سرویس حوادث جوان آنلاین: به گزارش جوان، ساعت۱۰:۳۰ روز پنجشنبه ۷فروردینماه مأموران کلانتری۱۱۳ بازار اولین قتل سال۹۹ را تلفنی به قاضی شعبانی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران خبر دادند. مأموران پلیس اعلام کردند پسر جوانی با ضربات چاقو در اتاقک انبار لوازم خانگی حوالی بازار به طرز مرموزی به قتل رسیده است.
با اعلام این خبر بازپرس جنایی همراه تیمی از کارآگاهان ادارهدهم پلیسآگاهی در محل به تحقیق پرداختند. بررسیها نشان داد مقتول که ابراهیم نام دارد همراه پسر داییاش و پسر جوان دیگری در اتاقک این انباری زندگی میکردهاست که ساعتی قبل با دو ضربه چاقو به قتل میرسد.
پسر دایی مقتول به مأموران گفت: من همراه پسر عمهام در این انباری به عنوان باربر کار میکردیم تا اینکه مدتی قبل یکی از دوستانمان به نام حامد برای باربری به جمع ما اضافه شد.
ما هر سه دوست بودیم و با هم در اتاقک ته انبار زندگی میکردیم. چند ساعت قبل حامد و ابراهیم داخل انباری بودند و من برای انجام کاری بیرون رفتم تا اینکه لحظاتی قبل وقتی به انباری برگشتم داخل اتاقک با جسد خونین پسر عمهام روبهرو شدم و با اداره پلیس تماس گرفتم.
بازداشت قاتل در کارواش
بررسیهای مأموران در محل حادثه حکایت از آن داشت قاتل پس از حادثه پولها و تلفن همراه مقتول را سرقت کردهاست و از سوی دیگر مأموران دریافتند حامد پس از حادثه به طرز مرموزی ناپدید شده است. بنابراین کارآگاهان جنایی حامد را به عنوان مظنون به قتل تحت تعقیب قرار دادند تا اینکه روز قبل با خبر شدند متهم در کارواشی مشغول به کار شده است. بدین ترتیب مأموران راهی کارواش شدند و حامد را بازداشت کردند.
متهم صبح دیروز برای بازجویی به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و مورد بازجویی قرار گرفت.
وی مقابل قاضی شعبانی با اظهار پشیمانی به قتل دوستش اعتراف کرد و گفت: ما هرسه با هم دوست صمیمی بودیم و در انباری لوازم خانگی کار میکردیم و شبها هم در اتاقکی با هم میخوابیدیم. مدتی بود که احساس میکردم ابراهیم قصد دارد پولهای مرا سرقت کند. او خیال میکرد من پول زیادی پسانداز کردهام و دنبال فرصتی بود که پولهای مرا بدست آورد به همین خاطر همیشه همراه خودم چاقویی داشتم که از خودم دفاع کنم. شب حادثه من و ابراهیم با هم تنها بودیم که متوجه شدم ابراهیم در اتاقک را قفل کرد و کلید آن را داخل جیبش گذاشت. همان لحظه به او مشکوک شدم که ناگهان ابراهیم به من حمله کرد و من هم با چاقویی که آماده کرده بودم دو ضربه به او زدم و ابراهیم غرق در خون نقش برزمین شد. پس از این پشیمان شدم و در حالی که ترسیده بودم زخمهای شکمش را با پارچهای بستم که ابراهیم از من آب خواست و به او آب دادم و بعد هم مبلغ ۷۰هزار تومان پول و گوشی همراهش را سرقت کردم و از انباری گریختم.
پولهای مقتول را برای اجاره خانه دادم
وی ادامه داد: پس از حادثه برای کار به یکی از شهرهای شمالی رفتم، اما آنجا کاری پیدا نکردم و دوباره به تهران برگشتم و پیش دوستانم رفتم که اتاقی را در حوالی مسگر آباد برای زندگی اجاره کرده بودند. چند شبی آنجا بودم و اجاره خانهام را با همان ۷۰هزار تومان پول سرقتی پرداخت میکردم تا اینکه ۷۰هزار تومان تمام شد و بعد از آن هم موبایل مقتول را به دوستانم اجاره میدادم و برای اجاره پول میگرفتم تا اینکه احتمال دادم مأموران پلیس در تعقیب من هستند و به همین خاطر آنجا را ترک کردم و پیش یکی دیگر از دوستانم رفتم که او مرا برای کار به کارواش معرفی کرد.
سه روز در کارواش کار کردم و شبها هم همانجا میخوابیدم که روز سوم مأموران پلیس به سراغم آمدند و مرا دستگیر کردند.
متهم پس از اعتراف به قتل برای ادامه تحقیقات به دستور قاضی شعبانی در اختیار کارآگاهان ادارهدهم پلیسآگاهی قرار گرفت.