
سعدالدین حریری بار دیگر مأموریت یافت تا کابینه جدید لبنان را تشکیل دهد.
حریری روز پنجشنبه 29 شهریور رسماً اعلام کرده بود که از تشکیل کابینه وحدت ملی ناتوان است و لذا از آن کنار میگیرد. این در حالی است که او تا پنجشنبه 76 روز را برای تشکیل کابینه تلف کرده بود.
حریری عدم توانایی خود در تشکیل کابینه را به عدم همکاری گروه 8 مارس ربط داد و وانمود کرد که این گروه بیش از حقوق طبیعی خود از او مطالبه کرده، لذا مذاکرات را به بنبست کشاندهاند. این در حالی است که گروه 8 مارس که 57 کرسی مجلس را در اختیار دارند و بیش از 44 درصد را تشکیل میدهند باید از 13 کرسی از 30 کرسی دولت برخوردار باشند و حال آنکه آنان به 11 کرسی از 30 کرسی دولت رضایت داده بودند و با فرمول 15 - 10 - 5 که سهم آنان را به 10 کرسی تقلیل میداد اعلام همکاری کردند. با این وصف ادعای اینکه گروه 8 مارس همکاری نکردهاند ادعای نادرستی است.
سعدالدین حریری اعلام کرده بود که با فرمول 15 - 10 - 5 میتواند کابینه وحدت ملی را تشکیل دهد، اما بعد از دو روز سفر «عبدالعزیز خوجه» وزیر ارتباطات عربستان که سالها سفیر این کشور در لبنان بوده است، حریری حرف جدیدی زد که میدانست از سوی گروه 8 مارس پذیرفته نمیشود. او فرمول 20-7-3 را مطرح کرد که بر اساس آن مقاومت باید از 13 پست وزارتی به 7 پست بسنده میکرد و اگر همه 3 وزیر معرفی شده از سوی رئیس جمهور هم با مقاومت همراهی کند باز هم ثلث ضامن شکل نمیگیرد و در نتیجه مقاومت با وجود در اختیار داشتن 44 درصد کرسیهای مجلس از گردونه سیاسی لبنان خارج میشود.
خیلی واضح است که حریری میداند فرمول 20 - 7 - 30 راه به جایی نمیبرد و امکان کنار گذاشتن مقاومت وجود ندارد اما با این وجود او بر روی تشکیل دولتی با دو سوم وزرا تأکید میکند؛ چرا؟ سعدالدین حریری و مقامات عربستان سعودی گمان میکنند پافشاری بر روی فرمول جدید، مقاومت را به دادن امتیازهایی وا میدارد. آنها به خصوص روی اجرای قطعنامه 1701 که متضمن کاستن اقتدار امنیتی حزبالله و گشودن بحث درباره سلاحهای مقاومت تأکید خواهند کرد. دقیقاً هم همین دلیل شاهد تحرک مشترک سعودیها و اسراییلیها برای هموار کردن راه تشکیل دولت جدید هستیم.
همزمان با اعمال فشار عربستان و حریری و ناممکن خواندن تشکیل دولت وحدت ملی رژیم صهیونیستی به بهانه شلیک دو فروند موشک از یک روستای مرزی به شهر نهاریا واقع در شمال فلسطین اشغالی، ورود حریم هوایی لبنان شد و به گشتزنی روی - منطقه جنوب منطقه عملیاتی جنگ 33 روزه- پرداخت. یک مقام یونیفل در جنوب لبنان نیز با استناد به اقدام یک گروه فلسطینی به شلیک دو موشک به شمال فلسطین اشغالی، اوضاع امنیتی جنوب لبنان را شکننده و آبستن حوادث معرفی کرد.
کاملاً پیداست که عربستان، اسراییل و گروه 14 مارس روی اجرای قطعنامه 1701 که در پایان جنگ 33 روزه تابستان سال 1385 به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسید، تمرکز کردهاند. اما سؤال اصلی این است که آیا به چنین توفیقی دست پیدا میکنند؟ بانگاهی به شرایط سال 1386 لبنان که فشار بر روی حزبالله برای کوتاه آمدن از شرایط سیاسی خود به اوج رسید ولی در نهایت با توافقنامه دوحه با تمکین گروه 14 مارس به خوشههای مقاومت به پایان رسید، در مییابیم که امکان دستیابی مثلث یادشده به تن دادن حزبالله قطعنامه ظالمانه 1701 عملاً منتفی است. تنها چیزی که در این میان برجای میماند و متأسفانه دود آن به چشم مردم لبنان میرود تأخیر در تشکیل کابینه جدید این کشور است.