کد خبر: 999307
تاریخ انتشار: ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۰۶:۰۰
ناکامی تلاش‌های شش ساله پلیس برای پیدا کردن قاتل راننده وانت موجب شد اولیای‌دم درخواست دیه از بیت المال را مطرح کنند.
سرویس حوادث جوان آنلاین: به گزارش جوان، بهمن‌سال‌۹۲ مرد میانسالی با مراجعه به کلانتری‌۱۴۴ تهرانپارس مأموران را از ناپدید شدن پسر ۳۰‌ساله‌اش باخبر کرد. او به مأموران گفت: پسرم فرهاد نام دارد. او متأهل است و صاحب یک فرزند است. مدتی قبل یک وانت خرید تا با آن کار کند. روز گذشته عروسم به خانه ما آمد و گفت که فرهاد گم شده‌است. او گفت: شوهرش روز گذشته با خودرو‌اش از خانه بیرون رفته و دیگر بازنگشته است. همراه عروسم هر جا که فکرش را می‌کردیم رفتیم، اما از پسرم‌خبری نبود و تلفن همراهش نیز خاموش بود. او با کسی اختلافی نداشت. نگرانم بلایی سرش آمده باشد.

بعد از این شکایت، تلاش برای یافتن مرد جوان آغاز شد تا اینکه مأموران جسد فرهاد را داخل خودرو‌اش در حالی‌که دست‌های وی به شدت سوخته بود و سرش خون‌آلود بود، کشف کردند. با انتقال جسد به پزشکی قانونی از آنجائیکه کارشناسان اعلام کردند دست‌های آن مرد بر اثر برق گرفتگی سوخته و به‌خاطر ضربه سنگین به سرش دچار خونریزی مغزی شده‌است، پرونده با موضوع قتل عمد وارد تحقیقات تازه‌ای شد. مأموران ابتدا خانواده مقتول را مورد تحقیق قرار دادند.

همسر فرهاد در اظهاراتش گفت: شوهرم با وانت کار می‌کرد. ما زندگی خوبی داشتیم و با هم اختلافی نداشتیم. آن روز قرار بود به خانه پدرشوهرم برویم که یکباره شوهرم گفت قبل از رفتن باید به ملاقات یکی از دوستانش برود و باید برای یکی از آن‌ها کاری انجام دهد. این شد که از خانه بیرون رفت و همان آخرین دیدار ما شد. نمی‌دانم چه کسی و به چه علت شوهرم را کشته است.

با ثبت این اطلاعات، مأموران چند نفر از دوستان مرد جوان را بازداشت کردند و مورد بازجویی قرار دادند، اما از آنجائیکه مدرکی علیه آن‌ها به دست نیامد همگی تبرئه و آزاد شدند.

سرانجام با گذشت شش‌سال از حادثه وقتی تحقیقات پلیس به نتیجه نرسید، اولیای‌دم با نوشتن‌نامه‌ای به دادستان درخواست پرداخت دیه از بیت المال را مطرح کردند.

با این درخواست پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و بعد از تعیین شعبه در وقت رسیدگی روی میز هیئت قضایی شعبه‌دهم قرار گرفت.

بعد از اعلام رسمیت جلسه پدر مقتول در جایگاه قرار گرفت و گفت: وقتی پسرم را از دست دادم او یک فرزند دو‌ساله داشت. به سختی از نوه و عروسم نگهداری کردم. در این مدت عروسم به‌خاطر اینکه جوان بود، ازدواج کرد، اما نوه‌ام همچنان با ما زندگی می‌کند. او حالا ۸‌ساله است و مدرسه می‌رود. حالا که امیدی به پیدا شدن قاتل یا قاتلان پسرم نیست درخواست دیه از بیت‌المال را دارم تا بتوانم در آسایش بیشتری یادگار پسرم را بزرگ کنم و آینده‌اش را تأمین کنم.

در پایان هیئت قضایی وارد شور شد، سپس با موافقت این درخواست دستور به پرداخت دیه مقتول از بیت المال را صادر کردند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار