ورزش کشور این روزها درگیر حاشیهای است که بیشتر از قبل سوءمدیریت و عدم تدبیر را در آن نشان میدهد. اینکه فدراسیونی مانند شطرنج که نه المپیکی است و نه جایی در بازیهای آسیایی دارد، طی هفتههای گذشته اینقدر برای ورزش کشور هزینهساز شده جای تعجب دارد.
بروز این همه حاشیه در رشتهای که تا چند دهه پیش درباره بودن یا نبودنش در ورزش تردید داشتیم، نشان از آن دارد که ظاهراً مدیریت حاکم بر این فدراسیون توانایی کنترل اوضاع را ندارد، بهگونهای که حالا باید نگران کیش و مات شدن کل ورزش کشور بهخاطر حواشی شطرنج باشیم. فدراسیون شطرنج حاشیه نداشت و آرام به نظر میرسید و طبیعی بود که پهلوانزاده برای ریاست بر چنین فدراسیون و رشته بیسروصدا و ساکتی مشکلی نداشته باشد، اما بروز این همه حاشیه و بدتر از آن عبور از خط قرمز نظام جمهوری اسلامی و حتی مذهبی حالا این را ثابت میکند که پهلوانزاده واقعاً در اداره فدراسیون با مشکل مواجه است.
در تأیید این ادعا همین بس که طی این مدت هر بار که حاشیهای درست شده جناب رئیس اعلام کرده که اعزام شخصی بوده و فدراسیون در آن نقشی نداشته است و حالا کار به جایی رسیده که شطرنجبازان هم مقابل رئیس قدعلم کرده و علیه او موضعگیری میکنند.
حال سؤال اینجاست که چرا شطرنج باید برای ورزش کشور اینگونه هزینهسازی کند؟ در اینکه قهرمانان این رشته زحمات زیادی را متحمل شدهاند و بارها با پیروزیهای درخشان باعث سربلندی نام ایران و شادی علاقهمندان شدهاند هیچ شکی نیست، اما همانطور که گفته شد این رشته جایی در المپیک و بازیهای آسیایی ندارد. بنابراین با تنش و حساسیتی به مراتب کمتر از رشتهای المپیکی روبهرو است و میتوان بسیار راحتتر برای اجرای محدودیتها در اعزامها و حتی شرکت نکردن در برخی مسابقات برنامهریزی کرد. با این حال عدم مدیریت درست و فرافکنی در پاسخهای داده شده در مواردی که طی چند هفته گذشته دیده و شنیده شده حالا کار را به جایی رسانده که کل ورزش کشور با خطر مواجه شده است، آن هم به خاطر رشتهای که نه المپیکی است و نه جایگاهی در بازیهای آسیایی دارد.
اینکه فدراسیون شطرنج نتواند ورزشکاران خود را کنترل کند و بعد با فرافکنی و توجیهات بیمنطق و سرسری بخواهد خود را در بروز این حواشی بیتقصیر نشان دهد مهر تأییدی بر سوءمدیریت حاکم بر این فدراسیون است. فدراسیونی که نمیتواند مانع اعزام ورزشکاران خود به رقابتهای مشکوک شود و حتی توانایی این را ندارد که آنها را در مقید بودن به ارزشهای دینی و مذهبی کنترل کند. این فدراسیون همواره بعد از وقوع حاشیه فقط از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده است.
سؤال بعدی اینجاست که اگر شطرنجبازان حاضر در این رویدادها مقامی کسب میکردند آیا باز هم فدراسیون شطرنج و شخص جناب پهلوانزاده اینگونه اعزامها را شخصی اعلام میکرد یا اینکه آن وقت این فدراسیون بود که با تلاش و زحمت فراوان ترتیب این اعزامها را داده بود؟
به نظر میرسد وزارت ورزش برای جلوگیری از بروز اتفاقی ناخوشایند که به ضرر کل ورزش کشور، آن هم در ماههای منتهی به المپیک بینجامد باید فکری اساسی به حال شطرنج و فدراسیون آن کند، چراکه با احترام به تمام شطرنجبازان قهرمان و متعهد کشور بهطور حتم حضور شطرنج در مسابقات مختلف و پرحاشیه در سایه بیاخلاقیها و بیقیدیهای برخی چهرههای این رشته، حتی اگر با موفقیت هم همراه باشد اینقدر نمیارزد که کل ورزش کشور را برای کسب آنها با خطر روبهرو کنیم. بنابراین باید با یک برنامهریزی درست کاری کرد که تبعات حاشیههای بهوجود آمده در شطرنج به کمترین حد ممکن برسد.