یک: در میان بحثهای مربوط به ویروس کرونا نکتهای وجود دارد که احتمالا این روزها دیده اید: دوگانگیهایی که میان موافقان و مخالفان در بحثهای کلامی و لفظی به وجود میآید. مثلا عدهای میگویند در مواجهه با ویروس کرونا نباید بدبینانه مدام بر خبرهای منفی و موج فزاینده تلفات تاکید کرد و افکار عمومی را ترساند، چون این کار باعث میشود روحیه جمعی کاهش یابد و همین کاهش روحیه، آمار تلفات را بالاتر میرود، چون سیستم ایمنی بدن انسان با افزایش نگرانیها افت پیدا میکند و طبیعی است وقتی سیستم ایمنی پایین باشد ویروس کرونا جولان بیشتری خواهد داد. در آن سو کسانی هم میگویند که نباید با مفروضات خوشبینانه به مواجهه با کرونا رفت، چون افرادی که بیش از حد در این باره خوشبین باشند عامل و منشأ رفتارهای پرخطری خواهند بود. به این معنا که فرد خوشبین خطر و هشدار را دست کم میگیرد مثلا به جای رفتارهای خودمراقبتی و مبتنی بر پرهیز، بدون حفاظ و مراعات هشدارهای بهداشتی در محیطهای پرخطر حضور مییابد و سلامتی خود و دیگران را به مخاطره میاندازد.
دو: گونههای دیگری از این دوگانگی تراشیها را در روزهای اخیر شاهد بودیم: دعوای طرفداران توکل و دعا و استمداد از خداوند برای رفع این بلا و طرفداران علم و دانش روز از این دسته اند. عدهای در این دعوای لفظی به روشهای علمی تکیه میکردند و معتقد بودند که راه مقابله با ویروس کرونا یافتههای علمی و پزشکی جدید است عده دیگری هم معتقد به توکل و استمداد از دعا و نیایش بودند.
اما اگر در این باره دقت و تامل بیشتری به خرج بدهیم خواهیم دید که انصافا تضادی در این باره وجود ندارد و اگر کسی هشیارانهتر به داستان نگاه کند متوجه میشود این دوگانه تراشیها شبیه به همان دوگانه تراشی دوران مدرسه است در انشای معروف "علم بهتر است یا ثروت". همچنان که کمی تامل ما را به این نتیجه میرساند که میان علم و ثروت، تباین و تضادی وجود ندارد، چون علاوه بر این که علم خود ثروت و سرمایه است اسباب سرمایه سازی را هم فراهم میکند. کافی است امروز به کارکرد شرکتهای بزرگ و برندهای معروف بنگریم و متوجه باشیم که بسیاری از اختراعات و ابداعات از سوی همین شرکتها صورت میگیرد و واحد تحقیق و توسعه نه یک تعارف بلکه یک رویکرد بنیادین در رفتار این شرکت هاست. اساسا قابل انکار نیست به ویژه شرکتهایی که در زمینه "های تِک" فعالیت میکنند تا چه اندازه بر مرزهای دانش حرکت میکنند و هر لحظه در حوزه فناوریهای مختلف، نوآوری جدیدی را به وجود میآورند بنابراین نگاهی به آنچه که در جهان امروز میگذرد بیشتر از هر زمان دیگری ثابت میکند که تباین و تضادی میان ثروت و علم نه در حوزه تئوریک و نه در حوزه عملی وجود ندارد.
سه: به صورت مسأله امروز برگردیم: آیا واقعا میان توکل کردن و رفتار متوکلانه و رفتار علمی در مواجهه با ویروس کرونا، تضاد و دوگانگیای وجود دارد؟ آیا نمیتوان هم دیندار بود و توکل کرد و از خداوند درخواست رفع بلا کرد و دعا خواند و متوسل شد و هم این که تدبیر و تجربه را به کار بست؟ همچنان که مولانا به نقل از پیامبر (ص) به یک قرائت صحیح از توکل اشاره میکند: "گفت پیغامبر به آواز بلند / با توکل زانوی اشتر ببند". یعنی که تضادی میان توکل کردن به خداوند و تدبیر کردن وجود ندارد هم میتوان شتر را به امان خدا سپرد و هم زانوی او را بست یعنی کاری که عقل به عنوان ودیعه الهی میگوید درست است انجام داد و هم در نهایت نتیجه را که بر ما نامعلوم است به خدا سپرد، چون ممکن است زانوی شتر را هم بسته باشی، اما در نهایت شتر را از دست بدهی با این حال ما در دامنه اختیارات خود در نهایت کاری را که به حکم چراغ فروزان عقل درست میدانیم انجام میدهیم و بیشتر از آن را به خداوند تفویض میکنیم. در این جا هم با اندکی تأمل متوجه خواهیم شد که دعوای میان طرفداران دانش روز و دینداری حقیقتا ساختگی و بدون مبناست. انسان دیندار معلوم است که از دانش، تجربه و تدبیر خالی نیست. چقدر در قرآن و منابع روایی ما به نقش تدبیر، تعقل، خردورزی و استفاده از تجربه و اندوخته علمی دیگران حتی غیر مسلمانها تاکید میشود بنابراین هم میتوان جانب احتیاط را نگه داشت و هم عمیقا متوکل بود هم میتوان از روشهای علمی استفاده کرد و هم جانب معناگرایی، نیایش و توکل را فروگذار نبود.
چهار: نکته یاد شده درباره غالب یا به یک معنا همه این دوگانه تراشیها صدق میکند مثلا اگر کسی در میانه دوگانه ساختگی نگاه بدبینانه و خوش بینانه به ویروس کرونا به دام افتاده است و افراد جامعه را هم سردرگم و گیج میکند باید به او یادآور شد که برای مقابله با این ویروس نه نیازی به خوش بینی و نه نیازی به بدبینی داریم، تنها نیاز ما در این باره به واقع بینی است. ما واقعیت را آن چنان که هست میبینیم نه واقعیت را بزرگ میکنیم - بدبینانه به آن نگاه میکنیم - و نه واقعیت را کوچک میکنیم -خوش بینانه به آن مینگریم - بنابراین میبینیم که هم میتوان واقعیت را دید و هم در دام نگرانی نیفتاد، هم تدبیر کرد و هم استرس آفرینی نکرد. چالش بسیاری از ما این است که مرز میان مفاهیم را با همدیگر اشتباه میگیریم و گمان ما این است که تدبیر کردن و استرس آفرینی همسایه هم یا حتی ساکنان یک خانه اند یا فکر میکنیم توکل کردن با بی عملی و انفعال و تعطیل کردن عقل همسایه یا هم خانه اند در صورتی که نگاه عمیقتر به ما ثابت میکند که این مفاهیم با همدیگر مترادف نیستند.