
روز گذشته مطلبي در صفحه 20 روزنامه منتشر كرده بوديد با عنوان «شجريان از سپيده 57 به فرياد رسيده است» ضمن تشكر از مطلب پرمحتوايتان بد نديدم چند نكته را من باب توضيحاتي براي اين مطلب عرض كنم.در اين نوشتار ذكر شده بود كه آقاي شجريان داراي سوابق ديني و مذهبي است و از همفكران مهندس بازرگان و نهضت آزادي ميباشد. ذكر اين نكته ضروري است كه جناب شجريان با مهندس بازرگان و همفكران ايشان هيچ سنخيتي نداشتهاند. فارغ از علاقههاي سياسي و خط و ربط سياسي بازرگان و دوستانشان، اين افراد چهرههاي مذهبي بودهاند اما آقاي شجريان اينچنين نيست و اين از سخنان و رفتارشان كاملاً هويدا است. كسي كه در ليالي قدر و زماني كه قاطبه مسلمانان جهان به شب زندهداري و مناجات با خدا ميگذرانند و احياء ميگيرند اقدام به برگزاري كنسرت در خارج كشور ميكندنميتواند آدم مذهبي حتي از نوع روشنفكر آن باشد. بايد به اين موضوع اذعان كرد كه ايشان خيلي به مذهب پايبندي ندارند. البته به گفته خودشان!از سوي ديگر در اين مطلب طوري بيان شده كه شجريان گويا داراي سوابق خاص سياسي است. نه خير ايشان سياسي به مفهوم مصطلح و خاص آن نبوده و نيست. شجريان در زمان شاه معدوم هم در راديوشاه برنامه داشته است. در صورتي كه اگر آدم مبارزي بود لااقل برنامههاي هنري راديو را تحريم ميكرد مثل بسياري از چهرههاي هنري كه اين حركت را كردند.
از سوي ديگر شجريان طي سالهاي پس از انقلاب با گرفتن ژست روشنفكري و اظهارنظرهاي گاه و بيگاه در حوزه سياست بيشتر سر در آخور اپوزيسيون داشته است. شجرياني كه حاضر نشد به خاطر سياسي شدن! امضاي خود را پاي يك برگه تسليت بيندازند چطور الان كاسه داغتر از آش شده و پابهپاي اغتشاشگران حامي موسوي حركت ميكند؟
اين سؤالي است كه ايشان بايد در پاسخ به طرفدارانشان نه در صداي آمريكا، بلكه در رسانههاي داخلي پاسخ دهند!