
سعید حجاریان، از جمله کسانی است که در حوادث اخیر به اتهام فعالیت در راستای کودتای مخملی علیه نظام دستگیر شده است. وی در دادگاه رسیدگی به پرونده خودعلاوه بر پذیرش برخی اتهامات، اعترافاتی کرده که با توجه به دیدگاههای پیشین او بسیار قابل توجه است. همزمان با برگزاری پنجمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات متهمان پرونده کودتای مخملی به واکاوی اندیشههای حجاریان پرداختهایم:
*حجاریان در دادگاه
حجاریان عنصر نامآشنای جریان اصلاحطلب است.این عضو ارشد جبهه مشارکت، در دادگاه، اعلام داشته است: "من در این انتخابات با ارائه تحلیل های ناصواب مرتکب خطاهای سهمگین شده ام که از آنها تبری می جویم چون قطعا مورد رضای محبوب عالمیان نیست و موجب ندامت است . "(1)
این رویکرد در حالی مطرح می شود که وی یکی از تئوریسین های جبهه اصلاحات است که قبل از سال 76 و حتی پیش از دستگیری خود بر چنین مواضع و تحلیل هایی پافشاری داشته است به نحوی که گاهی اظهارات تند خود را متوجه رهبری جمهوری اسلامی ایران کرده است و با اعلام نظرات تند خود در خصوص ولایت فقیه، زمینه اهانت برخی اصلاح طلبان به ارکان انقلاب و شخصیتهای عالیرتبه نظام و همچنین شعارهایی نظیر خروج از حاکمیت را فراهم کرده است.
وی که به داشتن دکترای علوم سیاسی مفتخر است نه سخنان و تحلیل های تند آن روز خود را بدون تاملات عمیق انجام داده است و نه جریان اصلاحطلب از وی به عنوان فردی در جایگاه نظریه پردازی انتظار داشت که امروز پس از دو ماه و اندی، در اثر نوعی "واکاوی در تاملات تنهایی خود " (2)از آن نظریات بازگردد و اعلام کند "شرایط خاص من وضعی را پدید آورد که من بدون دیدگاه انتقادی بدام چاله علوم انحرافی غلطیدم "(3)
به راستی آیا از یک نظریه پرداز می توان پذیرفت که بدون آگاهی و دیدگاه انتقادی برای حزبی به نام مشارکت، رییس جمهور دوران اصلاحات و فراتر از آن، جبهه اصلاحات تئوری پردازی کند؟!
اگرچه جریان اصلاحطلب در واکنش شتابزده به اعترافات و کنارهگیری حجاریان از مشارکتیها ادعای نخنمای شکنجه سعید حجاریان و دیگر دستگیر شدگان را مطرح میکنند اما این سوال مطرح می شود که آیا به واقع کسی در جایگاه تئوری پردازی می تواند در برابر موضوعی تحت عنوان شکنجه از اندیشههای خود عقب نشینی کرده،تمام تئوری های خود را پس گیرد و از موضع خود عقب بنشیند؟ و حتی اعلام کند: "من در این انتخابات با ارائه تحلیل های ناصواب مرتکب خطاهای سهمگین شدهام که از آنها تبری می جویم... من به خاطر این تحلیل های ناصواب که مبنای بسیاری از اعمال نادرست قرار گرفته از ملت عزیز ایران عذر خواهی می کنم . هرچه گفتیم غیر از صحبت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم "(4)
سوال اینجا است که آیا اصلاحطلبان و جامعه به اصطلاح مدنی کشور از وی (که سالها برای آنها نقش تئوری پرداز را ایفا کرده و اصلاحطلبان حامی آنها نیز براساس این تئوریات اندیشیده و رفتار کرده اند،) می پذیرند که حتی تحت تاثیر شرایط و عواملی مثل شکنجه مهر باطل بر رفتار و اندیشه های پیشین خود بزند و آنها را ناشی از "تبعیت ناآگاهانه از تئوری های غربی "(5) اعلام کند؟
رضا گلپور، نویسنده کتاب شنود اشباح (6) (که در این کتاب به افشاگری درخصوص فعالیتهای برخی سران جبهه اصلاحات پرداخته است،) در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس درخصوص اعترافات حجاریان در دادگاه میگوید: حجاریان در عمل شاهد این بود که مردم ایران همان گونه که به تفسیرهای غلط بازرگان، موسوی خوئینیها و جریان تند رادیکال مجمع روحانیون مبارز در اوایل انقلاب نه گفتند امروز نیز با جریان منافق و دوگانهای که قصد براندازی نظام را داشت، همکاری نکردند.
وی معتقد است: حجاریان در عرصهای که خود آن را فتح سنگر به سنگر مینامید، براساس عقل و ایدههای خود به این نتیجه رسید که ملت ایران از جریانهای برانداز با الگوی سکولاریستی اعلام برائت و با آن مقابله میکنند و اعترافات او در دادگاه نیز نتیجه میدانی این موضوع بود.
گلپور ریشه تغییر نگرش حجاریان را مربوط به زمان پیش از بازداشت وی میداند و میگوید: پس از تغییر ماهوی نتایج انتخابات در مجلس هفتم، شوراها، رأی کمنظیر مردم به احمدینژاد در انتخابات نهم و رای بینظیر در انتخابات دهم، حجاریان به سمت این تغییر نگرش پیش رفت اما به دلیل بیتقوایی حاکم بر این جریان و نداشتن ریشههای فقهی صحیح، او خود را ابزار دست دشمنان برای براندازی نظام حاکم بر کشور قرار داد.
نویسنده کتاب چهل و شش نوشتار(7) در ادامه میافزاید: هرچند حجاریان و دوستانش به این سمت پیش رفتند اما به برکت فضای تقوا و اخلاص امت و امامت در کشورمان و به لطف خداوند، حجاریان به سمت اصلاح و هدایت حرکت نمود.
*بازخوانی تفکرات حجاریان درمورد امام خمینی(ره)
حجاریان پیش از بازداشت درخصوص حضرت امام خمینی (ره) می گوید: " امام تا قبل از 15 خرداد، مشروطهخواه بودهاند... و نظر ایشان تقریبا شبیه همان ایدهای بود که شاه باید سلطنت کند، نه حکومت. "(8)
اما میبینیم که این تئوریسین اصلاحات در اعترافات خود که در متن کیفرخواست وی به آن اشاره شده است، درخصوص انحرافاتی مثل سلطانیسم خواندن نظام جمهوری اسلامی ایران و در پاسخ به سوالی مبنی بر علت عدم تصحیح انحرافات با وجود علم وی نسبت به انحرافی بودن این تئوریات میگوید: "من همه این انحرافات را نقد کردم ولی به نقد من ترتیب اثر ندادند. "(9)
وی درباره حضرت امام خمینی(ره) معتقد است: "امام خمینی مبدع تئوری دولت نیست و آنچه اظهار کرده، براساس مقتضیات زمان بوده است، نه درک فلسفی، فقهی و تاریخی از یک ضرورت بسیار مهم. "(10)
البته در اینباره گفتنی است که حجاریان پیش از انقلاب، نماینده آیت الله منتظری در امور مربوط به زندانها بوده است و لذا این نوع نگرش حجاریان درمورد امام خمینی(ره) با توجه به ارتباط نزدیک وی با منتظری موضوع عجیبی نیست.
* تناقضات ایدئولوژیک حجاریان درباره رهبری
سعید حجاریان در کتاب "جمهوریت،افسون زدایی " از قدرت که یکی از کتبی است که وی در آن به ارائه برخی مقالات خود پرداخته است، درخصوص تنفیذ حکم ریاست جمهوری توسط رهبر انقلاب نوشته است: " اگر تفویض حق و اختیاری هم صورت گیرد از ناحیه مردم و منبعث از حق حاکمیت ملت و قوای ناشی از آن است. "(11)
وی در ادامه تاکید کرده است: "اعتقاد آنانی که معتقدند اختیارات رئیس جمهوری منبعث و ماخوذه از ولایت مطلقه فقیه است، توهمی بیش نیست. "(12)
بخشی از دیدگاه های او درباره رهبری در تئوری وسپس در عمل است.
اما این تئوریسین جبهه اصلاحات در دادگاه روز سه شنبه خود اظهار داشت: " لازم می دانم التزام عملی خود را به قانون اساسی و فرمایشات مقام معظم رهبری را اعلام کنم. "(13)
این تئوریسین جبهه اصلاحات همچنین در دفاعیات خود تاکید کرد: " نظام ولایت فقیه مشروعیت خود را از ناحیه مقدسه امام زمان (عج) می گیرد وبدین لحاظ حکم ولی فقیه شعبه ای از ولایت رسول اکرم (ص) می باشد. "(14)
همان طور که می دانیم، سعید حجاریان از اعضای ارشد حزب مشارکت و جزو موسسین آن بوده است همچنین طبق اذعانش، وی تئوری پرداز این حزب نیز بوده است و از آن جایی که دستورالعمل فعالیت شاخه های استانی احزاب، زیر نظر مرکزیت حزب است و این امر در حزب مشارکت به شکل وسیع و دقیق تری صورت می گیرد توجه به نکته ای که دادستان پرونده کوتای مخملی درخصوص حزب مشارکت به آن اشاره کرده قابل توجه است:
"بنا بر اطلاعات منابع موثق در یکی از جلسات سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شاخه اصفهان در بین کلیه اعضاء نظرسنجی میشود که در صورت حمله آمریکا به ایران آیا رهبر جمهوری اسلامی را تسلیم مهاجمین کنیم یا نه و این در حالی است که هیچ یک از شاخه ها اقداماتی در این سطح را جز با هماهنگی مرکزیت انجام نمی دهند. در حزب مشارکت نیز اقدام مشابهی در شاخه اراک صورت می پذیرد و یکی از مسئولین شاخه طی سخنانی اظهار میدارد در صورت حمله آمریکا به ایران با دستان خودمان مسئولین جمهوری اسلامی را اعدام خواهیم نمود! "(15)
حجاریان در مقالهای که به مناسبت یکصدومین سالگرد مشروطه منتشر کرد، با بیان دیدگاههای خود درخصوص رهبری، جایگاه ولایت فقیه را مشابه جایگاه دیکتاتوری در نظامهای شاهنشاهی، سلطنتی و طاغوتی اعلام کرده بود.(16)
نویسنده کتاب چهل و شش نوشتار، درباره دیدگاههای پیشین حجاریان درخصوص رهبری میگوید: وی با ارائه تحلیلهای غلط برای خود و دوستانش فرض میدانست که باید در دفاع از مشروطیت، مبانی مربوط به ولایت فقیه را زیر سوال برده و مورد هجمه قرار دهند.
رضا گلپور با اشاره به تاسیس و انتشار روزنامه صبح امروز از سوی حجاریان میگوید: حجاریان در این روزنامه مجموعهای از نیروهای امنیتی را به کار گرفت و هر موضوعی که نشان دهنده ناکارآمدی نظام بود را بزرگ میکرد و آن چه نشانگر کارآمدی اسلامیت، روحانیت، نظارت و تأثیرگذاری ولایت فقیه بود زیر سوال میبرد.
این کارشناس مسایل سیاسی ادامه میدهد: نحوه عملکرد سعید حجاریان به نحوی بود که که نظام، رهبری، مراجع و روحانیت را مسئول برخی جنایات انجام شده جلوه میداد و اگر به سرمقالههای آن ایام صبح امروز به قلم حجاریان مراجعه کنیم میبینیم که وی آگاهانه به دنبال انتساب جنایت برخی دوستانش مثل مصطفی کاظمی، معروف به موسوی(عامل قتل فروهر و همسرش)به مجموعه نیروهای حزباللهی و طرفداران ولایت فقیه بود.
وی الگوی حجاریان در آن هنگام برای براندازی جمهوری اسلامی را مطابق مدل یوگسلاوی برای حذف اسلوآن میلوسوویچ ارزیابی میکند و میگوید: مخالفین اسلوآن میلوسوویچ ثابت کردند وی در قتل برخی شهروندان ایالتهای بوسنی، هرزگوین، کوزوو و صربستان دست داشته است با این الگو و با دخالتهای ناتو اسلوآن میلوسوویچ را ربودند و در دادگاه لاهه محاکمه کردند.
وی معتقد است: سعید حجاریان و امثال او در یک نگاه باطل سعی کردند با مقالههای خود در صبح امروز این الگو را فراهم کنند. خصوصا بعد از جریان قتل فروهر به دنبال این بودند که نیروهای بینالمللی با تشکیل دادگاه به این موضوع رسیدگی کنند اما با افشای جریان و اثبات عدم نقش نیروهای طرفدار ولایت فقیه در موضوع (که حتی باعث شد خاتمی نیز عقبنشینی آشکاری انجام دهد) و قتل مشکوک سعید امامی که منجر به پیچیدهتر شدن جریان شد فهمیدند نمیتوانند به سمت براندازی نظام براساس مدل یوگسلاوی پیش بروند.
این کارشناس مسایل سیاسی در ادامه گفت: از دیگر عوامل عدم نتیجه بخشی این مدل این بود که ژئوپلتیک ایران و فضای پارادوکس شعارهای خاتمی و مجموعه به اصطلاح اصلاحاتِ او که نزدیک به دموکراتها تعریف میشد و دولت آمریکا در برابر روسها، چینیها و حتی فرانسویها بهویژه در دوران نومحافظه کاران، اجازه استفاده از تئوری فشار بیرونی در مسیر چانه زنی از بالا را نمی داد.
این کارشناس مسائل سیاسی در ادامه تاکید میکند: حجاریان و دوستانش با رویکرد به افرادی مثل میرحسین موسوی و همسرش که هویت و سوابق مشکوکی به ویژه در سالهای اقامت خود در واشنگتن دارند، دخالت در انتخابات و با وجود علم به رأی نیاوردن او، طرح موضوعی به اسم تقلب به سمت الگوی انقلابهای رنگی برای براندازی نظام پیش رفتند که از این طریق نشانههایی را به مسولین جدید کاخ سفید که این بار با استفاده از شعارهای حزب دموکرات با محوریت باراک اوباما روی کارآمدند ارسال کنند.
گلپور با اشاره به اهمیت اعتقادات دینی در نیروهای حزباللهی تصریح میکند: طرفداران ولایت فقیه و نیروهای حزباللهی مشروعیت کارهای خود را در گرو صدور احکام رسمی و علنی حکومت میدانند و ما حتی در دیدگاههای فقهی، همکاری با دشمن خارجی را حرام میدانیم درحالی که حجاریان و دوستانش حاضرند به خاطر نزدیکتر شدن به دشمنان خارجی برخی ارزشهای خود را هم قربانی کنند و این را در نمونههایی مثل صبح امروز که نقش محوری در جریاناتی مثل قتلهای زنجیرهای داشت، ثابت کردهاند.
و البته این موضوع نیز از فردی مثل سعید حجاریان که پیش از انتخابات اخیر بارها و بارها به لزوم قدرتگرفتن اصلاحطلبان با هر وسیلهای تاکید کرده و حتی در جلسهای گفته بود: "برای به قدرت رسیدن اصلاحطلبان و اصلاحات باید خون پرداخت " موضوع عجیبی نیست.
* حلقه کیان
یکی از جریانهای به اصطلاح روشنفکری که در دهه دوم انقلاب به وجود آمد به حلقه کیان معروف است. کیان نام مجلهای بود که طرز فکر این قشر در آن منتشر میشد. اشخاصی که پایهگذار مجله کیان بودند کار خود را با کیهان فرهنگی آغاز کردند.
افرادی که کیهان فرهنگی را راهاندازی کردند، مصطفی رخ صفت، رضا تهرانی و ماشاءالله شمس الواعظین بودند که بعد از انقلاب با دکتر سروش آشنا و در این مجله با او همکاری کردند.
یکی از مباحث مهم که در کیهان فرهنگی منتشر میشد مقالههای دین شناسانه سروش تحت عنوان «آیا فقه ممکن است» بود که وی در آن اعلام کرده بود: فقاهت یا دنیویِ دنیوی است و یا اخروی اخروی و فقهی که جامع مصالح دنیا و آخرت باشد، ممکن نیست(17)
به قول سروش این چنین بحثهایی درون حلقه پیگیری میشد که از جمله آقایان روحانی حاضر در آن بحث، محسن کدیور و مجتبی بشیری بودند.(18)
کوشش سروش این بود که بر اساس مبانی معرفتشناختی لیبرالی، نسبیگرایی و پلورالیسم، فهم دین را فهمی تاریخی معرفی کند و با ایجاد تردید در قداست علوم دینی و روایات فقهی، آنها را به عنوان بخشهایی از علوم انسانی قلمداد نماید. علاوه بر سروش، افراد دیگری از جمله مجید محمدی، مرتضی مردیها و حمید وحید با گرایشات سکولاریستی با این مجله همکاری و ارتباط داشتند.
طبق نظر سروش، حلقه کیان دو نوع حلقه بود؛ حلقه عام که شامل همه خوانندگان مجله کیان میشد و حلقه خاص متشکل از افرادی که مستقیماً در داخل مؤسسه کیان کار میکردند، اعم از سردبیر، هیأت مدیره و پارهای از نویسندگان مجله.افراد دیگری که در حلقه کیان شرکت میکردند عبارت بودند از: اکبر گنجی(که در حال حاضر به خارج از کشور پناهنده شده و مشغول انتشار مقالههای توهین آمیز و سراسر تحریف درخصوص دین اسلام، مراجع تقلید، امام زمان(عج)، ولایت فقیه و ... است.) سعید حجاریان، محسن آرمین، آرش نراقی، ابراهیم سلطانی، محسن سازگارا(که به لندن پناهنده شده و در شبکه خبری بیبی پرشین مشغول دروغپردازی علیه نظام است) حسین قاضیان، ناصر هادیان، مصطفی تاجزاده و ... مطالب اکثر این افراد در کیان چاپ میشد و ارتباط نزدیکی با سروش داشتند.جالب اینکه سعید حجاریان که زمانی معاون طرح و برنامهریزی وزارت اطلاعات بود، به اسم جهانگیر صالحپور در کیان مقاله مینوشت و اکبر گنجی نیز مقالاتش را به نام مستعار حمید پایدار چاپ میکرد.(19)
هر چند حلقه کیان و مجله کیان از ابتدا مباحث حکومتی و جداسازی دین از عرصه سیاست(به نحو خاص) و جداسازی دین از عصر زندگی(به نحو عام) را دنبال میکرد، ولی صاحبان مجله ادعا دارند که کیان از سال 76(ابتدای ریاست جمهوری خاتمی) به بعد سیاسی شد و این سیاسی شدن به ضرر آنان و حلقه کیان تمام شد.(20) از آنجایی که مباحث حلقه کیان و بروز جریان فکری آنها ابتدا در فضایی تدریجی و آرام تحقق پیدا کرد و نیز به دلیل اینکه جریان استحاله، بر مراکز مهم نظام سلطه نداشت، حساسیت چندانی نسبت به آن برانگیخته نشد.
شاید به مخیله کسی خطور نمیکرد کسانی که روزگاری خود پرچمدار انحصاری دفاع از خط امام(ره) و مبارزه با آمریکا و حمایت از مستضعفان بودند و تمام رقبای سیاسی و سلیقهای خود را با برچسب آمریکایی از صحنه بیرون میکردند، چند سال بعد چنان دچار دگردیسی و تطوری شوند که در یک حرکت پاندولی و درست در نقطه مقابل دیدگاهها و نقطه نظرات انقلابی سابق قرار گیرند.
بعد از دوم خرداد 76 و پیروزیاصلاحطلبان، تربیت شدگان کارگاه بهاصطلاح روشنفکری دینی و نوگرایی دینی در ابتدا گرداننده روزنامههای زنجیرهای شدند. شمس الواعظین که سردبیر مجله کیان بود، بعد از دهم خرداد، سردبیری چهار روزنامه توس، جامعه، نشاط و عصر آزادگان را نیز بر عهده گرفت و رضا کیان، مدیر مسئول کیان نیز گرداننده روزنامه صبح امروز شد.
حلقه کیان پس از دوم خرداد به مثابه یک سایه موازی بر جنبش اصلاحطلبی در پیشبرد برنامههای آنان عمل کرد و بخش عمدهای از اقتدار روزنامهای، روشنفکری و حتی تشکیلاتی اصلاحطلبان از آنِ حلقة جدیدی از روشنفکران دینی بود که روزهای چهارشنبه در دفتر کیان شکل میگرفت.
نویسنده کتاب چهل و شش نوشتار در بخش دیگری از گفتگوی خود با فارس درخصوص حلقه کیان میگوید: ادعای خلاء تئوریکِ فقه اسلامی در اداره کشور و در علم مبارزه، زمان مبارزه با رژیم شاه منجر شد این افراد به چیزی که از آن تحت عنوان علم مبارزه تعبیر میکند(مارکسیسم) پیش بروند درحقیقت، خلاء تئوریک، حجاریان و دوستانش را را به سمت الگوبرداری از سوسیال دموکراسی از طریق شروع به انجام نهضت ترجمه برای مقابله با نظام کرد.
گلپور ادامه میدهد: آن ها در این راستا تمام نیروهای فکری خود مثل ریشههای مجاهدین خلق، تفکرات چپ، احزاب تأثیرپذیر از دانشگاههای غربی، عناصر بریده از انجمن حجتیه و نهضت آزادی را در حلقه کیان جمع کردند که دفتر مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری به ریاست موسوی خوئینیها نیز به حمایت مالی آنان میپرداخت.
این پژوهشگر تاریخ معاصر در ادامه بیان میدارد: با نهایت خوشبینی، عدم عمق لازم این افراد در شناخت معارف فقه شیعی، ادعای خلاء تئوریک در عرصه مبارزه با امپریالیستها(در دوران مبارزه) و خلاء تئوریک در نحوه اداره نظام(دوران استقرار نظام جمهوری اسلامی، حجاریان و دوستانش را به سمت ایجاد محفل موسوم به حلقه کیان سوق داد.
گلپور ادامه میدهد: نهضت ترجمه برای ایجاد پلی جهت استفاده از فشار دشمن خارجی جهت چانهزنی در سطوح فقهی، رهبری و ولایت فقیه مورد استفاده سعید حجاریان و حلقه کیان قرار گرفت و ناکارآمدی این گروه برای از بین بردن نظام در وقایع اخیر ثابت شد که در نتیجه آن، هم غربیها از آنها ناامید شدند و هم از طرفی این افراد در عرصه میدانی به این نتیجه رسیدند که الگوهای غربی و مخملی بر مردم ایران تأثیر ندارد که البته پیشتر، این افراد این یاس میدانی را در تجربه دفاع از مسعود رجوی و بنی صدر به عینه مشاهده کرده بودند.
*حاشیه امنیتی
نویسنده کتاب شنود اشباح با اشاره به حاشیه امنیتی حجاریان میگوید: سعید حجاریان پس از پیروزی انقلاب جزو نیروهایی بود که مسئولیت اداره جاسوسی و جمعآوری اطلاعات از آمریکا در دفتر نخستوزیری را برعهده داشت، در کودتای نوژه نیز از نیروهای کلیدی بازجوئی از شخص "رکنی " بود و بعدها در زمان تشکیل وزارت اطلاعات جزء اساتید دانشگاه اطلاعات بود.
وی معتقد است: حجاریان در این روند ارتباطات امنیتی یک نوع رانت امنیتی برای خود و دوستانش ایجاد کرد، زمانیکه آنها در کیان به دنبال تئوریزه کردن تفکرات اشتباه خود در مسائلی مثل ولایت فقیه بودند که اشکال حجاریان و امثال او این بود که مفهوم ولایت فقیه را از منابع غربی ماتریالیستی و دیالکتیک فهم و برداشت میکردند و نه براساس مبانی شرع، در نتیجه تعریف آنها از ولایت فقیه تعریف صحیحی نیست.
گلپورمیگوید: سروش به خواست آمریکاییها برای فهم بیشتر و جاسوسی جمهوری اسلامی به کار گرفته شده بود و نقش محوری حلقه کیان این بود که حاشیههای امنیتی سروش را امثال حجاریان با توجه به روابط امنیتی خود در سطوح مختلف ایجاد کنند.
* سوءقصد هماهنگ شده یا ترور از سوی مخالفین؟
یکی از دیگر نکات قابل تامل درمورد سعید حجایان این است که چه اتفاقی باعث میشود وی که تحت یک ترور نافرجام به دست سعید عسگر در وضعیت جسمی امروز قرار گرفته است،در انتخابات اخیر با ضارب خود برای پیروزی میرحسین موسوی همکاری کند به طوری که در یکی از مصاحبه های تلویزیونی میرحسین موسوی، در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، سعید عسگر، سعید حجاریان و بازجوی عسگر در وزارت اطلاعات، میرحسین موسوی را همراهی کنند!(21)
اگر واقعا موضوع ترور حجاریان توسط مخالفان و دشمنان وی برنامهریزی و اجرا شده است چرا وی هرگز حاضر نشد به عنوان شاکی خصوصی علیه سعید عسگر(ضارب حجاریان) در دادگاه حاضر شود؟
این موضوع به این مسئله اشاره می کند که موضوع ترور وی چیزی جز برنامه مخالفین حجاریان برای از بین بردن وی است و اذهان را به این سمت پیش می برد که ممکن است این ترور یک برنامه از پیش تعیین شده برخی اصلاح طلبان و با اطلاع حجاریان بوده است که البته بنا نبوده تا این حد جدی اتفاق بیفتد.
و شاید هم در پاسخ به سوال فوق بتوان گفت عدم شکایت حجاریان از عسگر به دلیل داشتن اطلاعات محرمانه عسگر درمورد حجاریان است که فاش شدن این اطلاعات برای حجاریان دردسرساز است.
نویسنده کتاب چهل و شش نوشتار عدم طرح شکایت حجاریان از سعید عسگر را ناشی از یک دیدگاه استراتژیک از طرف وی برای فضاسازی و شاید تحت تأثیر تجربه انحراف فکری میداند: تلاش حجاریان بر این بود که عسگر باید به سمت نیروهای مذهبی، بزرگان روحانیت و حاکمیت نسبت داده شود و چون به دنبال ایجاد این فضا بود، در عمل سعی کرد با سکوت خود در شکایت از عاملین ترور(که ارتباطات بسیار نزدیکی با برخی دوستان بسیار نزدیک حجاریان مثل احمد حکیمیپور داشتند) فضایی را ایجاد کند که سعید عسگر را به مجموعه دیگری یعنی برخی روحانیون دارای روابط نزدیک با ولایت فقیه و صریحا به سمت ولایت فقیه سوق دهد.
رضا گلپور در پاسخ به این سوال که آیا ترور حجاریان طرحی از پیش تعیین شده است میگوید: من نظر صریحی در این خصوص نمی دهم اما نزدیکی برخی عناصر تروریست در موضوع ترور سعید حجاریان با کانونهای امنیتی مثل علی ربیعی و احمد حکیمیپور برای افراد هوشیار جای سوال بزرگی است که باید در این زمینه کار تحقیقاتی صورت میگرفت به ویژه با فاش شدن استفاده عاملین ترور از موتورسیکلت سنگینی که از شورای عالی امنیت ملی وقت خارج شده بود و نامه ای که با معرفی شخص حکیمی پور در روز ترور و توسط سعید عسگر نوشته شده بود.
وی ادامه میدهد: افراد مذهبی دست به چنین کاری نمیزنند چرا که آن را حرام میدانند اما برای کسانی مثل حجاریان و خاتمی که مبانی دینی آنها مستحکم نبوده و ضعیف است، معمولا هدف وسیله را در بسیاری از مقولههای سیاسی توجیه کند چرا که اشکال اساسی این افراد این است که ملاک تولی و تبری آنها هوای نفس و جنگ روانی است، نه ملاکهای شرعی و دینی.
این کارشناس مسایل سیاسی در تبین بیشتر این موضوع میگوید: برای مثال با توجه به اظهارات مکتوب خسرو قنبری تهرانی که نشان از آگاهی خاتمی درمورد قتلهای زنجیرهای آن هم حدود سه ماه قبل از انجام این قتل ها دارد و سکوت و عدم پیگیری جدی خاتمی تا زمان وقوع قتلها و سپاس شعار "درآوردن چشم فتنه " توسط وی علامت استفهام بزرگی است که تا به امروز درمقابل صحت تدین و تقوای خاتمی قرار دارد.
*انحرافات مارکسیستی پیش از انقلاب
سعید حجاریان ساکن محدوده نازیآباد بود که با مجموعهای از نیروهای طرفدار مبارزه مسلحانه علیه رژیم طاغوت و به گفته رضا گلپور با گرایش مجاهدین خلق فعالیت میکرد.
رضا گلپور، نویسنده کتاب شنود اشباح درخصوص فعالیت های حجاریان پیش از انقلاب اسلامی میگوید: حجاریان در فضای مبارزات مسلحانه خود علیه رژیم پهلوی در گروهی فعالیت میکرد که از دیگر اعضای مرتبط با آن میتوان به خسرو قنبری تهرانی، مسعود کشمیری، بیژن تاجیک، محمدمحسن سازگارا، غلامحسین کرباسچی، احمد پورنجاتی، عباس زریباف و تقی محمدی اشاره کرد.
این پژوهشگر تاریخ معاصر در ادامه میگوید: حجاریان پیش از پیروزی انقلاب اسلامی با مجاهدین خلق و گروههای چپ مارکسیست علیه نظام طاغوت فعالیت میکرد، بعضی از افرادی که در نزدیکی تیم وی فعال بودند و با حجاریان ارتباط نزدیکی داشتند کسانی مثل محسن قمصری، تقی محمدی و جواد قدیری بودند که بعدها مشخص شد از نیروهای مستقیما مرتبط با سرویس اطلاعات جاسوسی غرب بودهاند همچنین بعضی از افراد دارای رابطه نزدیک با ساواک خصوصا اداره هشتم ساواک(به مسئولیت تیمسار ستمشاهی منوچهر هاشمی) با تیم حجاریان رفاقت داشتند.
* انحرافات دینی پیش از انقلاب
گلپور درمورد انحرافات دینی حجاریان پیش از انقلاب اظهار داشت: یکی از ضعفهای تیم حجاریان برگزاری کلاسهای شرح و تفسیر قرآن یا نهجالبلاغه در نازیآباد آن هم با وجود نداشتن سواد فقهی بود؛ که غالبا متأثر از تفسیرهای مارکسیستی از قرآن به محوریت به اصطلاح تفاسیر محمد موسوی خوئینیها یا مهدی بازرگان بود.
*خلاء تئوریک کیان قبل انقلاب درمورد مبارزه و حذف رژیم
رضا گلپور در خصوص خلاء های تئوریک حجاریان تاکید میکند: حجاریان و تیمش ضمن فعالیت با مارکسیستها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و فعالیت تحت تأثیر حزب توده معتقد بودند باید به دلیل مزدور و عامل امپریالیسم بودن رژیم طاغوت به مبارزه با آن پرداخت؛ اما پیکره مردم ایران به محوریت حضرت امام خمینی(ره) معتقد بودند شاه باید نه تنها به دلیل مزدور بودن بلکه به دلیل مخالفت با قانون اساسی، قوانین مشروطه و عمل خلاف شریعت اسلام کنار برود.
وی میگوید: وجه افتراقی حجاریان، خوئینیها و امثال آنها مثل مجمع روحانیون مبارز که امروز رودرروی نظام و رهبری ایستادهاند با مردم ایران در این است که ملت شاه را به دلیل عدم عمل به شریعت نمیخواستند اما تیم حجاریان شریعت را کاملا منطبق بر علم روز میدانستند و میگفتند چون علم مبارزه مارکسیسم است باید روش مارکسیستی را در پیش گرفت و به همین دلیل بود که غالبا نیروهای مارکسیستی مثل حزب توده و چریکهای فدایی خلق جایگاه عمیق مردمی نداشتند.
این پژوهشگر تاریخ انقلاب در ادامه بیان داشت: افرادی مثل محمود طالقانی و محمدمهدی بازرگان و محمد موسوی خوئینیها در کلاسهای تفسیر قرآن خود میگفتند اسلام با علوم جدید هیچ تعارضی ندارد و تفسیرهای غلط دیالکتیک از اسلام ارائه میکردند برای مثال شاگردان خوئینیها در کلاسهای تفسیر، از وی می شنیدند که او در تفسیر آیهای از قرآن که خروج 12 چشمه از زمین توسط حضرت موسی را مورد اشاره قرار میدهد، به بیان آرتزین بودن آن منبع آب و علم حضرت موسی برای ایجاد چاه آرتزرین می پرداخت (این شاگردان غالبا در آن زمان جذب نیروهایی نظیر گروهک تروریستی فرقان و سازمان منافقین شدند)
گلپور میافزاید: این همان ریشه التقاطیی بود که از آن، سازمان مجاهدین خلق بیرون آمد.اعضای تیم حجاریان معتقد بودند چون طالقانی و بازرگان چنین میگویند و چون علم مبارزه در علوم انسانی مارکسیسم است پس باید مارکسیست شویم و آن را یاد بگیریم.
وی در تشریح و بیان اعضای تیم حجاریان در این دوران گفت: اعضای این تیم افرادی نظیر سعید حجاریان، بهزاد نبوی، مصطفی تاجزاده، خسرو تهرانی، مسعود کشمیری و جواد قدیری از اعضای این تیم بودند که با تفسیرهای بازرگان(که به تعبیر امام(ره) در پاسخ به نامه علیاکبر محتشمی پوردر سال 64 پدر معنوی منافقین بود) تبعیت میکردند.
نویسنده کتاب شنود اشباح ادامه داد: این افراد معتقد بودند اسلام دچار خلاء تئوریک در مبارزه است و نتیجه گرایش آنها به مارکسیسم این است که مطابق اندیشه مارکسیستها میگویند باید با رعب و وحشت و ترور کار خود را پیش ببرید که این موضوع با فقه اسلامی و جعفری در تعارض است و امام(ره) معتقد بودند که باید توده مردم آگاه شوند و در عرصه حاضر شوند و شاه باید با آگاهی مردم کنار برود.
*خلاء تئوریک حجاریان در اجرای نظام
به گفته رضا گلپور خلاء تئوریک حجاریان پیش از پیروزی انقلاب، به پس از پیروزی انقلاب کشید و این دیدگاه التقاطی باعث شد پس از حاکم شدن نظام جمهوری اسلامی، حجاریان و تیمش تغییر ماهیت ندهند و از عدهای روحانی سطحیِ فارغ سواد فقهیِ مناسب به شکل ابزاری استفاده کنند و مثل مسعود رجوی و بهزاد نبوی ادعای خدمت به روحانیت را هم داشته باشند.
گلپور قدم بعدی حجاریان و تیمش را معرفی اسلام به شکلی که دارای خلاء تئوریک در اداره جامعه است، دانست و گفت: حجاریان و دوستانش در تئوریپردازی خود گفتند ما باید تجربه اداره جامعه را از غربیها یاد بگیریم.
وی ادامه میدهد: برخی از این افراد مثل نهضت آزادی و جبهه ملی معتقد به تبعیت از لیبرال دموکراسی و برخی مثل محمد خاتمی، حجاریان، بنیصدر و خوئینیها معتقد به پیروی از سوسیال دموکراسی بودند که گروه دوم معتقد بودند اسلام و فقه شیعه قدرت اداره جامعه را ندارد.
نویسنده کتاب شنود اشباح در ادامه تاکید میکند: به نظر من حجاریان در ابتدا به عنوان نیروی میدانی این جریان در عرصه سیاسی و بعد در وزارت اطلاعات و بعدترها در دفتر مطالعات استراتژیک بود.
**براندازی/حذف ولایت فقیه/ اعترافات دادگاه حرف خودش است
هرچند براساس اسناد موجود حجاریان برای براندازی نظام تلاش میکرد اما آرای مردم در انتخاباتهای پس از انتخابات مجلس هفتم ناکارآمدی این تئوریها برای حذف ولایت فقیه و نابود کردن حکومت جمهوری اسلامی را ثابت کرد.
هرچند این تئوریها پیش از این در کشورهای دیگری منجر به انقلابهای مخملی شده بود اما در این انتخابات به وضوح شاهد آن بودیم که ملت ایران چنین حرکت هایی را برنمیتابند و اعترافات امروز حجاریان ناشی از اتفاقاتی است که وی پیش از این آن را دیده بود اما انگار قصد باور کردن آن را نداشت و یا به تعبیر رضا گلپور، بیتقوایی حاکم بر این جریان و نداشتن ریشههای فقهی عمیق باعث شد امثال حجاریان همچنان خود را ابزار دست دشمنان برای براندازی کشور باقی بگذارند و وی فهمید که در جمهوری اسلامی ایران نه لیبرال دموکراسی و نه سوسیال دموکراسی به نتیجه نمیرسد.
-----------------------------------
پی نوشت:
(1) http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806031208 متن دست نوشتههای دفاعی سعید حجاریان در چهارمین دادگاه رسیدگی به اتهامات متهمان پرونده کودتای مخملی(خبر شماره 8806031208 منتشره در خبرگزاری فارس)
(2) همان
(3) همان
(4) همان
(5) همان
(6) کتاب شنود اشباح مجموعهی دو جلدی است که در سال 81 توسط رضا گلپور و با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دوران اصلاحات چاپ و منتشر شد اما مجوز انتشار این کتاب با شکایت مسول دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و دستور مستقیم خاتمی،رییس جمهور وقت، ملغی و با ادامه پیگیریهای سید محمد خاتمی، توقیف شد.
(7) کتاب چهل و شش نوشتار شامل 46 مقاله برگزیده منتشر شده رضا گلپور در کیهان در فاصله سالهای 75 تا 80 است.
(8) http://www.bashgah.net/pages-34461.html نقد یعقوب توکلی، استاد دانشگاه شهید بهشتی بر سخنان حجاریان.
(9) http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806030467 متن اعترافات حجاریان که در کیفرخواست وی آمده است.(خبر شماره 8806030467 منتشر شده در خبرگزاری فارس)
(10) http://www.bashgah.net/pages-34461.html نقد یعقوب توکلی، استاد دانشگاه شهید بهشتی بر سخنان حجاریان.
(11) کتاب جمهوریت ، افسون زدایی از قدرت به نوشته سعید حجاریان انتشارات طرح نو 1379؛ صفحه 376
(12) همان
(13) http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806031208 متن دست نوشتههای دفاعی سعید حجاریان در چهارمین دادگاه رسیدگی به اتهامات متهمان پرونده کودتای مخملی(خبر شماره 8806031208 منتشره در خبرگزاری فارس)
(14) همان
(15) http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805121464 متن کیفرخواست قرائت شده ازسوی معاون دادستانی، در چهارمین دادگاه رسیدگی به پرونده متهمان کودتای مخملی (خبر شماره 8805121464 منتشر شده در خبرگزاری فارس)
(16) مقاله سعید حجاریان به مناسبت یکصدمین سالگرد انقلاب مشروطه
(17) http://www.drsoroush.com/Persian/Interviews/P-INT-Kian.html سایت دکتر سروش، مصاحبه ای تحت عنوان دوم خرداد به زبان کیان تمام شد.
(18) همان
(19) همان
(20) همان
(21) http://www.khabaronline.ir/news-10964.aspx خبرِخبر آنلاین
گزارش از : س.هاله حیدری