
بشار اسد، رئیس جمهور سوریه در تاریخ 26/6/88 به ترکیه سفرکرد. سفر وی هم در راستای روابط دو جانبه و هم به منظور شرکت در نشست چهارجانبه ترکیه - سوریه - عراق و اتحادیه عرب و هم ملاقات جداگانه با مقامات عراقی بود.
وی ابتدا در مراسم افطاری ترتیب یافته توسط حزب عدالت و توسعه (حزب حاکم) در استانبول شرکت کرده و پس از انجام ملاقات با عبدالله گل، رئیس جمهور و رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه، در اجلاس چهار جانبهای که به ابتکار و با میانجیگری ترکیه تشکیل شده بود شرکت یافت.
وی همچنین در این سفر با مقامات عراقی حاضر در این اجلاس نیز به صورت جداگانه ملاقات و گفتوگو کرد.
ملاحظه:
1-در پی انفجارهای خونین چندی قبل در عراق که در تاریخ 28/5/88 رخ داد ابتدا چندین انفجار خونین در نزدیکی وزارتخانههای دارایی و امور خارجه در منطقه دیپلماتیک الخضراء بغداد به وقوع پیوست که نتیجه آن 100 نفر کشته و بیش از 200 نفر زخمی شدند. ساعاتی بعد در همان روز در استان بابل عراق نیز 5 انفجار پیاپی دیگر به وقوع پیوست که بر اثر آن نیز حدود 40 نفر کشته و بیش از 400 نفر دیگر نیز زخمی شدند.
2-پس از وقوع این انفجارات، مقامهای عراقی رسماً برخی افراد مقیم کشور سوریه را به دست داشتن در این انفجارها متهم و عراق سفیر خود را ازدمشق فراخواندند. نوری المالکی نخست وزیر عراق نیز در این رابطه اعلام نمود که 90 درصد تروریستهای عرب از خاک سوریه وارد عراق میشوند. پس از این موضعگیریها، روابط سیاسی دو کشور دچار چالش جدی گردید.
3-در پی این اتهامات ترکیه به ایفای نقش میانجی پرداخته و «احمد داود اوغلو» وزیر امور خارجه ترکیه به منظور انجام دیپلماسی میانجیگری و برای رفع تنش میان بغداد و دمشق به این دو کشور سفر کرد.
تحلیل و دورنما
1-ترکیه پیش از این نیز در مذاکرات غیرمستقیم صلح رژیم صهیونیستی اسراییل با سوریه نقش میانجیگر را برعهده داشته و میزبان چند جلسه برگزاری این مذاکرات نیز بوده است.
2-حاکمیت فعلی در ترکیه در 3 الی 4 ساله اخیر سعی داشته تا با اتخاذ یک استراتژی تعریف شده، توجه و نگاه جدیای را به کشورهای همسایه و منطقهای خود در مناطق خاورمیانه، قفقاز و آسیای مرکزی داشته و به عنوان میانجیگر در پروسه و حل برخی مناقشات گام بردارد، که از آن جمله میتوان به موضوعات میانجیگری مابین: افغانستان و پاکستان، عراق و سوریه، سوریه و رژیم صهیونیستی اسراییل و برخی موضوعات در کشورهای منطقه قفقاز و آسیای میانه و امثالهم اشاره کرد.
3-البته در این راستا به دلیل داشتن رابطه خوب سیاسی با آمریکا، اتحادیه اروپا و رژیم صهیونیستی، حاکمیت ترکیه در راه انجام میانجیگریهای خود با مانع و مشکل جدیای مواجه نبوده است. در این مسیر سیاست حزب حاکم در ترکیه حرکت در مسیری میانه و با چراغ خاموش بوده است، به طوری که آنها در مسائل خاورمیانه تا به امروز به گونهای حرکت کردهاند که هم در برهههای خاص با جانبداری از مردم مسلمان فلسطین خود را دوست آنها نشان داده و هم در برهههای دیگر با انجام برخی واکنشها (که با تبلیغات بسیار زیاد نیز همراه بوده است) علیه رژیم صهیونیستی و سران آن، خود را کماکان دوست و متحد آنها قلمداد کردهاند. به طور واضعتر اینکه ترکیه همواره سعی کرده تا سیاست یکی به نعل و یکی به میخ را در دستور کار خود قرار داده و تمامی تحرکات دیپلماتیک و رسمی و حتی غیر رسمی خود را در این راستا تنظیم و دنبال کند.
نتیجه:
-سفر بشار اسد در این مقطع زمانی به ترکیه، همزمان محقق گردیدن چند هدف برای حاکمیت ترکیه را به همراه دارد:
اول: بهرهبرداری از آن در راستای روابط و مناسبات دو جانبه بین دو کشور (ترکیه و سوریه)
دوم: بهرهبرداری از این سفر در جهت میانجیگری و حل تنش به وجود آمده اخیر بین عراق و سوریه، به منظور بالاتر بردن وجهه منطقهای ترکیه
سوم: برگزاری نشست چهار جانبه: سوریه - عراق - ترکیه و اتحادیه عرب، که خود این مساله در حقیقت نسخهای است تداعیکننده این مساله که مشکلات موجود در دنیای عرب و روند صلح خاورمیانه باید با حضور خود اعراب و با میانجیگری نماینده مورد قبول آمریکا و غرب و حتی رژیم صهیونیستی اسراییل، حل و فصل شود.
2-البته باید توجه داشت که آمریکا و غرب و رژیم صهیونیستی همواره به دنبال این بودهاند تا جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در معادلات منطقهای در خاورمیانه نادیده گرفته و کمرنگ و تضعیف نمایند؛ و در این برهه گزینه مناسب برای منافع آنها، استفاده از ترکیه و اتحادیه عرب در اجرای این پروسه بوده است. با حفظ شعار ظاهری اینکه مسائل منطقهای و پروسه روند صلح خاورمیانه باید با حضور کشورهای منطقه حل و فصل شود، البته نه هر کشوری بلکه با حضور مهرهها و گزینههای مورد تأیید آنها.
3-اینکه این اقدامات صورت پذیرفته به واقع چقدر در روند صلح خاورمیانه تأثیرگذار هستند، خود مقولهای است که بحث جداگانهای را میطلبد.