سرویس حوادث جوان آنلاین: به گزارش جوان، چندی قبل مردی به اداره پلیس رفت و از زن و دو مرد ناشناس به اتهام سرقت شکایت کرد.
شاکی که یکی از طلافروشان معروف تهران است در توضیح ماجرا گفت: من طلافروشی و کارگاه طلاسازی بزرگی در بازار دارم. مدتی قبل در حالی که هوا تاریک بود با خودروی هیوندای شاسی بلندم در یکی از خیابانهای شمالی تهران در حال رانندگی بودم که زن جوانی برایم دست تکان داد و از من خواست او را تا جایی برسانم. خودروام را متوقف و زن جوان را سوار کردم که در میانه راه او سر صحبت را باز کرد و درباره شغل من سؤال کرد. وقتی به او گفتم که طلافروش و طلاساز هستم مدعی شد که وضع مالی خوبی دارد و مدیر آرایشگاه زنانهای در شمال تهران است و از من خواست برای او سرویس جواهرنشانی درست کنم. وی ادامه داد: همین موضوع باعث شد که ما دو نفر مدتی به صورت تلفنی با هم ارتباط داشته باشیم تا اینکه ساعتی قبل برای دیدن مجموعه سرویسهای جواهرنشان به خانهام آمد و من هم پس از اینکه دو لیوان نوشیدنی و چایی برای پذیرایی روی میز گذاشتم به سراغ گاوصندوقم رفتم و با تعدادی از سرویسهای جواهرنشان پیش او برگشتم. در حالی که او سرویسها را تماشا میکرد من هم یکی از لیوانهای چایی را خوردم که دقایقی بعد احساس سرگیجه کردم و ثانیههایی بعد متوجه شدم دو مرد جوان بالای سرم ایستادهاند. یکی از آنها مدعی بود که شوهر زن جوان است و دیگری هم مدعی بود که برادرش است و بعد مرا به بهانه اینکه من با زن جوان ارتباط دارم به شدت کتک زدند و شکنجه کردند و در ادامه هم تمام سرویسهای طلا و اموال گرانقیمتم را سرقت و از خانهام فرار کردند.
طرح شکایت مشابه مرد برج ساز
با طرح این شکایت پرونده به دستور قاضی دادسرای ویژه سرقت برای رسیدگی در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. همزمان با ادامه تحقیقات درباره این حادثه مأموران با شکایت مشابه دیگری روبهرو شدند که از سوی مرد برجسازی در اداره پلیس مطرح شده بود. بررسیهای مأموران نشان داد مرد برجساز هم مثل مرد طلافروش به همان شیوه در دام زن جوان گرفتار شده و بدین ترتیب اموالش را از دست داده است. شاکی به مأموران گفت: با خودروی بنزم در حال رانندگی در یکی از خیابانهای شمال تهران بودم که زن جوانی دست تکان داد و از من خواست او را به مقصدی برسانم. از آنجایی که هوا تاریک و خیابان خلوت بود او را سوار کردم تا به مقصدش برسانم. او در میانه راه سر صحبت را با من باز کرد و وقتی فهمید برجساز هستم از من خواست آپارتمانی برای او بخرم و من هم قبول کردم تا اینکه روز حادثه به خانهام آمد و با نوشیدنی که خودم برای او آورده بودم مرا مسموم کرد. لحظاتی بعد دو مرد ناشناس وارد خانهام شدند و در حالی که توان مقابله با آنها را نداشتم مرا کتک زدند و تمامی پولها و اموال قیمتیام را سرقت کردند.
بازداشت زن جوان
بدین ترتیب مأموران پس از مواجه شدن با دومین شکایت تحقیقات فنی خود را برای شناسایی متهمان آغاز کردند تا اینکه در نهایت زن جوان را شناسایی و او را بازداشت کردند.
زن جوان در بازجوییهای ابتدایی منکر سرقت شد، اما وقتی با شاکیان روبهرو شد به جرم خود اعتراف کرد. متهم گفت: یکسال قبل در فضای مجازی با مرد جوانی به نام اردشیر آشنا شدم. او به من ابراز علاقه کرد و من هم عاشق او شدم به همین خاطر او به خواستگاریام آمد. پدر و مادرم مخالف ازدواج ما بودند و میگفتند که اردشیر خلافکار است و کار درست حسابی ندارد، اما من عاشق او بودم و در نهایت با او ازدواج کردم. وقتی وارد خانه او شدم تازه فهمیدم او خلافکار سابقهداری است که بارها به زندان رفته است. چند ماهی از ازدواج ما نگذشته بود که شوهرم و یکی از دوستان نزدیکش به نام فرزاد پیشنهاد دادند که من طعمه افراد پولدار شوم و به این شیوه دست به سرقت بزنیم. آنها مرا فریب دادند و مدعی بودند که افراد پولدار به خاطر حفظ آبرویشان شکایت نمیکنند و من هم قبول کردم تا طعمه شوم و از این طریق پولدار شویم. وی ادامه داد: ابتدا شوهرم و دوستش افراد پولدار را شناسایی میکردند و پس از اینکه مدتی آنها را زیر نظر میگرفتیم در فرصت مناسب من به عنوان طعمه در مسیرشان قرار میگرفتم و نقشه سرقت را گام به گام اجرا میکردم.
پس از اعتراف متهم، مأموران اردشیر را هم دستگیر کردند. وی نیز در بازجوییها به جرم خود با همدستی همسرش و فرزاد اعتراف کرد. همزمان با ادامه تحقیقات درباره این پرونده مأموران در تلاشند تا همدست فراری این باند را دستگیر کنند.