، تعدادی از این گروه‌ها نیز به عنوان نمایندگان واقعی و حامی مردم و توده‌های مختلف موجود در جهان کنونی، باید در ترکیب این گروه جای داشته باشند، تا فارغ از تصمیمات سیاسی برخی دولت‌های خاص، مردم آزاده و آگاه و مستقل در جهان نیز- که تعدادشان بسیار زیاد است- بتوانند در تعیین سرنوشت و یا وضع قوانین بین‌المللی دارای حدود و اختیاراتی بوده و منافع مردمی نیز در کنار منافع دولت‌ها در قوانین مصوب در نظر گرفته شود.
- اگر روند فوق و اصلاحات مورد نظر در ساختار سازمان ملل متحد اعمال گردیده و ساختار این سازمان امروزی شده و تعلقات آن نیز از هفت دهه تا یک قرن گذشته به امروز آورده شده و به روز شود، دیگر شاهد این قبیل حوادث نخواهیم بود:
1- دیگر یکه‌تازی آمریکا و برخی کشورهای خاص را در حمله خودسرانه به عراق و افغانستان به بهانه دموکراسی نخواهیم دید و شاهد کشتار میلیون‌ها انسان بی‌دفاع و بی‌گناه که در طی این سال‌ها در این دو کشور کشته شدند نخواهیم بود، که این روند هنوز هم ادامه دارد.
2- دیگر شاهد به وجود آمدن و تداوم کارکرد زندان‌هایی نظیر گوانتانامو و ابوغریب، به بهانه برقراری دموکراسی در جهان نخواهیم بود.
3- دیگر شاهد کشتار هر روز مردم بی‌گناه و بی‌دفاع در غزه، کرانه باختری رود اردن، لبنان و ... نخواهیم بود.
4- دیگر شاهد چشمپوشی عده‌ای زورمدار در رابطه با تسلیحات اتمی هسته‌ای رژیم صهیونیستی و عدم پاسخگویی این رژیم به هیچ مرجع رسمی و سازمان بین‌المللی و در طرف مقابل خرده‌گیری‌های هر روزة عده‌ای زورگو، به برخی کشورهای آزاده و مستقل همچون جمهوری اسلامی ایران در دفاع از حق داشتن و استفاده از انرژی هسته‌ای برای اداره نیروگاه‌های تولید برق و ... نخواهیم بود،
5- دیگر شاهد تلف شدن صدها هزار انسان به دلیل گرسنگی در نقاط مختلف جهان و تبعیض در تقسیم منابع طبیعی، ثروت و ... نخواهیم بود.

نتیجه:
- ساختار فعلی در سازمان ملل متحد و عملکرد آن در طی این سال‌ها نتیجه‌اش به وجود آمدن وضعیت فعلی در جهان شده است. جهانی که در آن زورگویی و قدرت تعدادی کشور معدود همچون آمریکا و غرب حرف اول را می‌زند و مابقی کشورها نیز دو راه دارند؛ یا باید تبعیت نمایند و به زورگویی‌های آن‌ها تن در دهند، و یا اینکه در مقابل آن‌ها ایستادگی نموده و هر روز شاهد جوسازی، جریان‌سازی تبلیغاتی و رسانه‌ای و موجی از اهانت‌ها، تهمت‌ها و ناسزاها باشند و در نهایت نیز از حقوق حقه خود محروم باشند.
- خلاصه اینکه به صدها دلیل باید در ساختار فعلی موجود و حاکم در سازمان ملل متحد یک تجدیدنظر اساسی صورت پذیرد و در این روند نباید تعلل شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار