آیا آنها فکر میکنند واگذاری این دو باشگاه مثل خصوصیسازی شرکتهای دیگر از جمله شرکت هفتتپه و... است؟ خیر، اینجا یک برند معنوی است و برند مادی ارزش ندارد. برند مادی استقلال و پرسپولیس بدهکار است. همه باشگاهها کم و زیاد این برند را دارند، اما پرسپولیس در رأس است و استقلال هم در کنارش تنه میزند. اعتقاد دارم روش واگذاری باید به شکل دیگری باشد. این قالب در خصوصیسازی معنا پیدا نمیکند. از دوستان دولتی سؤالی دارم؛ سال ۹۹ سال بحران کروناست. شب گذشته قیمت نفت امریکا منفی شد. مگر در اقتصاد چنین چیزی را باور میکردیم؟ فروش نفت ما با معضل مواجه شده است. مالیات ما به نفت و سایر درآمدها تنه میزد که چرخشان پنچر شده است. در این شرایط میخواهیم مثلاً دو باشگاه را هزار میلیارد تومان واگذار کنیم. کسی که میخواهد استقلال و پرسپولیس را بخرد از سال اول باید سالی ۱۰۰ میلیارد خرج کند. بنگاههای اقتصادی که میتوانستند اسپانسر شوند همه خودشان را کنار کشیدهاند. منافع بنگاه اقتصادی ایجاب میکند در سال ۹۹ سیستم را کوچک کنند و دوره خطر را پشت سر بگذارند. حالا و در این شرایط میخواهند دو باشگاه را واگذار کنند. در سالهایی که شرایطمان خوب بود این کار را نکردند. این به شوخی نزدیکتر است تا واقعیت عملی، دوستان باید بهگونهای دیگر تدبیر کنند که معضل جدیدی برای فوتبال ایجاد نشود.
به نام مدیران دو باشگاه از سال ۹۰ تا ۹۹ نگاه کنید؛ آنها برای خودشان پیشینهای داشتند. در محافل عمومی آبرویی کسب کرده بودند، ولی وقتی در مدیریت فوتبال قرار گرفتند همه دچار مشکل شدند، حتی بعضی از این مدیران دارای پرونده شدند و هنوز هم - به مراجع قضایی- میروند و میآیند؛ چرا چنین اتفاقی افتاده، چون چیزی را که غالب است، نمیدانند. چون میگویند همین که فلان فوتبالیست مرا میشناسد یا فلان وزیر مرا قبول دارد کافی است. افراد مدعی مدیریت در دو باشگاه زانویشان به زمین خورده است. این باشگاهها مدیریتی را میطلبد که از پیکره ورزش بالا بیاید.