تدارک دیدار سه جانبه نتانیاهو، اوباما و ابومازن در حالی در حاشیه اولین روز گشایش اجلاس سالانه مجمع عمومیسازمان ملل در نیویورک صورت گرفت، که پیشاپیش فضای بدبینی بر کسب نتیجه از این اجلاس سایه افکنده بود به گونهای که کاخ سفید نیز به عنوان متولی اصلی برگزاری این اجلاس کوشید توقعات از نتایج این اجلاس را کاهش دهد. در چنین وضعیتی دستکم دو سؤال در این خصوص مطرح است: نخست اینکه علت حاکم شدن یک چنین فضای بدبینانه چیست؟ و دوم اینکه اگر از همان ابتدا پیش بینی میشد که این دیدار نتیجه خاص در پی نخواهد داشت پس هدف از اصرار بر برگزاری آن چه بود؟ پاسخ سؤال نخست روشن است، زیرا رژیم صهیونیستی بی وقفه به اقدامات و سیاستهای ضد صلح خود در چارچوب ساخت و سازهای جدید برای اسکان مهاجران صهیونیست در اراضی اشغالی سال 1967 شامل کرانه باختری و بخصوص شرق بیت المقدس همچنان ادامه میدهد و این در حالی است که این مناطق باید طبق قطعنامههای سازمان ملل برای تشکیل دولت فلسطینی اختصاص یابد. بر این اساس رژیم صهیونیستی با ادامه سیاست شهرکسازی یا همان راهبرد اشغال خزنده به منظور تغییر بافت جغرافیایی و جمعیتی اراضی اشغالی 1967و الحاق آن به اراضی اشغالی 1948 موسوم به اسراییل همزمان چند پیام ضد صلح را به طرف فلسطینی و دیگر طرفهای بین المللی و منطقهای ارسال میکند که شامل مخالفت با تشکیل دو لت مستقل فلسطینی در کرانه باختری و نوار غزه، جلوگیری از بازگشت آوارگان فلسطینی و زمینه سازی برای اخراج یک و نیم میلیون فلسطینی ساکن اسراییل در چارچوب طرح تشکیل دولت خالص یهودی و تکمیل فرایند یهودی سازی قدس است. در واقع رژیم صهیونیستی با ادامه این اقدامات و سیاستها میکوشد جناح سازشکار فلسطینی و دیگر طرفهای بین المللی و منطقهای را در برابر عمل انجام شده قرار دهد و از انجا که ادامه شهرک سازی در بین مسائل حیاتی از جایگاه محوری برخوردار است و بدون حل این مسأله و برچیدن شهرکهای یهودی نشین از اراضی اشغالی 1967 حل دیگر مسائل حیاتی غیر ممکن خواهد بود، لذا اصرار رژیم صهیونیستی بر ادامه شهرک سازی و حتی عدم تعلیق آن موجب شده است که پیشاپیش فضای بدبینی بر نتایج اجلاس سه جانبه حاکم شود و در عین حال مخالفت احزاب و گروههای مختلف فلسطینی با شرکت ابومازن در این اجلاس افزایش یابد، زیرا این باور در میان فلسطینیها شکل گرفته است که شرکت ابومازن در این اجلاس با توجه به مواضع قبلی وی در خصوص مشروط کردن دیدار وی با نتانیاهو به تعلیق اقدامات شهرک سازی موجب خواهد شد که طرف اسراییلی از آن به عنوان عقب نشینی طرف فلسطینی از مواضع خود تعبیر کند و بر سرعت و شدت اقدامات خود بیفزاید. اما در خصوص علت برگزاری دیدار سه جانبه علیرغم اذعان به بی نتیجه بودن آن باید گفت که این اجلاس برای دولت اوباما اهمیت نمادین دارد تا از این طریق نتایج رایزنیهای جرج میچل نماینده ویژه خود در امور فلسطین و خاورمیانه را موفقیت امیز نشان دهد و از فضای حاصل از آن در جهت دیپلماسی عمومی آامریکا در حاشیه مجمع عمومیسازمان ملل بخصوص درباره ملزم و متقاعد کردن کشورهای عربی به تغییر طرح صلح عربی و عادی سازی روابط خود با رژیم صهیونیستی قبل از اجرای تعهدات این رژیم در چارچوب قطعنامههای 242 و 338 شورای امنیت سازمان ملل مبنی بر خروج بدون قید و شرط از اراضی اشغالی 1967 استفاده و بهره برداری کند. همچنین با توجه به اینکه اوباما از همان ابتدا رویکرد حل بسته ای مسائل خاورمیانه را با توجه به در هم تنیدگی این مسائل و تأثیرپذیری آنها را از یکدیگر در دستور کار خود قرار داده است، لذا تصور میکند در صورتی که بتواند در حل بحران فلسطین و یا حداقل به جریان انداختن مذاکرات سازش موفقیتی کسب کند، این موضوع به پیشبرد تلاشهای آمریکا در دیگر مسائل نیز کار ساز کمک خواهد کرد. با این حال آنچه که در این میان مسلم است اینکه رویکرد اعلامی«تغییر» از سوی دولت اوباما مشمول تغیییر سیاستهای جانبدارانه آمریکا از رژیم صهیونیستی نشده است و در این جهت دولت اوباما به رغم آموزههای حقوق بشری حزب متبوع خود هیچ اقدامیبرای شکستن محاصره اقتصادی یک و نیم میلیون سکنه باریکه غزه نکرده است و رایزنیهای مربوط به احیای مذاکرات صلح را به گونهای پیش برده است که در عمل هیچ مانعی را سر راه اقدامات ضد صلح این رژیم بخصوص درباره ادامه راهبرد اشغال خزنده ایجاد نکرده است و در مقابل تلاش شده است امتیازات مجانی به خصوص در باره متقاعد کردن کشورهای عربی به عادیسازی روابط خود با رژیم صهیونیستی نصیب این رژیم شود و با چنین پیشینهای نمیتوان هی نتیجهای را برای فلسطینیها چه در اجلاس سه جانبه و یا هر اجلاس دیگری که در آینده برگزار شود، انتظار داشت.