یكم: دمی آرام بگیریدمردان عالم سیاست؛ اغلب و فتنهانگیزان غوغازیست؛ خصوصاً، عادت دارند خودشان خبرساز باشند و دیگران را به شنیدن اخبارشان دعوت كنند. اگر دمی آرام بگیرند و از احوال مردم عوالم دیگر هم خبری بگیرند میبینند كه ملت هم طرحهای خوبی برای عبور آنان از بحران، دارد. دوم: جهان در سیلاب نیستاستاد بزرگوار شهید مرتضی مطهری در كتاب فلسفه تاریخ، مباحث مبسوطی درباره تطور تاریخ دارد. در جائی میفرماید، آدمی گاه بر اساس احوال شخصی خودش، وضع عالم را تفسیر میكند. اگر وضع خودش را خراب و ناگوار دید، گمان میكند دنیا در سیاهی و تباهی گرفتار است؛ این مانند همان مثال عامیانه است كه گفتهاند، مورچهای را آب میبرد و هشدار میداد كه جهان در سیلاب است. فتنهانگیزانِ غوغازیست، باد كاشته بودند، توفان درو كردهاند؛ حالا خودشان در سیلاباند، گمان كردهاند ملت گرفتار است، بی آنكه بدانند این مردم بیدی نبودند كه با بادهای كاشته آنها، بلرزند. باید به بیبصیرتی آنان تاسف خورد. به ولایت ابلیس اقتدا كردند و در سیاهی و تباهی گرفتار شدند. سوم: مرحبا به این ملتفتنهانگیزان و غوغازیستان، هنوز هم خداوند را به درهم شكستن ارادههای خویش نشناختهاند. آنان گمان كردند كه باید جهان را چون موی زنگی پیچ در پیچ كنند تا مردم برای عبور از بحران، به آنها محتاج شوند. اما دست خدا با جماعت مومن بود و بالاتر از دست آنان. باید به بصیرت این ملت مرحبا گفت كه سره را از ناسره شناختند و تنها به ولایت كسی كه میتوانست گره از زلف فتنه بگشاید، اقتدا كردند و از ظلمتی كه فتنهانگیزان ساخته بودند به در آمدند و دیدند كه چون غبار فتنهها نشست، فتنهانگیزان خاك بر سر شدهاند. چهارم: طرح میدهند از همه رنگفتنهانگیزان غوغازیست، دیرفهماند؛ هنوز گمان میكنند ملت در توهمی كه آنان از بحران ساختهاند گرفتار است! آنان سادهلوحاند، طرحهای رنگارنگ میدهند و ملت را برای عبور از این بحران موهوم، فرا میخوانند. آنان بوقلمون شدهاند هر بامداد، فریاد میزنند؛ كه طرحها دارند از همه رنگ؛ با صدای نخراشیده، بیآنكه جز پژواك صدای خویش پاسخی از این بازار مكاره صدای اعتنائی بشنوند؛ پرخاش كنان، امتیازهای طرح خویش را بر دستاورد دیگر طراحان فریاد میكنند؛ یكی از آخرین حكمیت و میانجیگری سخن میگوید و دیگری از آخرین طرحش برای برون رفت از این وضعیت. و چون شامگاهان میرسد باز شاگردان حجرههای خویش را گرد میآورند و با جرح و تعدیل رنگها و نیرنگهایشان، میكوشند برای فردای بازار بیمشتری، طرحشان جلوهگری بیشتری داشته باشد. پنجم: اینجا خبری نیستاما در فراسوی این بازار، ملت تنها به فرجام هیاهوی دیوانهوار این طراحان كه حاصلی جز فرصتسوزی و فتنهانگیزی ندارد مینگرد. اگر رمقی داشت پی كسب و كار خویش و دست و پنجه نرم كردن با مشكلات خود میرود و اگر ازدحام این غرفهداران مزاحمش شد میكوشد از رهنمودهای رهبر خویش گذرگاهی برای عبور بیابد. ششم: دمی آرام نمیگیرندبوقلمونهای غوغازیست، هنوز طرحهای خود را به رخ ملت میكشند تا ملت از بحران موهوم خویش نجات دهند؛ دمی آرام نمیگیرند تا ببینند خودشان در بحراناند. دمی شكیبایی ندارند تا این بار طرح ملت را ببینند. اگر به دریای مواج ملت بپیوندند آرام و قرار مییابند. آنان خود حجاب خویشند، اگر از میان برخیزند، نه از فتنه نشان میماند نه از فتنهانگیز.