کد خبر: 97692
تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۶:۵۵
استراتژي قدرت نرم اوباما هنوز در آغاز راه است
برخي با خوش‌بيني به سياست تغيير اوبامايي و استراتژي جديد آمريكا در جهان نگريستند و آن را به فال نيك گرفتند. تغييري كه از قدرت سخت و جنگ‌هاي برنامه‌ريزي شده در قالب ائتلاف‌هاي نظامي به فرماندهي آمريكا تبديل به قدرت نرم هوشمند در قالب كنفرانس‌ها، گفت‌وگوها و ائتلاف‌هاي به ظاهر سياسي اما درواقع نظامي، به رهبري دستگاه ديپلماسي آمريكا شد. اجراي اين استراتژي مستلزم دو امر است: پنهان كردن اهداف واقعي و نهايي استراتژي براي جلوگيري از شكل‌گيري اعتراض‌ها عليه آن و تسهيل اجراي سياست‌ها با كمترين ميزان خسارت‌ها همراه با آمادگي نظامي براي ورود به عرصه در آخرين مرحله اجراي استراتژي كه ناگزير به رويارويي و سلطه نظامي منتهي مي‌شود.دولت اوباما با هماهنگي صهيونيست‌هاي اسراييل اجراي استراتژي قدرت نرم را با دو هدف راهبردي دنبال مي‌كند:1- تثبيت نفوذ و سلطه آمريكا در منطقه پس از خروج نيروهاي آمريكايي از ميدان جنگ و تحويل آن به گماردگان خود، امري كه خسارت و رنج‌ها را متوجه كشورهاي سلطه‌پذير مي‌كند.2- پايان بخشيدن به قضيه فلسطين به شكلي قاطع به نفع اسراييل و پشت سر گذاردن يك پرونده بزرگ تاريخي به نام فلسطين و عبارت‌هايي مثل پناهندگان، حق بازگشت و مفاهيمي كه همواره اشغالگر را آزار مي‌دهند.در اولين سال، اجراي استراتژي قدرت نرم، آمريكا به سرگرم كردن ديگران براي پنهان كردن طرح نهايي (برخورد نظامي) در بدو امر نيازمند است؛ اقدامي كه در چهار نقطه اصلي از منطقه محقق شده است. دولت آمريكا پس از آنكه از تحكيم روابط استراتژيك با هند آسوده‌خاطر شد، مستقيماً پروژه‌هاي فتنه و آتش‌بازي‌هاي سياسي خود را در چند نقطه استراتژيك آغاز كرد. آتش‌بازي‌هايي كه دود ناشي از آن مي‌تواند پرده و پوششي براي خواسته‌هاي استراتژيك واقعي آمريكا باشد: 1- در ايران، ايالات متحده آمريكا از «دخالت هوشمند» و دور از انتظار در انتخابات رياست‌جمهوري استفاده كرد تا به زعم خود وحدت ملي ايرانيان و اقتدار ولايت فقيه را هدف قرار دهد و مانع معنوي حائل بين انقلاب ايران با «شيطان بزرگ» را تخريب كند اما اين دخالت‌ها و «آتش‌افروزي در ايران» نتوانست اين كشور را به فروپاشي داخلي بكشاند يا دنبال كردن منافع ملي آن در خاورميانه را از عراق گرفته تا دورترين مناطقي كه به صحنه بزرگ نمايش استراتژيك آمريكا معروف است، مانع شود.حوادث پس از انتخابات ايران هرچند در برخي نقاط خسارت‌هايي را وارد كرد اما با تدبيري قوي مهار شد و نتوانست اهداف آمريكا را در ايران محقق كند.2- در عراق آمريكا در آستانه خروج نيروهايش از شهرها شروع به برنامه‌ريزي براي فتنه‌هاي قومي و درگيري‌هاي شهري كرد اما موضع مؤثر ايران و سوريه مانع از تحقق اغراض آمريكا شد. كار تا جايي پيش رفت كه در پي انفجارهاي بغداد در نزديكي‌ ساختمان‌هاي برخي وزارتخانه‌هاي اين كشور، نوري مالكي دولت سوريه را متهم به حمايت از تروريست‌ها و پناه دادن به آنان كرد و خواستار پيگيري موضوع از طريق دادگاه بين‌المللي شد اما سوريه بر طبق عادت صبر پيشه كرد و سخنان عراقي‌ها را به طور كامل شنيد. دولت سوريه تن به درگيري‌هاي سياسي با عراق نداد زيرا مي‌دانست كه در پشت پرده حوادث بغداد دست آمريكا پنهان است و كار را به خود مردم عراق واگذار كرد واكنش مردم عراق براي آمريكا نااميدكننده بود. هيأت‌هاي مدني جامعه عراق و سياستمداران آن ضمن انتقاد از موضع‌گيري عجولانه مالكي طرح گفت‌وگو و ارتباط مستقيم با «دولت دوست و برادر» سوريه را ارائه كردند. هدف آمريكا از اين اقدامات فشار بر سوريه از طريق عراق بود اما در حد مقطعي و ميداني باقي ماند.3- در يمن، ديپلمات‌هاي آمريكايي به علي عبدالله صالح رئيس‌جمهور آن كشور ابلاغ كردند كه بايد توافق با حوثي‌ها را كنار بگذارد زيرا دولت آمريكا بر اين باور است كه «حوثي‌ها در انديشه‌ جدايي و تهديد وحدت ملي يمن هستند و به تبع آن ثبات و وحدت در عربستان سعودي هم با خطر روبه‌رو خواهد شد.» دولت يمن در پي اين پيام آمريكايي‌ها آتش خشم خود را متوجه اين بخش از جامعه يمن كرد؛ بخشي كه چيزي جز حقوق اساسي خود را نمي‌خواست چه در مسائل اجتماعي و چه در آزادي‌هاي اعتقادي و ديني اكنون با گذشت چندين هفته از جنگ و آوارگي در صعده، به نظر مي‌رسد ارتش يمن از ادامه جنگ با هم‌وطنان خود خسته و ناتوان شده و از طرف ديگر حوثي‌ها به نسبت دوره قبل از جنگ در رويارويي با حكومت ثابت‌قدم‌تر شده‌اند. ارتش يمن ناچار خواهد شد با ناكامي عمليات فرسايشي خود را متوقف كند. گذشته از اين، جنوب يمن آبستن اقدام عليه دولت است و ناتواني دولت يمن گروه‌هاي ديگري را در داخل براي تحرك عليه حكومت آن تحريك خواهد كرد.4- در لبنان آمريكا به شدت تلاش مي‌كند در بحث تشكيل دولت تحريك و كارشكني كند. آتش آمريكا در لبنان با دو هدف افروخته شده است: اول معلق ماندن قضيه فلسطين و بازگرداندن اوضاع به دوران جنگ 1975 و تحميل وضعيتي شبيه سازش انورسادات با صهيونيست‌ها و دوم تحريك گروه‌هايي از لبناني‌ها براي ادعاي سكونت و زمين تا از اين طريق از موضوع فلسطيني‌ها براي فشار بر لبناني‌ها استفاده كند و به اين ترتيب مسأله زمين را براي مواجهه و مقاومت فاقد قدرت واقعي و ناكارآمد كند.آمريكا در صحنه نمايش شرق نقشي جدي و منفي را ايفا مي‌كند. اين آتش‌افروزي‌ها و فتنه‌افكني‌ها با هدف توجيه طرح‌هاي استعماري و پايان دادن به قضيه فلسطين به نفع صهيونيست‌هاست. قضيه‌اي كه به قول ليبرمان وزير خارجه اين رژيم افراط‌گرا، «امروز ديگر قضيه‌اي مرده است.» در كمتر از 9 ماه (از زمان روي كار آمدن دولت اوباما) چهار منطقه با شعارهاي سركش فتنه به دست اهالي آن روبه‌رو شدند و انتظار مي‌رود در آينده نيز افزايش يابد اما سؤال اصلي اينجاست: آيا آمريكا به اهداف خود دست خواهد يافت؟ آنچه گفتيم به معناي موفقيت آمريكا نيست اما استراتژي قدرت نرم پروژه‌اي طولاني‌مدت و مداوم است و هنوز در ابتداي راه خود قرار دارد اگر اين شروع نتايجي ملموس را براي آمريكا در بر نداشته است به معناي انصراف آمريكا از ادامه آن نخواهد بود. نويسنده: ژنرال امين الحطيطمنبع: السفيرمترجم: امين ارشادي
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار