سرویس ورزشی جوان آنلاین: شنیدن و دیدن مصاحبههای آنچنانی علیه یکدیگر و متهم کردن هم تنها کاری است که این روزها بزرگ و کوچک فوتبال مشغول آن هستند. در همین تعطیلات نوروز بود که پخش کلیپی در یک برنامه تلویزیونی سبب شد قدیمیها و جدیدهای دو باشگاه وابسته به وزارت ورزش به جان هم بیفتند. یکی دیگری را متهم به همکاری با سازمان اطلاعات و امنیت رژیم ستمکار پهلوی میکرد و دیگری در جواب، طرف مقابل را وابسته به گروهکهای ضدانقلاب و معاند جمهوری اسلامی میدانست، به همین راحتی کار اینقدر بالا گرفت که حتی به مرده و زنده یکدیگر هم رحم نکردند.
از اتهامزنی تا تحقیر
این مسئله هنوز به پایان نرسیده بود که بحث ادامه یا توقف لیگ برتر مطرح و شد آنچه همه دیدیم و شنیدیم؛ اتهامزنیهای زشت از سوی بزرگ و کوچک، زیر سؤال بردن موفقیتهای یک تیم و تحقیر تیمهای دیگر و جالب اینکه اینبار هم بزرگ و کوچک به جان هم افتادند و بدتر اینکه بازیکنی که حتی تا همین امسال محلی از اعراب در فوتبال نداشت به ناگاه با صحبتهای آتشین از باندبازی و تبانی در زمانی سخن گفت که احتمالاً خودش هنوز به درستی تفاوت خوب و بد را درک نمیکرده است. البته این پایان کار نبود و بالاخره عدهای باید پیدا میشدند و جواب این جوان را میدادند و اینگونه شد که درگیریها دوباره بالا گرفت، آن هم در حالی که هنوز کسی به درستی نمیداند سرنوشت لیگ برتر و تکلیف تعیین قهرمان آن به کجا خواهد کشید.
بیانیه علیه بیانیه
باز هم در حالی که همه منتظر آرام شدن اوضاع بودند یک جنجال دیگر سر بلند کرد و کار دوباره بالا گرفت. اینبار حرف از زیاد گرفتن، کم گرفتن، بیانیه صادر کردن و خلاصه شاخ و شانه کشیدن بر سر میزان دریافتی است. جالب اینکه پای باشگاه سوم هم به داستان باز شده و اینطور نیست که حاشیهسازیها تنها مختص به دو تیم باشد. ظاهراً سروصداهای ایجاد شده و حضور در فضای مجازی و رسانهها آن هم به صورت حاشیهای و پرسروصدا به مذاق آقایان خوش آمده که اینگونه میخواهند گوی سبقت را از هم بربایند و مقابل هم کم نیاورند.
امروز در حالی شاهد درگیریهای لفظی سرپرست یک تیم با سرمربی تیم دیگر هستیم که باید گفت اهالی فوتبال کوچکترین درک و فهمی از وضعیت کشور و حال و روز مردم ندارند. بگذریم که تعداد معدودی از آنها درد مردم را دارند و خوب میدانند که در این مواقع باید در کنار مردم باشند، اما وقتی خوب نگاه کنیم به این نتیجه میرسیم که بزرگان و مثلاً ریشسفیدکردههای این رشته که باید الگوی جوانترها باشند عملاً با رفتارهایشان آنها را جریتر میکنند و بیشتر به جان هم میاندازند. اصلاً هم ابایی ندارند که کجا و چگونه از خجالت هم درآیند؛ نمونهاش همین دوشنبه شب در برنامه زنده رسانه ملی رخ داد که هرچه خواستند به هم گفتند و هر اتهامی که توانستند به هم وارد کردند. راستی به کجای این فوتبال باید افتخار کرد؟
از فوتبال دنیا بیاموزیم
چنین رفتارهایی در روزهایی دیده میشود که اهالی فوتبال دنیا یکپارچه و یک هدف برای شکست کرونا در کشورشان به خط شدهاند. دستمزدهایشان را کم کردهاند و حتی حاضر شدند که رقابتها را تعطیل کنند، اما با مخالفت فیفا روبهرو شدند. با این حال مهم این بود که برای این کارها یکدل و متحد بودند بدون اینکه کسی اعتراضی داشته باشد یا اینکه بخواهد دیگری را متهم یا تحقیر کند. آنچه امروز دیده میشود ثمره فوتبالی است که فقط در اسم حرفهای شده و هیچ نشانی از حرفهایگری در آن دیده نمیشود. باید تأسف خورد به حال این رشته پرآشوب، پرفساد و بیتالمالخور. کاش میشد حداقل با استفاده از فرصتی که کرونا ایجاد کرده برای درست شدن بنیادی و زیربنایی فوتبال کشور در آن را چند سالی بست و پول بیتالمال را هدر نداد.