سرویس حوادث جوان آنلاین: به گزارش جوان، ساعت۱:۳۰ بامداد ۲۷ اسفندسال۹۴ بود که مأموران کلانتری انقلاب با تماس دختر جوانی از قتل زن میانسالی در دفتر کارش حوالی میدان انقلاب با خبر و راهی محل شدند. مأموران در محل حادثه که شرکت خدماتی و کاریابی بود با جسد زن ۴۹سالهای به نام ستاره روبهرو شدند که با ضربات چاقو و فشار بر عناصر گردن به قتل رسیده بود. دختر مقتول به مأموران گفت: مادرم مدتی قبل از پدرم جدا شد و در شرکت همراه برادرم زندگی میکرد تا اینکه برادرم، میلاد به صورت غیرقانونی به واسطه کارگر خدماتی شرکت مادرم به عراق رفت و از آن زمان مادرم تنهایی در این محل زندگی میکرد. چند روزی بود از مادرم خبری نداشتم و به تلفنهای من جواب نمیداد که به دفترکارش آمدم و با این صحنه روبهرو شدم.
بدین ترتیب با اعلام خبر قتل زن میانسال تیمی از کارآگاهان ادارهدهم پلیسآگاهی به دستور بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران برای بررسی موضوع وارد عمل شدند.
کارآگاهان در نخستین گام به کارگر خدماتی شرکت که ایرج نام داشت مشکوک شدند و دریافتند وی پس از حادثه به طرز مرموزی ناپدید شده است. از طرفی هم پدر میلاد به مأموران گفت: من به سرنوشت پسرم مشکوک هستم، چون او ۳۵۰میلیون تومان پول همراه داشت و الان احتمال میدهم ایرج دروغ گفته باشد که میلاد را به کشور عراق فرستاده است. در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت به مأموران خبر رسید ایرج برای کار از شهرستان به تهران آمده و در شرکتی حوالی سعادتآباد مشغول به کار شده است.
دستگیری قاتل
بنابراین مأموران، مرد مظنون را بازداشت کردند و مورد بازجویی قرار دادند. متهم ابتدا در بازجوییها قتل زن میانسال را منکر شد، اما وقتی با دلایل و مدارک روبهرو شد به قتل صاحب شرکت و پسرش در دو حادثه جداگانه اعتراف کرد.
وی درشرح قتل مادر و پسر گفت: سال۸۷ به عنوان کارگر خدماتی در شرکت مقتول که آن زمان همراه پسرش میلاد اداره میکرد، استخدام شدم. من خیلی زود توانستم اعتماد مدیر شرکت را بدست بیاورم به طوریکه او حتی کلید گاوصندوق شرکت را هم به من داده بود. من علاوه بر کارخدماتی با وانتی که ستاره برای من خریدهبود کالای قاچاق هم از شهرهای غربی کشور به تهران میآوردم و میفروختم و سود آن را بین هم تقسیم میکردیم.
متهم ادامه داد: میلاد بهمنسال قبل با دو نفر درگیری داشت و به همین خاطر تحت تعقیب مأموران بود که به بوکان آمد تا من او را به صورت غیرقانونی به کشور عراق بفرستم. او چند روزی مهمان خانه من شد که به رفتارهای او مشکوک شدم و او را به بهانه شکار به دشتهای حوالی سقز بردم و آنجا با شلیک گلوله به قتل رساندم. پس از این به تهران آمدم و به مادرش گفتم که میلاد را به عراق فرستادم. از آنجایی که ستاره مقدار زیادی پول برای سرمایهگذاری به من دادهبود وقتی به تهران برگشتم به ستاره پیشنهاد ازدواج دادم، اما او قبول نکرد. شب حادثه او از من خواست به شرکت بروم و آن شب دوباره به ستاره پیشنهاد ازدواج دادم که خیلی ناراحت شد و شروع به داد و فریاد کرد. ابتدا گلویش را گرفتم و او همچنان فریاد میزد که با چاقو او را زخمی کردم و سپس روسری به گردنش انداختم و خفهاش کردم.
پس از قتل از گاوصندوقش مدارکم و ۱۷۰هزار تومان پول برداشتم و به شهرستانمان فرار کردم تا اینکه دوباره برای کار به تهران آمدم و دستگیر شدم. متهم پس از تحقیقات تکمیلی در شعبههفتم دادگاهکیفری یک استان تهران محاکمه و به دوبار قصاص محکوم شد. رأی دادگاه پس از تأیید در دیوان عالی کشور برای سیر مراحل قانونی به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران فرستاده شد. متهم پس از گرفتن استیذان حکمش قرار بود چند روز دیگر در زندان رجاییشهر با چوبهدار قصاص شود که اولیایدم با گذاشتن شرایطی به وی مهلت یکماه دادند. بنابراین متهم یکماه فرصت دارد تا رضایت اولیایدم را جلب کند که قصاص نشود.